جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4204- تاریخ : 1397/03/24 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

بلاتکليفي کليات اشعار حميد سبزواري
ميان وعده‌ها
مهر: در آستانه دومين سالگرد درگذشت حميد سبزواري پدر شعر انقلاب، فرزند اين شاعر از وعده‌هاي برزمين مانده براي انتشار آثار برجاي مانده از اين شاعر گله‌مند است و به طور تلويحي از منتشر نشدن بخش قابل توجهي از باقي‌ماندههاي سروده‌هاي اين شاعر انقلاب اسلامي سخن مي‌گويد.محسن ممتحني در اين زمينه به مهر گفت: در ماه‌هاي پاياني حيات پدر رئيس وقت سازمان بسيج مستضعفين به ديدار پدر آمد و خيلي جدي عنوان داشت که کليات اشعار پدر را منتشر مي‌کند و وعده داد در روز شعر و ادب آن سال از آن کتابها رونمايي به عمل خواهد آمد. در همين زمنيه ما نيز چند نفر از شاعران دست به کار گردآوري و آماده ساختن کليات اشعار ايشان کردند و خود من نيز با هزينه شخصي خودم اقدام به تايپ و آماده سازي آن کردم. اما در نهايت از انتشار کتاب خبري نشد.
وي ادامه داد: يکي از دوستان شاعر به واسطه‌اي پس از آماده شدن کتاب براي وي پيغام فرستاد که به وعده خود عمل کن اما پاسخ گرفته بود که بودجه‌اي براي اينکار نداريم!
ممتحني در ادامه با اشاره به اينکه دو نيم سال است که کليات اشعار حميد سبزواري در انتظار انتشار به سر مي‌برد، ادامه داد: آقاي دکتر صالحي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به بنده پيغام دادند که به ديدارشان بروم و در اين ديدار عنوان کردند که مجوز تاسيس موسسه فرهنگي حفظ و نشر آثار حميد سبزواري را صادر مي‌کنند و همچنين عنوان کردند که بودجه‌اي براي انتشار اين کتاب تخصيص مي‌دهند. فرزند حميد سبزواري در ادامه با اشاره به پيشنهاد موسسه نشر عروج براي انتشار اين مجموعه گفت: بيش از 500 قطعه شعر و يادداشت منتشر نشده از پدر باقي مانده است که ترجيحمان اين است در موسسه‌اي با بودجه خودمان و يا توسط موسسه‌اي انتشاراتي خصوصي در دست چاپ قرار بگيرد. تعداد آثار منتشر نشده از مرحوم پدرم واقعا زياد است و لازم است که عده‌اي متولي تنطيم و آماده سازي آن بشوند.


فرشته احمدي:
از داستان ايراني حمايت نمي شود
فرشته احمدي (نويسنده و داور جوايز ادبي) در گفت‌وگو با ايلنا درباره لزوم حمايت از تاليف ايراني و چگونگي اجراي چنين حمايتي گفت: حمايت از توليد ايراني، داستان ايراني و کتاب ايراني و در کل خلاقيت‌هايي که در کشورمان وجود دارد و خيلي وقت‌ها به ديوار مي‌خورد و نتيجه‌بخش نيست و کسي به آن توجه نمي‌کند، قطعا مي‌تواند و بايد از طرق مختلفي اجرا شود. مهمتر از مسائلي مثل تخصيص يارانه و ... حمايت‌هاي زيربنايي‌تري لازم است که نه هيچگاه ديديمشان و نه اميدي به تحقق آن‌ها دست‌کم در مدتي نزديک داريم. مثلا تلويزيون به هيچ‌وجه راضي نمي‌شود که برنامه‌اي را به کتاب ايراني اختصاص بدهد که از وزارت ارشاد مجوز گرفته و همين‌جا منتشر شده است و در مغازه‌ها به فروش مي‌رسد. تلويزيون هيچ‌وقت حاضر نيست درباره هيچ کتاب ايراني حرف زده شود. برنامه «من يک نويسنده‌ام» هم تنها سه قسمت پخش شد و بعد تعطيل شد. در همين سه برنامه هم شاهد محافظه‌کارترين نوع پرداخت به نويسنده و کتاب ايراني بوديم و محتواي برنامه تنها به معرفي نام نويسنده و اينکه چه آثاري منتشر کرده خلاصه شده بود. چرا چنين برنامه‌اي بايد تعطيل شود.اين نويسنده سپس مشخصا درباره حمايت‌هاي يارانه‌اي در قالب طرح‌هايي مثل عيدانه و تابستانه کتاب بيان کرد: تخصيص يارانه و حمايت ويژه در طرح‌هايي مثل عيدانه کتاب و تابستانه کتاب واقعا خرده‌ريزهايي هستند که انجام‌شدنشان بهتر است ولي انجام‌نشدنشان هم آنچنان تفاوتي ايجاد نمي‌کند. آن هم در مقابل جامعه‌اي که به شکل زيربنايي با داستان‌نويسي و ادبيات ايراني چندان همراه نشده است. همراهي اصولي و واقعي و زيربنايي نداريم؛ درحاليکه در تمام دنيا از ادبيات مستقل و سينماي مستقل به شکلي حمايت مي‌کنند که زير بال و پر آن را بگيرند و کمک کنند که در دنيا خودش را معرفي کند. ما چنين حمايتي را نداريم و دليلش هم براي من مشخص نيست.
آيا واقعا قصه‌پردازي و داستان‌نويسي و تخيل‌ورزيدن و بررسي امکاناتي که در جهان وجود دارد و کمي نگاه به دنيا و انسان بدون پيش‌فرض تا اين حد جاي نگراني دارد. کاري که ادبيات انجام مي‌دهد همين است يعني تلاش مي‌کند بدون پيش‌قضاوت و پيش‌فرض به انسان و جهان نگاه کند. ولي هميشه به خود ادبيات با پيش‌فرض نگاه مي‌شود که مي‌تواند خطرآفرين
باشد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون