جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4121- تاریخ : 1396/11/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

شهرام اقبال‌زاده:
باز گلي به جمال نويسنده‌ها
يك مترجم در گفت‌وگو با ايسنا درباره استقبال مخاطبان ايراني از آثار ترجمه به نسبت آثار تأليفي اظهار کرد: موضوع اين است که داستان کوتاه و رمان ژانرهايي هستند که دستاورد مدرنيته‌ و جامعه پيشرفته‌اند؛ يعني داستان از قرن هفدهم با صنعتي شدن و گسترش صنعت چاپ و امکان نشر گسترده در غرب متولد و پاگيري دموکراسي و آزادي انديشه و قلم و بيان زاده شده است. در غرب نويسنده‌ها نگاه باز دموکراتيک و انتقادي نوين به انسان و جهان دارند و آزادانه درباره هرچيزي مي‌نويسند. دموکراسي، ذهن آزاد تربيت مي‌کند. در عين حال داستان‌ها که عرضه مي‌شوند روزنامه‌ها آن‌ها را نقد مي‌کنند؛ روزنامه‌هايي که برخي چندصد سال سابقه دارند.
او با بيان اين‌که پيشينه‌هاي گفته‌شده را نداريم، بيان کرد: ما از زمان مشروطه با ساختار داستاني نوين آشنا شده‌ايم. با «يکي بود يکي نبود» جمال‌زاده، داستان کوتاه نوين در ايران شکل مي‌گيرد. بعد از آن هم صادق هدايت آمد و نگاهي متفاوت به داستان و به‌ويژه رمان شکل داد، و تا امروز افراد زيادي وارد اين عرصه شده‌اند. اما آيا از زمان مشروطه تاکنون فضايي را داشته‌ايم که نويسنده‌ها بتوانند راحت و آزادانه بنويسند؟
او با اشاره به انتشار کتاب‌ها در فضاي مجازي اظهار کرد: به نظرم مسئولين فرهنگي ما دارند خودفريبي مي‌کنند. ديگر همه چيز در دسترس است، اصلا برويد کنار خيابان هر کتابي را که بخواهيد به صورت قاچاقي مي‌توانيد پيدا کنيد. مي‌گويند شبهه‌افکني نکنيد، سياه‌نمايي نکنيد. دوران مدرن، دوران چالش و پرسش است. يعني بايد به شبهه‌ها پاسخ دهيد نه اين‌که جلو نشر کتاب را بگيريد.

جولين بارنز در گفت‌وگو با گاردين؛
رمان جديدم از دل "درک يک پايان "درآمده است

به گزارش خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا) به نقل از گاردين - جولين بارنز، نويسنده 13 رمان ازجمله؛ «درک يک پايان» است که در سال 2011 ميلادي جايزه من‌بوکر را براي وي به ارمغان آورد. او همچنين سه داستان کوتاه، چهار مجموعه مقالات و دو کتاب غيرداستاني به نام‌هاي «هيچ چيز براي ترسيدن وجود ندارد» و کتاب پرفروش «مراحل زندگي» را نيز در کارنامه خود دراد. رمان جديد او که داستانش در اوايل دهه 1960 ميلادي اتفاق مي‌افتد «تنها داستان» نام دارد.
- رمان جديدتان درباره رابطه عاشقانه ميان يک مرد جوان به اسم پل و يک زن بزرگ‌تر از خودش، سوزان است. کدام‌ يک اول به ذهن‌تان رسيد: شخصيت‌ها، موقعيتشان و يا مضمون سادگي و تجربه؟مثل هميشه موقعيت. من هيچ‌وقت با ساختن يک سري شخصيت شروع نمي‌کنم که تازه بعدش بخواهم فکر کنم چه اتفاقي ممکن است برايشان بيفتد. به موقعيت فکر مي‌کنم، يک تنگناي غيرممکن، يک سردرگمي اخلاقي يا عاطفي و بعد فکر مي‌کنم اين ممکن است براي چه کسي، چه وقت و کجا اتفاق بيفتد. اين رمان تا حدي از دل درک يک پايان درآمده که در آن رابطه‌اي بين يک مرد جوان با زني ميانسال وجود دارد که درباره آنها چيزي به ما گفته نشده است و بايد از روي شواهد بسيار ناچيز حدس بزنيم اوضاع از چه قرار است. اما در اين داستان به ما گفته مي‌شود، گرچه اين زوج با زوج آن داستان متفاوت است.
- چه کتاب‌هايي روي پاتختي‌تان است؟
ژورنال‌هاي کيت وان، نقاش بريتانيايي، اشعار برگزيده جيمز فنتون، زندگي ادبي نوشته پاسي سيموندز، بيوگرافي جان آپدايک نوشته آدام بگلي. اما روي همه اين‌ها کتاب‌هاي مناسب براي هنگام خواب قرار دارد: مجله چشم محرمانه و روزنامه هنر.
- آخرين کتاب واقعا بي‌نظيري که خوانديد چيست؟
مي‌توانم اين سوال را به «آخرين کتاب يک نويسنده بي‌نظير» تغيير بدهم؟ ژنرال ارتش مُرده از اسماعيل کاداره. در تعجبم که چرا او برنده نوبل نشده است.
- کدام رمان کلاسيک را اين اواخر براي اولين بار خوانديد؟
"نورثنگر ابي» از جين آستن. هميشه از خواندنش اجتناب مي‌کردم چون فکر مي‌کردم کمي پايين‌تر از استاندارهاي جين آستن است. اما بعد ديدم چند دوست رمان‌نويسم از آن به عنوان بهترين اثر او نام مي‌برند. تصور مي‌کنم آنها از ارجاعات او به خودش لذت بردند. اما از ميانه داستان به بعد کتاب افت مي‌کند. بنابراين من هنوز فکر مي‌کنم «ترغيب» بهترين اثر اوست.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون