جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4277- تاریخ : 1397/06/22 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 دل گويه 

اين همه سکوت!
سکوت‌هاي مختلفي وجود دارد و هر يک، معناي متفاوتي دارند.
سکوتي که با صبحِ جنگل همراه مي‌شود، يکي از آن‌هاست؛ که البته با سکوت شهري که خوابيده، تفاوت دارد.
سکوت قبل از باران و توفان،‌ با سکوت پس از باران و توفان، يکي نيست.
سکوت ناشي از تهي بودن، سکوت ترس، سکوت ترديد.
نوعي از سکوت است که از اشياء بي‌جان سرچشمه مي‌گيرد، مثل سکوت يک صندلي که اخيراً استفاده شده، يا پيانويي که مدت‌هاست، غبار از کليدهايش برنخاسته است.
يا هر شيء ديگري که زماني به نياز انساني پاسخ داده است؛ براي کار، يا براي لذت. اين نوع سکوت‌ مي‌تواند حرف بزند. صدايش ممکن است غمزده باشد،اما نه هميشه: مثلاً وقتي که لحظاتي پيش، کودکي خندان از روي صندلي برخاسته است؛ يا وقتي آخرين نُت‌هايي که پيانو نواخته، شاد و سرخوشانه بوده باشند.
شرايط و فضا هر چه باشد، عصاره‌‌‌اش در سکوت پس از آن هم ادامه پيدا مي‌کند.
سکوت هم، انعکاس و پژواک خود را دارد.
شب در مسير غرب/ بريل مارکهام


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي