جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4121- تاریخ : 1396/11/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 وحيد نيکخواه‌آزاد:
 قصه‌ها، سوال‌ها را زنده نگه مي‌دارند 

مگر مادر و پدرهاي امروزي قصه شنيده‌اند که بتوانند قصه بگويند؟ مادر و پدرهاي امروزي سي چهل ساله‌اند و فرزند زمان جنگ، خيلي‌هايشان قصه‌اي نشنيده‌اند.
وقتي گفت‌وگو به اينجا مي‌رسد، انگار که رسيده باشيم به سر خط؛ مشکلي که گره‌گشاي آن نمي‌تواند جشنواره قصه‌گويي باشد يا حتي کانون ‍پرورش فکري کودکان و نوجوانان...
وحيد نيکخواه‌آزاد نقد مي‌کند، نظر و پيشنهاد مي‌دهد، جشنواره قصه‌گويي کانون را به چالش مي‌کشد، اما در ‌آخر گفت‌وگو، پاسخ تمام دغدغه‌ها و سوال‌هاي اين سال‌ها را اين‌طور مي‌دهد: مگر مادر و پدرهاي امروزي قصه شنيده‌اند که بتوانند قصه بگويند؟
***
مي‌گويند جشنواره قصه‌گويي هنوز نتوانسته سنت قصه‌گويي را احيا کند يا هنوز که هنوزه خيلي‌ها از وجود اين جشنواره بي اطلاعند. شما چطور فکر مي‌کنيد؟
- مي‌دانيد، شايد يک بخش مشکل به اين برمي‌گردد که ما در فعاليت‌هاي فرهنگي هنري هدف‌گذاري‌هاي درستي نداشته‌ايم و اين معطوف به کانون نيست. خيلي براي من جالب است که همين دو ماه قبل هيات انتخاب يک جشنواره ادبي بودم، اما به تازگي متوجه شدم آيين پاياني برگزار شده، بدون اين‌که من دعوت و يا در پايان مطلع شوم. چرا مطلع نشدم؟ چون بازتابي از جشنواره‌ها را نمي‌بينيم.
به نظرم مي‌رسد که ما به طور کلي متمرکز مي‌شويم روي برگزاري برنامه‌ها و نه هدفشان. معمولا جشنواره‌ها براي اين برگزار مي‌شوند که مناسبتي براي جلب نظر مخاطبان به موضوعي باشند. در مورد برخي فعاليت‌ها اين‌طوري است که نظر فعالان و دست‌اندرکاران را به خود جلب کنند، اما در مورد جشنواره قصه‌گويي جور ديگري است. اهميت دارد که اين جشنواره بين اقشار مردم شناخته شود و بتوانيم اهميت آن را نشان بدهيم. چرا؟ چون قصه‌گويي مقوله‌اي است که فراموش شده است. سنتش را داشته‌ايم اما حالا اين سنت از بين رفته است، شايد نگاه جشنواره قصه‌گويي زنده نگاه داشتن اين سنت است. به خاطر همين بايد فعاليت‌ها به سمتي برده شود که مردم با قصه‌گويي اخت شوند و براي آن روش‌هاي مختلفي هم وجود دارد.
يعني فکر مي‌کنيد اين اقدام از سوي جشنواره صورت نگرفته است؟
- گمان کنم دو سال پيش بود که من در جشنواره حضور داشتم. بله، همان موقع بود. مهمانان خارجي جشنواره هم حضور داشتند. فضاي خوب و گرمي بود و انواع فعاليت‌هاي حرفه‌اي را در جشنواره ديدم، اما به نظرم اين همه تلاش حيف بود که متوقف شود. چون همه چيز با پايان جشنواره ساکن ماند.
منظورتان اين است که برنامه‌هاي جشنواره بايد مستمر باشند؟
- دقيقا. انواع تبليغات و فعاليت‌ها مي‌توانند معرف اين رويداد باشند. اگر ما 48 هفته در طول سال داريم، بايد براي همه اين هفته‌ها برنامه داشته باشيم. اما اشکال جدي‌اي که وجود دارد و مخصوص اين جشنواره هم نيست عدم ترسيم نمودار فعاليت مداوم است. همين موضوع سبب مي‌شود که دست‌آوردهاي جشنواره‌ها از بين بروند و در پايان عقبه‌اي براي جشنواره بعدي ايجاد نشود. من اين مثال را در باره جشنواره فيلم کودک هم زده‌ام. بايد برنامه‌ريزي‌اي وجود داشته باشد که هفته‌هاي باقي مانده هم از دست‌آوردهاي جشنواره استفاده کنند. وقتي در طول سال خيلي کمرنگ به موضوع مورد بحث مي‌پردازيم در واقع به اهداف آن صدمه مي‌زنيم. به نظرم اصلا سخت نيست که نظر مردم را به موضوعي معطوف کنيم.
خب تصور مي‌کنيد تعريف و اهداف جشنواره قصه‌گويي بايد چه چيزهايي باشد؟
- ببينيد ما وقت و هزينه مي‌دهيم براي اينکه 20هزار نفر از جشنواره‌اي بهره ببرند. اما بايد برنامه‌ريزي ما بسيار گسترده‌تر باشد.
همان‌طور که اشاره شد ممکن است احياي سنت قصه‌گويي هدف کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان باشد. در اين ميان بايد اتاق فکر جشنواره سازماندهي مناسبي را براي رسيدن به اين هدف صورت بدهد.
اتاق فکري که قرار است هدف ريزتر را ببيند بايد بسيار غني باشد و براي همه جزييات برنامه‌ريزي کند. اصلا هدف از برگزاري، داشتن يک جشنواره است يا قرار است بر يک صنعتي تاثير بگذارد؟
تعريف خود من از جشنواره‌ها اين است که يک ويترين‌اند براي نمايش آثار و دست‌آوردهاي سال قبل، اما در آن بايستي مسيري از آينده را نيز نشان بدهيم. اين درحالي است که معمولاً اين دو از هم جدا مي‌افتند.
وقتي از دست‌آورد صحبت مي‌کنيد، در واقع ورود ديگر نهادها براي مشارکت در رسيدن به هدف بسيار مهم است. اين در حالي است که مثلا هنر قصه‌گويي راهي براي ورود به مدرسه‌ها در حال حاضر ندارد يا مثلا ديگر رسانه‌ها به سبب فضاي بازتر و بودجه کلان‌تر براي تبليغات زودتر به جمع خانواده‌ها راه پيدا مي‌کنند.
- به نظرم در اين شرايط هم مي‌شود کارهايي انجام داد. ما به‌طور کلي در عرضه فعاليت‌هاي خود کم کاري داريم. حتما ديده‌ايد که در همين فضاي مجازي با سماجت کالاها تبليغ مي‌شوند. کافي است در دنياي امروز يک جا به يک محصول توجه کنيد تا ديگر تبليغ کنندگان محصول دست از سر شما برندارند.
اگر مساله ايجاد نياز است مي‌توان به سراغ بهزيستي و محک رفت. اگر اين فعاليت مستمر باشد نياز و اهميت آن مشخص مي‌شود.
يا مي‌توانيم برويم سراغ انجمن اوليا و مربيان و از آن‌ها بخواهيم ما را به تمام اعضا متصل کنند. يا ممکن است روزنامه ديواري‌هايي درست کنيم و يک نسخه به مدرسه‌ها بدهيم تا ضمن گرامي‌داشت هفته قصه‌گويي، بچه‌ها براي درخواست از معلمان و والدين خود براي قصه‌خواني ترغيب شوند.
در واقع به اين موضوع اشاره مي‌کنيد که اهداف جشنواره نياز به تبليغات دارند؟
- بله. من کانال تلگرامي کانون را ديده‌ام، روزانه خبرهاي زيادي در آن منتشر مي‌شود، آيا نمي‌شود کانال مجزايي براي قصه‌گويي داشت؟ قصه‌گويي بي‌نهايت گسترده است و مي‌توان به تمام وجوه آن پرداخت. از آنجا که اين هنر بدون ابزار و وسيله است مي‌تواند خيلي زود به دل خانواده‌ها راه پيدا کند.
مي‌شود در اين کانال شيوه‌هاي مختلف قصه‌گويي را آموزش داد و مستقيم با والدين در ارتباط بود. مي‌شود شيوه قصه‌گويي ژاپني را که مبتني بر لوح‌هاي 10 فريمي است به والدين آموزش داد يا به احياي قصه‌گويي سنتي مادربزرگ‌ها و زير کرسي پرداخت. حتي جشنواره مي‌تواند آرام آرام به فکر تاسيس موزه قصه‌گويي باشد تا فعاليت‌هاي مقطعي را پايان بدهد.
مي‌شود براي هنرمندان غيرحرفه‌اي، رقابت‌هاي قصه‌گويي استاني برگزار کنيم و نفرهاي برگزيده با همتايان ديگر استان‌ها وارد رقابت شوند، شبيه به آنچه امسال براي مربيان و قصه‌گويان آزاد رخ داد. چنين رقابتي باعث مي‌شود که ما مدام خبرسازي کنيم. مي‌شود شبيه اين مسابقه را بين معلم‌ها و يا مربيان مهد گذاشت. يا مثلا از سلبريتي‌ها دعوت کرد تا يک نيم روز به قصه‌گويي بپردازند. اين سلبريتي‌ها مي‌توانند قصه بگويند و بچه‌ها به آن‌ها امتياز بدهند. اگر فعاليت‌هاي ترويجي درست صورت بگيرد سبب جلب توجه مي‌شود.
گفت‌وگو از تهمينه حدادي


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون