جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4121- تاریخ : 1396/11/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 روان شناسي دانش آموزي  

من هم مي خواهم به آن باغ وحش بپيوندم.از نظر شما که اشکالي ندارد ؟
(قسمت اول)

سينا تهراني مشاور تحصيلي که با ديدگاه متفاوت خود نسبت به مقوله آموزش و پرورش از محبوبيت خاصي در ميان دانش‌آموزان کشور برخوردار است با تشريح يکي از تجربيات واقعي خود به بررسي نحوه ارتباط موثر با دانش آموزاني مي پردازد که به عقيده برخي هيچ خاصيت مثبتي براي خود و جامعه شان ندارند.
اين مشاور تحصيلي، گفت: چند سال قبل بر اساس تعهدي که بر دوشم بود، مشاوره تحصيلي و آماده سازي دانش‌آموزان کنکوري يکي از مدارس دولتي محروم را برعهده گرفتم.
در روز اول ، وقتي وارد اتاق مدير مدرسه شدم. ايشان گفتند: ” آقاي تهراني به مدرسه ما خوش آمديد، اگر اشکالي ندارد براي چند جلسه اول؛ آقاي ناظم نيز با شما در کلاس همراه باشند، زيرا دانش‌آموزان اين مدرسه بسيار شرور هستند و نمي خواهم خداي نکرده آسيبي به شما برسانند.”
به ايشان عرض کردم: ” تصور نمي کنم لزومي به همراهي جناب آقاي ناظم باشد، اما با اين حال اگر لازم شد حتماً از حضور ايشان بهره مند خواهم شد. “
آقاي ناظم که از اظهارات من عصباني به نظر مي رسيد، با بکارگيري الفاظي زشت و رکيک، دانش‌آموزان آن مدرسه را حيوان خطاب کرد و گفت: آقاي تهراني شما فکر کرده ايد، اينجا کجاست؟ خدمتتان بگويم که اينجا به تمام معنا يک باغ وحش است. اين آدمهاي سرکش خنگ و کودن را تنها بايد با کتک ادب کرد. شما هم خودتان را خسته نکنيد و از اين راهي که آمده ايد، برگرديد زيرا اينها آدم بشو نيستند و مي ترسم بلايي به سرتان بياورند. از من گفتن بود باز خود دانيد! “
سينا تهراني در ادامه گفت: به آقاي ناظم عرض کردم : ” من هم مي خواهم به آن باغ وحش بپيوندم. از نظر شما که اشکالي ندارد! “
سپس با راهنمايي آقاي مدير به سمت سالن محل برگزاري کلاس رفتم. هنگامي که وارد سالن شدم با جمعيت انبوهي از دانش‌آموزان دوره پيش دانشگاهي مواجه شدم که بلافاصله با ديدن من شروع به هوووووو کردن نمودند. آنها با پرتاب گچ و هر وسيله اي که دم دستشان بود، استقبال متفاوتي از من کردند، استقبالي که حسابي انگيزه ام را براي مشاوره دادن به آنها افزايش مي داد.
چند تن از دانش‌آموزان با اسلحه قديمي دوران تحصيلم در مقطع راهنمايي ، يعني لوله خودکار خالي با جديت تمام در حال شليک
شاه دانه به سمت من بودند. برخي ديگر نيز با کلمات ناشايست دلگرمي لازم را به من مي دادند.
بنده به هيچ وجه از اين رفتار دانش‌آموزان دلخور نشدم. زيرا آنها تابحال مرا نديده بودند و شناختي نسبت به من نداشتند و لذا براحتي مي شد حدس زد که واکنش هايشان ، به نوعي، اعتراض به شيوه هاي نادرست تربيتي و آموزشي مدرسه است.

منبع :آكا ايران


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون