جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4207- تاریخ : 1397/03/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 کلير مِسود:
 داستايوسکي سبب شد نويسنده شوم 

مترجم : سحر حسابي
به گزارش ايبنا به نقل از گاردين، کلير مِسود، نويسنده آمريکايي بيشتر با کتاب «فرزندان امپراتور» در دنيا شناخته مي‌شود اما او با داستان «زن طبقه بالايي» نامزد جايزه گيلر کانادا و براي «وقتي دنيا جاي خوبي بود» نامزد جايزه فاکنر شد. از او درباره آثاري که مي‌خواند، دوست دارد، هديه مي‌دهد و ..... سؤال کرديم. خواندن پاسخ‌هاي اين نويسنده آمريکايي خالي از لطف نيست:
کتابي که در حال حاضر مي‌خوانم:
"همه براي هيچ‌چيز" نوشته والتر کمپاوسکي که درباره ماه‌هاي پاياني جنگ دوم جهاني است. البته اين نويسنده کتاب ديگري نيز دارد که پر از مصاحبه‌هاي مختلف با افراد درباره جنگ جهاني دوم است و منبع الهام اسوتلانا الکسويچ براي نوشتن درباره روسيه شد.
کتابي که زندگي‌ام را تغيير داد:
"يادداشت‌هاي زيرزميني" نوشته فئودور داستايوسکي. وقتي اين رمان را در سال آخر دبيرستان خواندم تصميم گرفتم نويسنده بشوم. هميشه مي‌دانستم که داستان نوشتن را دوست دارم اما هيچ‌گاه از قدرت قصه‌گويي خبر نداشتم.
کتابي که اي کاش من نوشته بودم:
کتاب‌هاي زيادي را دوست دارم. انتخاب کمي سخت است. «پادشاه لير» و «هملت» نوشته ويليام شکسپير، «مادام بواري» نوشته فلوبر، «آبي‌ترين چشم» نوشته توني موريسون، يا مجموعه داستاني از آليس مونرو.
کتابي که بر نوشته‌هاي من تأثير گذاشت:
"بازنده" نوشته توماس برنهارد.
آخرين کتابي که موجب شد اشک بريزم:
من خيلي راحت گريه مي‌کنم. «شازده کوچولو» نوشته سنت اگزوپري. وقتي فرزندانم کوچک بودند بارها اين کتاب را برايشان خوانده‌ام. حالا ديگر بزرگ شده‌اند و فقط گاهي براي خودم مي‌خوانمش و هر بار اشک از چشمانم جاري مي‌شود.
کتابي که نتوانستم تا پايان بخوانم:
سه بار تلاش کرده‌ام «تريسترام شاندي» نوشته لورنس استرن را بخوانم اما نتوانستم. از آخرين باري که تلاش کرده‌ام اين کتاب را بخوانم 20 سال مي‌گذرد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون