جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4250- تاریخ : 1397/05/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

بهروز ياسمي عنوان کرد؛
يک تقسيم‌بندي سياسي در ادبيات

بهروز ياسمي مي‌گويد: اين‌که جريان روشنفکري را در مقابل تعهد در ادبيات قرار مي‌دهند، يک تقسيم‌بندي سياسي و ايدئولوژيک است.
اين شاعر در گفت‌وگو با ايسنا، درباره ادبيات متعهد و ادبيات روشنفکري اظهار کرد: جريان روشنفکري در ادبيات با تعهد آميخته بوده و از آغاز مثلا در دوران مشروطه، عدالت‌خواهي، تجددطلبي و وطن‌پرستي از الزامات جريان روشنفکري بوده است. تفکيک ادبيات به دو حوزه روشنفکري و متعهد نه درست است و نه کارساز.
او با بيان اين‌که خود فعاليت ادبي يک جريان روشنفکري است، گفت: زماني که قلم برمي‌داريد و مي‌نويسيد در واقع مي‌خواهيد از طريق نوشتن دنيا را عوض کنيد، دنيا را زيباتر يا لااقل قابل تحمل‌تر کنيد.
ياسمي سپس بيان کرد: «شاهنامه»، رباعيات خيام، «گلستان» و «بوستان» سعدي و ديوان حافظ نوعي جريان روشنفکري‌اند؛ اين‌که بگوييم شعر سعدي شعر متعهدي است يا نه درست نيست چون تعهد بخشي از ذات ادبيات و به تبع جريان روشنفکري است؛ هم در ادبيات منظوم و هم در ادبيات منثور. شايد دوگانه‌سازي اين دو مفهوم و در تقابل هم قرار دادن آن‌ها از آن‌جا شروع شد که جريان روشنفکري در عصر جديد با تجددطلبي خود سنت را به چالش کشيد وگرنه مسئوليت سياسي و اجتماعي شاعر يا نويسنده از الزامات روشنفکري است. بنابراين روشنفکر نمي‌تواند نقطه مقابل متعهد باشد، مگر اين‌که تعريف ما از تعهد يک تعريف فروکاسته و ايدئولوژيک باشد.
او درباره اين‌که آيا تقابل ادبيات متعهد و روشنفکري مي‌تواند منجر به پويايي ادبيات شود، گفت: من که گفتم ميان اين دو تقابل و تعارضي بنيادين - لااقل در عالم ادبيات - وجود ندارد ولي رقابت معمولا باعث پويايي و شکوفايي مي‌شود. نيما مي‌گفت شعر گذشته ما بيشتر کلي و ذهني است تا عيني. از زمان نيما و حتي قبل آن در دوره مشروطه ادبيات دريافته بود که بايد به مسائل روز و اجتماعي توجه کند، بنابراين گرايش به سمت مسائل اجتماعي همراه جريان روشنفکري وارد شعر و سپس رمان و داستان و ديگر گونه‌هاي ادبي شده بود. خلاصه اين‌که در ادبيات منسوب و موسوم به متعهد، تلاش براي پررنگ کردن آرمان‌هاي سياسي مذهبي يا ايدئولوژيک تعهد ناميده مي‌شود ولي در ديگري تحت عنوان مسئوليت سياسي اجتماعي شاعر مطرح است، پس هر دو اشتراکاتي دارند قبل از آن‌که با هم در تقابل باشند.

مولاناشناس آمريکايي درگذشت
به گزارش ايبنا لئونارد لويزون، عضو بنياد ميراث ايران در بخش زبان فارسي و ادبيات صوفيه در مركز مطالعات اسلامي دانشگاه اكستر انگلستان درگذشت.
دکتر لويزون در سال 1953 در آمريکا متولد شد و در بيست سالگي به عنوان مدرس زبان انگليسي به ايران سفر کرد. او به دليل علاقه‌مندي به ادب و فرهنگ ايراني اسلامي، در دانشگاه شيراز زبان و ادبيات فارسي، دين و تاريخ اسلام و جامعه‌شناسي را آموخت و در نهايت موفق به دريافت مدرک کارشناسي در رشته روابط بين‌الملل شد. در ادامه، علاقه به ايران‌شناسي او را رهسپار دانشگاه لندن کرد و در مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي به تحصيل ادبيات فارسي پرداخت و سپس در سال 1988 درجه دکتراي خود را در رشته ادبيات فارسي کسب کرد.
لئونارد لويزون مدرس ارشد در موسسه مطالعات عربي و اسلامي دانشگاه اکستر در انگلستان بود و در زمينه مطالعات اسلامي، عرفان، تاريخ ايران فعاليت داشت. او متخصص ترجمه متون شعر و ادبيات صوفي فارسي بود و ازجمله فعاليت هاي او ميتوان به «فراسوي ايمان و کفر شيخ محمود شبستري» ، «ميراث تصوف» و «دوش ديدم که ملائک در ميخانه زدند: سي غزل از حافظ» اشاره کرد.
لئونارد لويزون در روز 15مردادماه 1397 (ششم آگوست 2018 ) درگذشت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون