جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4184- تاریخ : 1397/02/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( پنجشنبه)

 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

محمدرضا ذوالعلي:
داستان‌هاي ايراني "هاموني" شده است
اين داستان‌نويس که رمان «افغاني‌کِشي»‌اش در بخش رمان جايزه «مهرگان ادب» تحسين شده در گفت‌وگو با ايسنا درباره اين موضوع اظهار کرد: «مهرگان» جايزه خوشنامي است.اين جشنواره با جشنوارهاي ديگر به‌ويژه دولتي‌ها متفاوت است. زماني که دولت در جايزه‌اي وارد مي‌شود، سبک خاصي از نوشتن و يا علايق خاصي را ترجيح مي‌دهد، که اين موضوع در جايزه‌هاي غيردولتي کمتر مي‌شود.
ذوالعلي افزود: نه نشر من، نشر پرنفوذي بود و نه با برگزارکنندگان جايزه «مهرگان» ارتباطي داشتم، بنابراين ديده شدن کتابم برايم جالب بود زيرا فکر نمي‌کردم کتاب تا اين مرحله بالا بيايد و يا ديده و خوانده شود. از زماني که اسم کتاب در جايزه «مهرگان» آمده، طرز برخورد با کتابم تغيير کرده است. قبلا کتابم در محاق بود اما حالا در جايگاهي قرار گرفته که خودم فکر نمي‌کردم اين جايگاه را پيدا کند. به نظرم اگر کتابي ديده نشود و يا کساني که خبره هستند بر روي آن انگشت نگذارند، زمان زيادي مي‌برد تا خودش را از الک زمان رد کند. انگار جايزه ذره‌بيني بر روي کتابم انداخت و کتاب ديده شد.
اين نويسنده کرماني درباره «کتاب افغاني‌کِشي» و موضوع آن اظهار کرد: مهاجرت در 30 سال گذشته براي دنيا مسئله مهمي شده است. مهاجرت امر جذابي است و حتي تاريخ بشر از مهاجرت شروع مي‌شود. مهاجران افغان‌ هم از اوايل انقلاب (زماني که جنگ‌هاي داخلي افغانستان شروع شد) به کرمان مي‌آمدند و هميشه در کرمان بودند، اما در سال‌هاي گذشته سخت‌گيري براي ورودشان بيشتر شد و درنتيجه راه‌هاي غيرقانوني براي وارد شدن به ايران شدت گرفت؛ در آن زمان شغلي شکل گرفت به نام افغاني‌کِشي.
او سپس با بيان توضيحاتي درباره شغل افغاني‌کِشي بيان کرد: داستان «افغاني‌کشي» فقط به اين موضوع نمي‌پردازد بلکه بن‌مايه اصلي آن به افغانستاني‌تبارهايي مي‌پردازد که در ايران متولد شده‌اند، در واقع نسل دوم و سوم افغانستاني‌ها هستند که غير از ايران جايي را نديده‌اند و خودشان را ايراني مي‌دانند اما جامعه ايران آن‌ها را نپذيرفته است؛ آن‌ها دچار بحران هويت هستند و اين کتاب به اين مسئله مي‌پردازد.
اين نويسنده درباره قصه اين کتاب افزود: اين کتاب ماجراي يک جوان ايراني است که خانمي افغانستاني را لب مرز مي‌برد تا به کشورش برگردد. در جاده اتفاقاتي براي آن‌ها مي‌افتد که تم داستان را تشکيل مي‌دهد و حوادث باعث مي‌شود با ترس‌هايي که داشتند روبه‌رو شوند و خودشان را همان‌طور که هستند بپذيرند. اين رمان، رمان جاده‌اي است.
ذوالعلي درباره وضعيت ادبيات داستاني و گرايش بيشتر مخاطب ايراني به ترجمه نسبت به تأليف، گفت: ما ايراني‌ها پذيراي فرهنگ‌هاي خارج از کشور هستيم و از زمان‌هاي دور هم اين‌طور بود. مخاطبان ما تشنه موضوعات جديد هستند. در اين سال‌ها کتاب‌ها به سمت داستان‌هاي «هامون»ي رفت؛ داستان‌ها مانند فيلم «هامون» داريوش مهرجويي داستان روشنفکري است که دچار بحران و يأس فکري است. در اين دوره بيشتر داستان‌ها ذهني و دروني شد و مربوط به کسي که در آپارتمان زندگي مي‌کند و مردم درکش نمي‌کنند. داستان‌ها حول و حوش اين مسئله بود که به نظرم واقعا شورش درآمد. داستان‌هاي ايراني فاقد قصه شدند و نويسنده بيشتر به سمت پررنگ شدن درون‌مايه و زدن حرف‌هاي قلمبه سلمبه رفت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون