جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4095- تاریخ : 1396/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 دقايقي با خاقاني؛ شاعر قرن ششم 

مهدي طوسي

خاقاني حقايقي شَرواني در سال 520 (قمري) در شهر شَروان به دنيا آمد. تاريخ تولد او از اشاره‌هاي موجود در ديوان به دست آمده است. پدرش نجيب‌الدين علي مروي درودگر بود. مادر او مسيحي نسطوري بود که به اسلام گرويده بود. عمويش کافي‌الدين عمر طبيب و فيلسوف بود و خاقاني تا بيست و پنج سالگي در سايه حمايت او بود و در نزد او انواع علوم ادبي و حکمي را فرا گرفت. چندي نيز در خدمت ابوالعلاء گنجه‌اي شاعر بزرگ معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به سر مي‌برد، کسب فنون شاعري کرد. پس از آنکه ابوالعلاء وي را به خدمت خاقان منوچهر شروانشاه معرفي کرد لقب «خاقاني» بر او نهاد. از آن پس خاقاني نزديک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان و در خدمت منوچهر شروانشاه، و پسر و جانشين او اخستان شروانشاه بود.در حدود سال 550 به اميد ديدار استادان خراسان و دربارهاي مشرق روي به عراق نهاد و تا ري رفت. در آنجا بيمار شد، و والي ري او را از ادامه سفر بازداشت و خاقاني مجبور به بازگشت به «حبسگاه شروان» گشت. پس از مدتي توقف در شروان به قصد حج و ديدن امراي عراقين از شروانشاه اجازه سفر گرفت و در زيارت مکه و مدينه چندين قصيده سرود. در حدود سال 551 يا 552 سرگرم سرودن مثنوي تحفةالعراقين بود. در راه سفر به بغداد، از ايوان مدائن گذر کرد و قصيده غراي خود را درباره آن ساخت.

در بازگشت به شروان باز خاقاني به دربار شروانشاه پيوست. ليکن ميان او و شروانشاه به علت نامعلومي کدورت ايجاد شد، و آنچنان که از قصيده‌هاي حبسيه که در ديوانش ثبت است برمي‌آيد يک سالي را در حبس گذراند. بعد از چندي در حدود سال 569 قمري به سفر حج رفت و بعد از بازگشت به شروان در سال 571 فرزند بيست ساله خود رشيدالدين را از دست داد و بعد از آن مصيبت مرگ همسر و مصائب ديگر بر او وارد شد. از آن پس ميل به عزلت يافت و خدمت دربار شروانشاهان کناره گرفت. در اواخر عمر در تبريز به سر مي‌برد و در همان شهر درگذشت و در مقبرةالشعرا در محله سرخاب تبريز مدفون شد. سال وفات او را 595 و هم 582 نوشته‌اند.

زبان محاوره مردم اران و شروان(زادگاه خاقاني) مثل ساکنان ساير نواحي شمال غرب ايران، گونه‌اي از زبان پهلوي بوده است. جغرافي‌نويسان قديم آن زبان را ارّاني ناميده‌اند. مقدسي در احسن‌التقاسيم توضيح بيشتر درباره آن زبان دارد و مي‌گويد: «در ارّان به ارّاني سخن مي‌گويند و فارسي ايشان قابل فهم است، و در پاره‌اي حرف‌ها به زبان خراساني نزديک است.» اما زبان نوشتاري شاعران و نويسندگان آن ديار را «فارسي اراني» ناميده‌اند (در برابر فارسي دري). آميزش لهجه‌ها و زبان‌هاي نواحي مختلف ايران، و رواج سخن خاقاني و نظامي به مدت هشتصد سال در سراسر ايران، موجب شد که بسياري از تعبيرهاي خاص آنان وارد فرهنگها يا زبان شاعران و نويسندگان ديگر شده و جزو فارسي دري درآيد.اما مهم‌ترين ويژگي نزهةالمجالس تا آنجا که به تاريخ ادبيات ايران مربوط مي‌شود، ضبط و حفظ آثاري از حدود 115 شاعر از شمال‌غرب ايران، از ارّان، شَروان و آذربايجان است که ديوان‌هاي آنها از بين رفته‌است. به حق، خاقاني از بزرگترين شاعران ايران در قرن ششم است. وي به‌خصوص در قصيده، صاحب سبک و از قوت انديشه و مهارت کم‌نظيري در ترکيب‌سازي و مضمون‌پردازي برخوردار است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون