جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4160- تاریخ : 1397/01/28 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 زنگ انشاء 

يک کيلو خرسندي
مائده محسني
چارقد بر سرش ميکند و روانه بازار مي شود.
از اولين مغازه با ناکامي بيرون مي آيد؛ از دومي، سومي و بقيه مغازه ها هم بي نصيب مي ماند و آنچه خواهانش هست را نمي يابد...
خورشيد وسط آسمان مي آيد و او بازار را زير و رو کرده و همچنان دستانش خاليست.
کسي چه ميداند اگر تا فردا هم بگردد آنچه که ميخواهد را يافت نخواهد کرد ! يک کيلو خرسندي! آن هم جايي به جز خانه خويش جويا شدن گشت و گذاري محض است...
تا نداند خرسندي را مي تواند از باغچه کنج حياطشان بچيند و آن را چاشني زندگي اش کند يک کيلو که هيچ ! مثقالي از آن را هم دارا نخواهد شد...


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون