جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4144- تاریخ : 1396/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 از فينگرفود تا اژدر زاپاتا! 

فردين عليخواه
غذا فقط غذا نيست. غذاها ازنظر اجتماعي ارزش‌گذاري مي‌شوند و وجهه‌اي اجتماعي دارند. در جامعه‌ي ايراني املت با جوجه‌کباب، خورش قيمه با باقالي‌پلو با ماهيچه، قورمه‌سبزي با بوقلمون شکم پر يکسان نيست. به‌همين دليل گاهي اوقات حرمت مهماني را که دعوت کرده‌ايم در نوع غذايي که براي او تهيه مي‌کنيم نشان مي‌دهيم.
البته در سال‌هاي اخير علاوه بر نوع غذا، تعداد و تنوع آن نيز اضافه شده است. در برخي از کشورهاي خاورميانه ميزان روغن موجود در غذا هم نشانه احترام به مهمان است.
هر چه روغن بيشتر باشد يعني منزلت مهمان نزد ميزبان بيشتر است.غذا در حکم يک ويترين است. ما گاهي اوقات با غذا، سبک زندگي‌مان را به رخ مي‌کشيم .
درست است که همه‌ي ايرانيان کم‌وبيش غذاهاي مشترکي طبخ مي‌کنند ولي طبخ غذاهاي جديدي که بيانگر آشنايي ميزبان با زندگيِ مد روز باشد مي‌تواند براي او پرستيژ اجتماعي به‌همراه آورد.
غذاها مي‌توانند به ما تمايز اجتماعي بدهند. مي‌توانند گواهي بدهند که ما به سبک‌هاي جديد زندگي تعلق داريم.
جلزو ولز استيک سنگي، هم مي‌تواند نشانه‌اي از طبقه‌ي اجتماعي و هم نوگرايي ميزبان باشد.
غذاها با موضوع مردانگي و زنانگي هم پيوند دارند. مثلاً چلوکباب در مقايسه با خورش سبزيجات عمدتاً غذايي مردانه تلقي مي‌شود. اين مسئله در همه‌ي فرهنگ‌ها کم‌وبيش وجود دارد.
سالاد براي برخي از زنان به‌عنوان يک وعده‌ي غذايي کامل تلقي مي‌شود و اين در حالي است که براي بيشتر مردان سالاد به‌عنوان يک مکمل، در کنارغذاي اصلي به‌شمار مي‌رود.
برخي مردان با نوع غذايي که انتخاب مي‌کنند مي‌خواهند مردانگي خود را به‌رخ بکشند. معمولاً کباب‌ها چنين کارکردي دارند. البته غذاهايي هم وجود دارند که جنسيتي نيستند و هم زنان و هم مردان به آن علاقه‌مندند.
گسترش وسايل ارتباط‌جمعي و آگاهي از ساير فرهنگ‌ها، مي‌تواند غذاهاي جديدي را وارد سفره‌ها کند.
در سال‌هاي اخير شاهد رشد غذاهاي مينياتوري يا فينگرفود (غذاهايي که با دو انگشت مي‌توان آن‌ها را از بشقاب برداشت) هستيم. گاهي اوقات انگار جامعه هم با خودش لج مي‌کند و يا در برابر پديده‌هاي جديد واکنش نشان مي‌دهد.
چون در مقابل، شاهد غذاهاي شکم‌پرکن و حجيم هم هستيم! گويي وقتي‌که فينگرفود مي‌آيد بخشي از جامعه هم تصميم مي‌گيرد لج کند و به سراغ اژدر زاپاتاها ، کباب متري‌هاي بناب و ساندويچ کثيف‌ با «نون اضافه» برود. گويي مديريت بدن براي چاق نشدن و اتخاذ رژيم‌هاي سخت لاغري، واکنش‌هاي ضد خود را نيز دامن مي‌زند.
در سال‌هاي اخير، علاوه بر کيفيت، ديزاين يا تصوير غذاها هم مهم شده‌اند. حتي غذاهاي سنتي هم به شکل تزئين شده در سفره‌ها قرار مي‌گيرند.
تزئين‌هايي که در گذشته عمدتاً بر روي سالادالويه انجام مي‌شد اين روزها حتي بر روي فسنجان هم اجرا مي‌شود. اين روزها غذا فقط براي شکم تهيه نمي‌شود. براي چشم، بيني، و حتي براي گوش هم تهيه
مي‌شود.
غذا بايد با آدم حرف بزند! غذاها قدرت هويت‌سازي دارند. شايد بتوان از سليقه‌ي غذايي افراد «خوشه‌هاي سليقه» تهيه کرد. مثلاً : «کله‌پاچه، چلوکباب، آبگوشت و حليم»، يا «سالاد سزار، استيک، سوسيس و تخم‌مرغ» مي‌تواند بازگوکننده‌ي هويت اشخاص باشد و گرايش سنتي و مدرن آنان را نشان دهد.
البته در سال‌هاي اخير شاهديم که آلامدها و فشن‌ها به طباخي‌ها، و اقشار سنتي نيز به «فودکورت‌هاي» مراکز خريد بالاي شهر مي‌روند.
نکته‌ي جالب آن‌که وقتي در سايت گوگل کلمه‌ي کله‌پاچه را تايپ مي‌کنيد، گوگل کلمات زير را به شما پيشنهاد مي‌دهد: کله‌پاچه در ونکوور، کله‌پاچه در فرانکفورت، کله‌پاچه در لس‌آنجلس، کله‌پاچه در پاريس، کله‌پاچه در ملبورن! اين يعني آن‌که ايرانيان ساکن اين شهرها مدام کلمه‌ي کله‌پاچه را در گوگل جستجو کرده‌اند! گاهي اوقات غذا براي توهين و تحقير ديگران به‌کارمي‌رود.
عدم مدارا يا تساهل اجتماعي را از قضاوت‌هاي اجتماعي درباره‌ي غذاهاي ساير اقوام و ملل مي‌توان درک کرد.
اطلاق تعابيري مانند « کله ماهي‌خور» يا «سوسمارخور» از آن جمله‌اند. غذاها قدرت خاطره‌سازي و خاطره‌بازي دارند. غذاي مادربزرگ، غذاي عمه فاطي، ساندويچ‌هاي اکبر آقا، قورمه‌سبزي مامانِ خدابيامرز، از آن جمله‌اند. بوي غذاها مي‌توانند لحظاتي زمان را به حالت تعليق درآورند و ما را به گذشته‌هاي دور ببرند.



نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون