جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4226- تاریخ : 1397/04/21 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 دل گويه 

مرد گريه نمي‌كند اما...
مريم اخوان صالح
مي‌دانم نشسته‌اي و به سختي‌هاي زندگي فكر مي‌كني!
به اين‌كه آينده خودت و فرزندانت چه خواهد شد؟
اين‌كه با فروش انگور و برگه زردآلو و توت خشك آيا شكم گرسنه كودكانت سير مي‌شوند؟
كودكاني كه از گراني مرغ وگوشت و ميوه بي‌خبر هستند و نمي‌دانند وقتي قيمت سكه وطلا و دلار بالا مي‌رود يعني چه؟
آن‌ها در دنياي كودكانه خود غرق هستند...
نمي‌دانند كه زير آفتاب تموز تابستان نشستن و چشم دوختن به مردماني كه بي‌تفاوت از كنار تو رد مي‌شوند چه درد و رنجي
دارد!
نمي‌دانند شب با جيب خالي به خانه آمدن چه‌قدر دردناك است و چه زخم‌هايي بر دل مي‌نشاند.
اشك‌هايش را با پشت دستش پاك مي‌كند و صداي مادرش در گوشش مي‌پيچد: مرد كه گريه نمي‌كند!
مادر... مادر... اكنون ديگر از شانه‌هاي مهربان و زانوان پذيرنده مادرش خبري نيست.
بايد دست بر زانوي خود بگذارد و برخيزد؛ فرزندانش هيچ نمي‌دانند!
آري آن‌ها از هيچ‌چيز خبر ندارند....
و تمام سختي‌ها و مشكلات زندگي بر دوش تو سنگيني مي‌كند!
اما تو هم‌چنان محكم و قوي باش تا به دنيا و مردمان آن ثابت كني كه پدر بودن، فقط پدر بودن نيست!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي