جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4193- تاریخ : 1397/03/07 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 شاعرانه هاي ميلان کوندرا 

مهدي طوسي
آنچه فرد تحصيلكرده را از فرد خودآموخته مشخص مي سازد، وسعت دانش نيست، بلكه اعتماد به نفس است.
**
زماني كه قلب، لب به سخن مي گشايد شايسته نيست كه خِرد خُرده بگيرد.
**
عشق، به يك امپراتوري شبيه است؛ اگر انديشه اي كه بر مبناي آن به وجود آمده از ميان برود، خود عشق نيز از ميان خواهد رفت.
**
اگر از دست دادن عشقي با دليل باشد، ما تسليم مي شويم. اما اگر عشقي را بدون دليل از دست بدهيم، هرگز خود را نخواهيم بخشود.
**
هيچ چيز خواركننده تر از دويدن با همه ي نيرو از روي ناتواني نيست.
**
آدم زماني كه هدف، برايش اهميت نداشته باشد، نمي پرسد كه به كجا دارد مي رود!
**
بشر - چون تنها يك بار زندگي مي كند- به هيچ وجه امكان به اثبات رساندن فرضيه اي را از راه تجربه شخصي خود ندارد، به گونه اي كه هرگز نخواهد فهميد كه پيروي از احساسات، كار درست يا نادرستي بوده است.
**
زندگي فقط يكبار است و ما هرگز نخواهيم توانست تصميم درست را از تصميم نادرست تمييز دهيم؛ زيرا ما در هر شرايطي فقط يكبار مي توانيم تصميم بگيريم؛ زندگي دوباره، سه باره و چهار باره به ما عطا نمي شود كه اين را براي ما امكان پذير سازد تا تصميم هاي گوناگون خود را مقايسه كنيم.
**
هيچ چيز از احساس همدردي دشوارتر نيست. حتي تحمل درد خويشتن به سختي دردي نيست كه به گونه اي مشترك با كسي ديگر براي يك نفر ديگر يا به جاي شخص ديگري مي كشيم و قوه ي تخيل ما به آن صدها بازتاب مي بخشد.
**
كسي را از روي همدردي دوست داشتن، دوست داشتن حقيقي نيست.
**
اگر نخستين تمرين زندگي، خودِ زندگي باشد، پس براي زندگي چه ارزشي مي توان قايل
شد؟
**
شك و ترديد، امري يكسره طبيعي است؛ آدمي هرگز از آنچه بايد بخواهد آگاهي ندارد، زيرا زندگي يك بار بيش نيست و نمي توان آن را با زندگي هاي گذشته مقايسه و يا در آينده درست كرد.
**
اگر ما شايستگي دوست داشتن را نداريم، شايد به اين دليل است كه خواهانيم تا دوستمان بدارند؛ يعني چشم داشت چيزي (عشق) را از ديگري داريم؛ به جاي آنكه بدون ادعا و توقع به سويش برويم و تنها خواستار حضورش باشيم.
**
دوست داشتن، چشم پوشي از قدرت است.
**
هرگز نبايد بگذاريم كه آينده، زير بار گذشته فرو بپاشد.
**
از كودكي بيرون مي آييم، بي آنكه بدانيم جواني چيست، ازدواج مي كنيم، بي آنكه بدانيم متاهل بودن چيست، و حتي زماني كه قدم به دوره پيري مي گذاريم، نمي دانيم به كجا مي رويم: سالخوردگان، كودكان معصوم كهنسالي خويش اند. از اين جهت، سرزمين انسان سياره بي تجربگي است.
**
انسان آرزومند جهاني است كه در آن خير و شر آشكارا تشخيص دادني باشند، زيرا در او تمايل ذاتي و سركش داوري كردن پيش از فهميدن، وجود دارد.
**
هر چه انسان بيشتر در تاريکي درون خويش به سر برد،بيشتر در ظاهر جسمانيش پژمرده مي شود.
**
نخستين خيانت، جبران ناپذير است و از طريق واكنش زنجيره اي، خيانت هاي ديگري را بر مي انگيزد كه هر كدام از آنها ما را بيش از پيش از خيانت پيشين دور مي كند.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون