جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4144- تاریخ : 1396/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 سرمقاله  

کانکس به جاي سمپاد!

آذر فخري

معاونت ابتدايي وزير آموزش و پرورش در مصاحبه با «شاپرک» ضمن صحبت‌هايش گفته است که اين‌همه هزينه‌اي که براي آماده‌سازي کودکان و برگزاري آزمون‌هاي سمپاد انجام مي‌شود و با اين جداسازي، آسيب‌هاي رواني و اجتماعي به فرزندان ما وارد مي‌شود، مي‌تواند صرف دانش‌آموزان مناطق محروم، که در کانکس و کپر مشغول به تحصيل‌اند، بشود.
از آن‌طرف در خبرها خوانده‌ايم که اخيرا ژاپن قول تامين کانکس‌هاي مناسب درس‌خواندن به بچه‌هاي مناطق محروم ما داده است. اين‌چنين به‌نظر مي‌رسد که ما دچار شکاف‌هاي بودجه‌اي بسياري در زمينه‌ي آموزش و پرورش خود هستيم. از سويي براي انواع و اقسام المپيادها و آزمون‌هاي شناسايي نخبه‌ها، هزينه و زمان گزافي صرف مي‌کنيم و از آن‌سو اغلب اين نخبه‌ها را حاضر و آماده به خارج از کشور صادر مي‌کنيم؛ در واقع با اين‌همه سرمايه‌گذاري، از قِبَلِ اين نخبه‌ها، هيچ سودي عايد مردم و سرزمين ما نمي‌شود. در اين زمينه‌ي دردناک و اسف‌انگيز، نمونه‌هاي بسياري را مي‌توان مثال زد که دم دست‌ترين آن‌ها، بانو مريم ميرزاخاني است که او را دوبار از دست داديم!
حذف آزمون‌ها و مدارس راهنمايي سمپاد ( و البته نه هنوز دوره‌ي متوسطه‌ي آن) مي‌تواند نويدبخش باشد. از آن جهت که سرزمين ثروتمند ما را از اين نقش نيازمند توجه و کمک از سوي کشورهايي مثل ژاپن برهاند. آن‌چه مي‌خواهم بگويم، اين است که کمک ژاپن و يا هر کشوري در اين زمينه، ما را در رتبه‌ي عقب افتاده‌ترين و فقيرترين کشورها قرار مي‌دهد که از پس تامين مکان و بودجه براي تحصيل فرزندان خود برنمي‌آيد. سرزميني که با وجود درآمد نفتي و غير نفتي بسيار، و هزينه‌هايي کلاني که در زمينه‌اي ديگر مي‌کند، از پس تهيه‌ي امکانات براي تعليم و تربيت فرزندان خود برنمي‌آيد. سرزميني که مسئولانش براي نجات درياچه‌ي اروميه و فرزندانش دست به دامان کشور ديگري مي‌شوند به اين اميد که بودجه‌اي که صرف اين کار خواهد شد، در اين ميان، دست به دست و گم نشود و در جاي خودش مصرف شود. اين است آن واقعيت دردناکي که روح و جان ما را به آتش مي‌کشد. اي‌کاش چنين نبود. اي‌کاش هنگام تخصيص بودجه، بيش و پيش ازهر چيزي نهاد آموزش و پرورش ديده مي‌شد که اينان بيش از هر چيزي به تامين جاني و رواني نياز دارند و حق آنان است که از ابتدايي‌ترين اما مناسب‌ترين امکانات تحصيلي برخوردار باشد. اما شوربختانه مسئله‌ي مهم و حياتي، که تمام آينده‌ي اين سرزمين در گرو چگونگي برخورد با آن است، نه تنها ديده نمي‌شود که گاه به‌هيچ گرفته مي‌شود و با بي‌توجهي و کم‌لطفي، به حاشيه رانده مي‌شود.
سوال اين است که تا کي مي‌توان در اين مورد دست به دامان کشورهاي ديگر شد تا براي‌مان کانکس تهيه کنند؟ آن هم در دور و زمانه‌اي که به‌هرحال به نوعي اختيار تعليم و تربيت و ذهن و روان فرزندان‌مان را به انواع شبکه‌هاي مجازي و غيرمجازي سپرده‌ايم و آن‌ها در درون خود و خانواده‌هاي‌شان نه آن‌گونه تربيت مي‌شوند که متناسب با نيازها و اعتقادات و انتظارات جامعه و دولت است.
a.f.far99@gmail.com



نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون