جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1859- تاریخ : 1388/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (چهارشنبه)

 شعر طنز 

بگو

ناشر المصلحه را ديدم واورا گفتمي ، طنز چگونه بگويم که قابل الچاپ همي باشد . گفت: 
 طنز را شکل جوک دبش و نمکدار بگو  
از همين دور و بر و کوچه و بازار بگو

چيز هايي که  لزوما به  کسي  برنخورد
ازلگن يا مثلا از کش شلوار بگو

بيخودي دور و بر اهل سياست  نپلک
کمتر از اين طرف و آن طرف اخبار بگو

چيز ايهام برانگيز و دو پلهو ننويس
مثل اين داش قلي، يکسره ليچار بگو

اين همه  سوزه ي بي درد سرو و عالي و مشت
از سر تاس همين جاسم عطار بگو

از بز مش رجب آقا که به او شاخ زده
يا که از جفتک خربر دل معمار بگو

يک نظر اين شکم اوس تقي را تو ببين
پس در آن باره سخن هاي شکربار بگو

از نوک لنگه ي  جوراب که سوراخ شده
يا که از خشتک صد پاره ي گچکار بگو

ازهمان مرد که  که مي رفت به يک گوشه ي دنج
بعدش از ترشدن گوشه ي ديوار بگو

مايه بگذار کمي ازخود و از اهل و عيال
از لپ گوشتي و بيني دلدار بگو

از زن وعشق عميقش  به تماس  و تلفن
يا که از سوختن  شله قلمکار بگو

بر لب جوي نشين و گذر موش ببين
با سر انگشت، شمارش کن و آمار بگو
 
بازي اشکنک دارد

ژاله با آن نگاه غمگينش
شکوه از بخت و از فلک دارد

گونه هايش کبود و خون آلود
جاي يک مشت  روي فک دارد

ژاله  مي گويد اوس علي آقا
عشق فحاشي و کتک دارد

کج خيال و عبوس و بدخلق است
اوبه هرچيز و هرکه شک دارد

 بيخودي  هي بهانه مي گيرد
که چرا چهره ات بزک دارد

پرده رفته است پس چرا آنور
شيشه آخر چرا ترک دارد

اين غذا پس چرا ندارد طعم
آن چرا يک دو من نمک دارد

استکان را مگر نمي شوري؟
پس چرا هرکجاش لک دارد

روز و شب مي زند مرا مادر
گفته باشم که کم کمک دارد....!

مادرش بي خيال مي گويد
دخترم بازي اشکنک دارد

ژاله مي گويد اينکه بازي نيست
چون فقط سر شکستنک دارد
 
گرفته است

احساس  مي کنم که هوا غم گرفته است
انگار قلب پنجره ها هم گرفته است

دلخور نشو اگر که صدايت نمي کنم
بغضي غريب، راه گلويم گرفته است

شد خيس خيس گونه و ريشم ، نگاه کن
باران ابر چشم ، چه نم نم گرفته است!

خيلي  دلم براي خودم شورمي زند
امروز هم مرا غم عالم گرفته است

 شوخي نکن که حال من اصلا رديف نيست
قلبم نه چون هميشه  که محکم گرفته است

بيزارم از اداره  از آن پوشه موشه ها
از زندگي که رنگ جهنم گرفته است

پست رياستي که برايم عزيز بود
همکار ديگري خوش و خرم گرفته است

گفتند که  بموجب ابلاغ  صادره
جاي مرا جناب مفخم گرفته است


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون