جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4121- تاریخ : 1396/11/25 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 طنز 

لطفا لبخند بزنيد
مهدي بيرنگ
چرا وقتي شلوار سفيد مي پوشي ، خاکي که ميشه رنگش سياهه!؟
ولي وقتي شلوار مشکي ميپوشي، خاکي که ميشه رنگش سفيده!؟
**
دو تا توصيه مهم براي زندگي سالم
- هميشه حقيقت رو هرچقدر هم که تلخ و خطرناکه با قدرت بگيد
- بلافاصله پس از گفتن فرار کنين !
**
آيا از بستن بند کفشتون خسته شديد؟
نگران نباشيد کافيه بند کفشتون رو با هدفونتون عوض کنيد
وقتي حواستون به هدفون نيست خودش گره مي خوره !
**
مرد كيست !؟
شخصي است که آشغالارو مي ذاره دم در
و چنان قيافه اي مي گيره انگار همه خونه رو تميز کرده !
**
پسر: کجا ميري ؟
دختر : ميرم خودکشي کنم
پسر : پس چرا اينقد آرايش کردي ؟
دختر : آخه فردا عکسم تو روزنامه ها چاپ ميشه !
**
اگه قرار باشه بين عشقت و 1 ميليون دلار يکي رو انتخاب کني
اولين چيزي که با اون پول مي خري چيه !؟
**
سلام خوبي ؟
همين الان يه حس بدي بهم دست داد
ولي من بهش دست ندادم
اينقدر ضايع شد !
**
هميشه با کسي رفاقت کن و دوست باش
که وقتي دعوات شد زورت بهش برسه!
**
يه مرغ دارم پنج کيلو ، روزي 2 تا تخم ميذاره
(معاوضه با زمين يا ويلا )
**
يك قانون تنبلي هست که مي گه :
اگه يه چيزي افتاد پشت تختت، براي هميشه اونجا ميمونه !
**
همه شب فکرم اين است و همه شب سخنم !
گر روم دير به منزل، چه بگويم به زنم !
**
يه سوال دارم هنوز هم نمي دونم هر روز که مي گذره از عمرم کم ميشه يا به عمرم اضافه ميشه !؟
**
دوستم مي گفت پياز تنها ماده غذايي هست که مي تونه اشک آدمو در بياره
من براي اينکه ثابت کنم اشتباه مي کنه يه نارگيل برداشتم و زدم تو سرش اونم کاملا به اشتباهش پي برد!
**
به يک اتفاق خوب جهت افتادن نيازمنديم! خريد در محل!
**
معلم: نام پدرت چيست؟
دانش آموز: پدرم نام هاي مختلفي دارد. من به او مي گويم بابا، مادرم مي گويد پدر بچه ها، خدمتكارمان مي گويد آقا و بقال محلمان مي گويد بدحساب!
**
اولي: من هر وقت چيزي در کله ام فرو رود، ديگر بيرون نمي آيد و فراموش نمي کنم.
دومي: پس چرا پولي را که از من قرض گرفتي، يادت رفته و پس ندادي؟
اولي: براي اين که پول در جيبم فرو رفت نه در کله ام!
**
دو هندوانه فروش نزديک به هم بساط کرده و مشغول فروش هندوانه بودند.
اولي فرياد مي زد: بيا که هندوانه دارم، قند عسل، نبات، قرمز قرمز، بيا بيا به شرط چاقو، هندوانه فروش دومي بدون اين که فرياد بزند، خطاب به عابران مي گفت: هرچي اون مي گه منم دارم!
**
از خسيسي پرسيدند: تو در دنيا چه آرزويي داري؟
گفت: آرزو دارم کچل شوم و ديگر پول سلماني ندهم!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون