جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4176- تاریخ : 1397/02/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران ( سه شنبه)

 عشق و رابطه من با ديگري  

چهارچوب‌هاي اخلاقي عموماً بر پايه‌ي عقل، وظيفه يا خير برتر، يا حتي براي برخي از مردم، براساسِ منافعِ شخصي شکل گرفته‌اند. به‌نظر مي‌رسد عشق به اين مبحث ارتباط چنداني ندارد؛ بااين‌حال، در تأملات اخلاقي امانوئل لويناس، فيلسوفِ فرانسوي، عنصري حياتي به‌شمار مي‌رود. از نظر او روابط شخصي، اخلاقي و سياسي ميان خود و ديگري اهميت بسيار زيادي دارد: اين روابط برپايه‌ي عشق شکل گرفته‌اند يا مشروط بر آنند.

به باورِ لويناس روابط بين-انساني، يعني رابطه‌ي «چهره‌به‌چهره»، مهم‌ترين مسئله‌ي فلسفي و نخستين مبحثي‌ست که فلسفه بايد به آن بپردازد. چهره‌ي فردِ ديگر ما را وادار به پذيرش مسئوليتي نسبت به او مي‌کند، بنابراين ما همه نسبت به هم، حتي مقدم بر خودمان، مسئوليم. رابطه‌ي چهره‌به‌چهره، مسئوليت ما براي مقدم قرار دادن نيازهاي ديگران را بر نيازهاي خودمان آشکار مي‌کند.

در آثار لويناس، ساختار اين مسئوليت اخلاقي ما به شکل‌هاي مختلف مهمي با مسئله‌ي عشق و تفاوت جنسيتي در هم تنيده‌اند. به باور او هر نوع رابطه‌ي اجتماعي اخلاقي بياني از عشق است.

حتي مي‌گويد «مسئوليت در قبالِ همسايه» اصطلاح ناگواري براي «عشق به همسايه» است اين ادعا رابطه‌ي ميان اخلاقيات لويناس و تأملاتش درباره‌ي عشق را آشکار مي‌کند. افزون‌براين، لويناس اشکال مختلف عشق را بررسي و بيان مي‌کند- و معلوم مي‌شود که اين‌ها همه به‌نحوي به عشق از خودگذشته و اخلاقي نسبت به همسايه ربط دارند.

لويناس استدلال مي‌کند که رابطه‌ي اخلاقي امري بنيادين است. اين‌طور نيست که ما در وهله‌ي اول افرادي منزوي هستيم که بعد با افراد ديگر روابط سياسي و اخلاقي برقرار مي‌کنند.

بلکه ما از همان ابتدا افراد يگانه و منحصربه‌فردي هستيم که غوطه‌ور در جامعه‌ايم. جامعه‌ي انساني يا «شهر انساني» از طريق «مجاورت اوليه» افرادي تشکيل شده است که منحصربه‌فرد بودن‌شان عبارت است از ارجاعي به خودشان که در آن ارجاع مسئوليتي نسبت به خود و ديگران دارند.» اين مجاورت اوليه که پديدآورنده‌ي جامعه است، به اين معنا نيست که موجوديت يافتن ما وابسته به ديگران است.

ما دست خالي به ديگران نزديک نمي‌شويم، بلکه با کوله‌باري به سراغ آن‌ها مي‌رويم.لويناس اين کوله‌باري را توصيف مي‌کند که هريک از ما آن را تجربه مي‌کنيم و در طيِ رابطه‌اي اخلاقي، با آشکار کردن اين‌که چگونه در ميان عناصر و مواد جهان وجود داريم و از طريق آن‌ها زندگي مي‌کنيم، در اختيار يکديگر قرارش مي‌دهيم. ما در برخورد با جهان قوت مي‌گيريم.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون