جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4238- تاریخ : 1397/05/04 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 دو قاب از بوم تصويرگري ايران و براتيسلاوا در سنندج 

* گزارش از:‌هاجر صفابخش، مربي مرکز آفرينش‌هاي ادبي کانون استان کردستان
يک‌هفته قبل، روز يکشنبه عقربه‌هاي ساعت به سمت 10 زندگي را با عجله پشت سر مي‌گذارند.
گرما و ترافيک به دلهره‌هايم مي‌افزايند، خدا را شکر سر وقت مي‌رسم به گالري سوره سينما بهمن، محل برگزاري نمايشگاه بين‌المللي دوسالانه کتاب کودک برا تيسلاوا.
اين همکاري و اين اتفاق خوش را بايد به فال نيک بگيريم، قدم در فضاي گالري و نفس کشيدن در هواي تابلوها حس نوستالوژي خوبي را در تو زنده مي‌کنند حس زيبايي که ناخودآگاه تو را مي‌برد به دنياي کودکي به دنياي قصه‌هاي قديمي و دنياي رنگارنگ کودکي همان‌جا که گل‌هاي بابونه سفيد را از زمين محل بازي‌ات مي‌کني و به موهايت سنجاق مي‌کني و سنجاقک آرزوهايت را در هواي لذت‌هاي کودکي پرواز مي‌دهي.
نمي‌دانم سفر از کودکي تا امروز چقدر سريع گذشته است؟ و با چه شور و حالي اين مسير طي شده است؟ اما اين تابلوها چه تابلوهاي آثار بزرگان ايراني و چه آثار هنرمندان براتيسلاوايي ناخواسته تو را ياد روزهايي مي‌اندازد که تازه کتاب‌خوان شده‌اي و شوق خواندن کتاب در درون تو طعم گس تابستان و گرما و بازي و اندکي هم کتاب را زنده مي‌کند، سال‌هايي که خودت پولهايت را جمع مي‌کردي و کتاب مي‌خريدي يا نه اگر تنها اندکي فقط اندکي خوشبخت بودي در خانواده تو عمويي، دايي‌اي، خلاصه فرد کتاب‌خواني پيدا مي‌شد که چند سال از تو بزرگ‌تر و عاشق کتاب بودند و کتاب‌خانه کوچکي هم گوشه تاقچه اتاق دنجي داشتند که تو قدم‌هايت را آهسته آهسته به سمت اين اتاق و تاقچه‌اش برداري و دور از چشم همه سواد خواندنت را به رخ خودت بکشي و براي خودت کتاب بخواني و در همين لحظه که داري از تصويرهاي کتاب لذت مي‌بري و با داستاني که پيش رو داري روياپردازي مي‌کني صداي مادرت که اسمت را صدا مي‌زند تو را به دنياي واقعي بر مي‌گرداند.
اين‌جاست که طعم شيرين خاطرات گذشته و خاطره بازي هميشه عالي و تازه است آن‌هم خاطره بازي‌هايي از جنس انديشه.
از آغاز
از روزي‌که نويسنده‌اي قلم به دست گرفته است تا پيچ و تاب واژه‌ها را در ذهنش بر روي کاغذ ثبت کند قصه‌اي کودکانه خلق کند و آن طرف‌تر يار آشنايي که از قضا نقاش خوبي هم هست دوستانه و از سر ذوق آنچه نويسنده نگاشته است صميمانه درک مي‌کند و اين بار او از دنياي واژه‌ها به دنياي رنگ‌ها و تکنيک‌ها پرواز مي‌کند تا نقشي بر بوم کودکي خلق کند که هم خودش به تنهايي و هم بر آسمان واژه‌ها چون ستاره‌اي دنباله‌دار خوش بدرخشد و در جايش خوش بنشيند آن‌چنان که تحسين همگان را در همه دوران‌ها برانگيزد و اينجاست که آنچه از دل برآيد هميشه و در همه حال زنده و پوياست شايد انتخاب‌ کتاب‌هاي راه‌يافته به همه دوسالانه‌هاي گذشته‌ از سوي جمهوري اسلواکي صحت اين ادعا را بيشتر نمايان سازد زيرا تاکنون هر چه انتخاب شده از کتاب‌هاي پرخواننده‌اي بوده که کودکان ديروز با شوق و ذوق از آن‌ها خاطره دارند.
همه هستند
حضور بزرگان عرصه نقاشي و تصويرگري استان کردستان در افتتاحيه اين نمايشگاه برگ برنده ديگري بود که غرور و افتخار را در همه حاضران زنده مي‌کرد. فردين صادق‌ايوبي چهره برجسته استان و استاد مسلم نقاشي در عرصه بين‌المللي، آثار راه‌يافته به نمايشگاه را خوب و در حد بين‌المللي دانست اما اذعان داشت که گمان نمي‌کنم تصويرگراني که سال‌ها پيش اين تصاوير را کشيده‌اند هنوز هم با همان تکنيک‌ها تصاوير خود را براي کودکان امروز بکشند زيرا دنياي کودکان امروز فانتزي‌تر و با ارتباطات عاطفي قوي‌تري شکل گرفته است.
ايوبي به دنياي مجازي هم اشاره کرد که يک ابزار تکنيکي در دست کودکاني است که اگر بخواهند مي‌توانند به سادگي با عکس‌هاي سلفي‌شان اثر خلق کنند.
امين مرادي مديرکل حوزه هنري از اين همکاري اظهار خرسندي کرد و افزود به جاي اين‌که موازي‌کاري کنيم مي‌توانيم با همکاري ادارات با هم فعاليت‌هاي فرهنگي بهتري در سطح استان انجام دهيم در حالي‌که ما مکاني با استاندارهاي بين‌المللي داريم که دسترسي خانواده با توجه به موقعيت مکاني آن راحت‌تر است.
او مي‌گويد که از طرفي هم ارتباط حوزه و کانون هميشه دوستانه بوده است خصوصا اکنون که مديرعامل کانون از خانواده حوزه هنري است و هنوز هم کارهاي فرهنگي مشترک با همکاري مديرکل کانون استان انجام مي‌دهيم چون معتقدم که برنامه‌ريزي و سرمايه‌گذاري مشترک، توليد مشترک و قابل قبولي را به همراه دارد.
همه‌جاي ايران، سراي هنر
حامد رهنما مديرکل روابط عمومي و امور بين‌الملل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان که بار اصلي اين نمايشگاه بر دوش مجموعه‌اش بوده، در خصوص انتخاب استان کردستان به‌عنوان گزينه اول براي برگزاري اين نمايشگاه، ظرفيت‌هاي خوب استان و تمرکززدايي از تهران به سمت استان‌هاي ديگر را از سياست‌هايي جديد کانون دانست و از برگزاري جشنواره دوسالانه نقاشي کودک و اکران فيلم‌هاي جشنواره پويانمايي تهران در استان‌ها هم سخن گفت.
به‌گفته او همين نمايشگاه تصويرگري ماه آينده در خراسان رضوي برپاست.
رهنما اتفاق خوب اين نمايشگاه را برپايي و کارگاه عليرضا گلدوزيان دانست و اظهار اميدواري کرد طي نشست‌هاي متعددي که روح‌الله کاظمي‌زاده مديرکل نظارت بر انتشارات کانون با نويسندگان، مولفان، نقاشان، تصويرگران و طراحان کتاب کودک در کانون داشته و دارند تعامل بيشتري بين نويسندگان و تصويرگران کتاب‌هايي که مجوز جاپ مي‌گيرند اتفاق بيافتد زيرا اين خواسته کودکان سراسر کشور در برنامه‌هاي دوپنجره سراسر کشور بوده است.
خبر خوش مديرکل روابط عمومي و امور بين‌الملل کانون مربوط به پخش کتاب‌هاي کانون بود که ازاين پس نشر کتاب‌ها دايره گسترده‌تري را به خود اختصاص خواهد داد و تعطيلي قسمت فروش کانون نيز به دليل به‌سازي پخش کتاب‌ها و ارتباط بيشتر فروش کتاب‌هاي کانون و قرار گرفتن اين کتاب‌ها در قفسه‌هايي غير از دفاتر فروش کانون است. وي بازشدن دفاتر فروش کانون تا ماه آينده را قطعي دانست.
سهيلا شيخي مديرکل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان استان کردستان ضمن خيرمقدم به مهمانان و حاضران در جشنواره اين حسن انتخاب را به فال نيک گرفت و از تکاپو و تلاش همکاران کانون براي برپايي اين نمايشگاه تشکر و اظهار اميدواري کرد اين نمايشگاه فتح بابي براي بهتر شدن و به‌روز شدن تصويرگري کتاب‌هاي آينده کانون باشد.
روز دوم در قاب تصوير عليرضا گلدوزيان
گاهي اتفاق‌هاي خوب با هم مي‌افتد ديروز نمايشگاه و امروز حضور در کارگاه تصويرگري کتاب کودک استاد گلدوزيان، نفس کشيدن در هواي هنر زندگي را زلال و جاري مي‌کند بدون اين‌که دغدغه‌هاي سخت روزمره را احساس کني. نه اين‌که زندگي را از يادت ببرد نه نفس کشيدن در هواي هنر و نشستن در محضر استادان يادآوري مي‌کند که زندگي لب طاقچه عادت نه تنها از ياد نمي‌رود بلکه حس غريب يک مرغ مهاجر را به لمس تنهايي ماه پيوند مي‌زند و تو را با طبيعت آشتي مي‌دهد آن‌گونه انرژي مضاعف بگيري خون در رگ‌هايت بدمد و گونه‌هايت سرخي عشق را حس کنند و تو به قلمت جاني دوباره بدهي و از سر نو طرحي نو دراندازي.
عليرضا گلدوزيان متولد سال 1355 است او اهل تهران است و نقاشي را پيشه خود کرده است و پس از تحصيل در دانشگاه فقط به تصويرسازي کتاب کودک پرداخته است.
جوايز متعددي دارد که مهم‌ترين آن جايزه دوسالانه براتيسلاواست. او اين جايزه را در سال 2005 براي کتاب‌هاي «جوراب سوراخ» و «مدادهاي سياه و قرمز» دريافت کرده است. او از تلاش‌هايش براي رسيدن به نقطه اوج تصويرگري‌اش و امروزش و دغدغه‌هايش براي کارهايش مي‌گويد. يادآوري مي‌کند که هر کاري را که آغاز مي‌کند نقطه صفر شروع است انگار همه چيز از آموزش و مطالعه و تحصيل از همين نقطه شروع مي‌شود از همين کتاب پوستر و يا هر کاتالوگي که براي تصويرگري پيشنهاد شده است.
او خاطرنشان مي‌کند که براي اين‌که تصويرگري بهتري داشته باشيم بايد در حوضچه هنرهاي تجسمي از مباني هنرهاي تجسمي از قبيل بافت و مباني اوليه اين حوزه تا تخصصي‌ترين واژه‌ها و مطالب شنا کنيم تا به وقتش شناگر ماهري باشيم. بايد چترهايمان را در وادي ادبيات ببنديم زير باران واژه‌ها قدم بزنيم با ادبيات پر استعاره و رمز و راز فولکلور و قديمي مملکت‌مان دوست باشيم و سر سفره افطار عناصر داستان با بهترين آن‌ها سفره بچينيم و زير و بم‌ها و افت و خيزهاي رويداد در داستان را بلد باشيم با گره و گره‌گشايي در داستان دست و پنجه نرم کنيم. با مفاهيم و واژه‌هاي روان‌شناسي کودک آشنا باشيم زيرا هر عنصر از نقاشي کودک يک نشانه در روان‌شناسي را به خود اختصاص داده است و براي ارائه تصوير بهتر و هماهنگ‌تر با داستان بايد اين‌ها را بلد باشيم. لازم است داستان را درک کنيم براي داستان‌هاي رئال که از واقعيت زندگي گرفته شده‌اند تصاوير تخيلي کمک کننده نيست همچنان‌که براي داستاني مثل «آليس در سرزمين عجايب» تصاوير رئال جواب‌گو نيست. شناخت مکتب‌ها، بررسي انواع فرهنگ‌ها و آشنايي با خرده فرهنگ‌ها کمک شاياني به ارايه يک تصوير درست به‌جا و در خور متن مي‌دهد هر چند ارتزاق زندگي و روز مرگي‌ها گره عشق را مي‌گسلد و تو مجبور به قبول سفارش‌هايي مي‌شويي که نبايد، اما همين کارها را هم بايد درست انجام داد. بايد آن‌چنان منطقي پشت تصاوير باشد که افسون هيچ ناشري نتواند طلسمش را بشکند و در آن دخالت کند مهم‌تر از همه ما بايد رفتارشناسي عناصر طبيعي را هم بدانيم تا براي شعري اين‌چنين:
زنگ صبح خورد
تک تک درخت‌ها
توي صف به خط شدند با صداي از جلو نظام باد
دست‌هايشان
روي دوش هم سوار شد
يک صف بلند
در کنار پياده رو
قطار شد
تصوير ايستا و خسته ولي رنگ و روح نکشيم هر چند شعر پر از آرايه‌هاي ادبي و استعاره در معنا و کلام است بايد رمز و راز پشت واژه‌هاي شعر را نيز دريابيم شايد عجيب نباشد اگر بگويم بايد رنگ کلام را در شعر دريافت تا براي شعرهايي با مفهوم گرم رنگ‌هاي سرد به‌کار نبريم و بالعکس هر چند تصويرسازان امروز و جوان ما با شتاب و عجله مي‌خواهند فاصله رسيدن به غرب و اوج تصويرگري خود را با دنيا کم کنند اما شناخت فرهنگ عامه و درک اتفاق‌هاي پيرامون خود، هم‌زمان مطالعه ادبيات و تصويرگري روز دنيا کارسازتر از اين شتاب با عجله است خوب همه دوست دارند با ناشر خارجي کار کنند زيرا کار کردن با ناشر خارجي پول و سرمايه مي‌آورد چون او به دلار با تو حساب مي‌کند برايت اعتبار جهاني مي‌آفريند راه ورود به نمايشگاه‌ها و فستيوال‌ها را باز مي‌کند اما او از تو يک استاندارد خط کشي شده برابر قوانين روز اروپا مي‌خواهد و تو از همان اول بايد همه را بدون کم و کاست از طراحي شخصيت اصلي تا استوري‌برد و فريم به فريم داستان ارايه دهي.
آشنايي و لمس کتاب‌هايي که استاد شخصا کار کرده است جان و طراوت تازه‌اي به کلاس بخشيد که هم‌نوازي ساز تجربه و دانش را در گوش زمان طنين‌انداز کرد و نوازش گوش و چشم و ذهن را براي مدتي باهم امکان‌پذير کرد. شايد بايد هر روز به اين قاب که درست در وسطش نوشته است: چونکه با کودک سر و کارت فتاد/ هم زبان کودکي بايد گشاد. نگاه کرد تا دريابيم نيازسنجي‌هاي کودک امروز را. اميدواريم اين کارگاه‌ها هر چند وقت يک‌بار تکرار شوند زيرا بيان عشق در هر محفلي قند مکرر است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون