جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4160- تاریخ : 1397/01/28 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 ايستگاه 

قهقهه
مهدي طوسي
ما بچه که بوديم مامانمون يه دمپايي داشت که اگه تو دعوا پرت مي کرد طرفت و جاخالي نمي دادي مرگ مغزي مي شدي !
حالا ماماناى امروزى ميخوان تنبيه کنن ميگن :آيپد جديد که اومد ديگه برات نمي خريم پسر بي تربيت، بايد با همون آيپد قبليت بسازى !…
**
طريقه عذرخواهي بعضي ها :
ببخشيد ولي تقصير خودت بود !
**
يکي از چالش هاي بزرگي که در کودکي فراروي من بود و باهاش درگير بودم اين بود که چه جوري “فريبرز عرب‌نيا” و “ابوالفضل پور‌عرب” رو از هم تفکيک کنم !
**
يکي از لوازم تحريراي لوکس زمان ما از اين پاک کن هايي بود که يه سرش پاک ميکرد اون يکي سرش جاروووو !
**
دو نفرو سخت ميشه پيدا کرد. يکي کسي که درکت کنه و دومي کسي که بدونه کجاي کمرت مي خاره !
**
شانس زنگ در بقيه رو ميزنه با کله ميره تو !
به ما که مي رسه زنگ ميزنه فرار ميکنه …
**
انصافا تخمه آفتابگردون به مراتب با نظم و ترتيب بيشتري نسبت به انار يک جا نشسته حيف که استعدادش به چش نيومده!
**
مورد داشتيم طرف با ماشين کنترلي خاموش کرده!
**
دلجويي طرف از همسرش:
-ديروز چت بود؟
هيچي
-امروز چته؟
هيچي
-نبينم فردا چت باشه ها
**
دقت کردين يک پاک کن هيچوقت تموم نميشه بلکه نصف ميشه يا گم ميشه !؟
**
به پسته ها بگيد اگه چيز خنده داري هست بگن گردوها هم بخندن !


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون