جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4184- تاریخ : 1397/02/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( پنجشنبه)

 ايستگاه 

آرزوهاي دست نيافتني
مصطفي مشايخي
يا رب بده که پول فراوانم آرزوست
بيمارم و هزينه ي درمانم آرزوست

هم پول باز کردن رگ هاي بسته ام
هم پول ارتو دنسي دندانم آرزوست

يارانه مي دهند و به جايي نمي رسد
يارانه اي ملس نه چو الانم آرزوست

يک دست، بال جوجه و دستي به تنگ دوغ
يعني که دوغ و جوجه ي ارزانم آرزوست

از بس که حال جيب من اين روزها بد است
فعلاَ خريد يک کش تنبانم آرزوست

از کاله جوش و اشکنه بدجور دلخورم
آن قيمه هاي خوشگل مامانم آرزوست

ازدست نيش و طعنه ي مادر زنم مدام
آوارگي کوه و بيابانم آرزوست

خواهر زنم هميشه به من اخم مي کند
خواهر زني چو پسته ي خندانم آرزوست

رفتن به کيش و قشم و دبي را که بي خيال
يک جمعه اي گذر به لواسانم آرزوست


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون