جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4160- تاریخ : 1397/01/28 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 فلسفيدن هاي من  

وقتي فيلسوف، اديب مي‌شود!
رولان بارت (زاده‌ي 12 نوامبر 1915-درگذشته‌ي 25 مارس 1980) نويسنده، فيلسوف، نظريه‌پرداز ادبي، منتقد فرهنگي، و نشانه‌شناس معروف فرانسوي بود.
«مرگ مؤلف» مقاله‌اي از رولان بارت منتقد ادبي و نظريه‌پرداز فرانسوي مي‌باشد. اين مقاله روش سنتي نقد ادبي را که قصد نويسنده و تاريخچه زندگي وي را در تفسير متن دخالت مي‌دهد به چالش مي‌کشد و در عوض پيشنهاد مي‌دهد که نويسنده يا پديدآور از متن جدا باشد
بارت به مخالفت با روش معمول براي خواندن و نقد کردن آثار ادبي بر اساس جنبه‌هاي مختلف هويت و شخصيت نويسنده (مثلاً، عقايد سياسي نويسنده، شرايط تاريخي و محيطي، مذهب، قوميت، روان‌شناسي، يا ساير صفات و خصوصيات بيوگرافيک يا شخصي) و در نتيجه کشف معناي نوشته‌هاي نويسنده مي‌پردازد. در اين نوع نقد، تجربه‌ها و سوگيري‌هاي نويسنده به‌عنوان نوعي «توضيح» قطعي و نهاييِ نوشته مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به عقيده‌ي بارت، اين روشِ خواندن ظاهراً روشي شسته و رفته و آسان است اما در واقع پر ايراد و بدون تفکر و تأمل کافي است.
«اختصاص دادنِ يک نويسنده به يک نوشته»، و دادنِ يک تفسير منفرد، مطابق و معادل با آن، يعني «تحميل کردن محدوديت به آن نوشته».
به اين ترتيب، خواننده بايد نوشته‌ي ادبي را از خالق آن جدا در نظر بگيرد تا بتواند نوشته را از استبدادِ تفسيري آزاد سازد. هر نوشته حاوي چندين لايه و معنا است. در لاتين، text (نوشته، متن) و textile (پارچه) هم ريشه هستند. بارت نوشته و پارچه را به هم تشبيه مي‌کند و مي‌گويد نوشته نوعي پارچه است که از نخ‌هايي به نام گفته‌ها بافته شده‌است. اين گفته‌ها از تعداد بسيار زياد يا غيرقابل شمارشي از مراکز فرهنگ (centers of culture) گرفته شده‌اند و نه از يک تجربه‌ي منفرد که فقط يک بار اتفاق افتاده است.
معناي اصلي يک کارِ ادبي (نوشته) به برداشتي که خواننده از آن دارد وابسته است نه به احساسات يا سليقه‌هاي نويسنده. وحدت (يکپارچگيِ) نوشته در ريشه‌هاي آن (يعني، نويسنده، خالق) نيست، بلکه در مقصد آن (خواننده) است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون