جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4050- تاریخ : 1396/08/24 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(چهارشنبه)

 سرمقاله  

كودكان، در قاب خاكيِ تصاوير

زهرا کيان بخت

اين روزها حرفه و هنر عكاسي، نقش پررنگي را در زندگي ما ايفا كردند. بسياري از ما، در شبكه‌هاي اجتماعي و برخي سايتهاي خبري، پيگير اتفاقات و وقايعي بوديم كه درست در همين ساعتها و كيلومترها آن سوتر در همين خاك، بر همنوعان‌مان در غرب كشور مي‌گذشت. در اين ميان، عكسها خيلي خوب توانستند بين مردمان به سوگ نشسته و زلزله‌زده، با مردمان ساير بخشهاي كشور، پيوند و پلي از عاطفه ايجاد كنند. هر چند، حضور فيزيكي و بودن در كنار آن هموطنان، حتما به واقعيت امر و آنچه بر آنان مي‌گذرد، نزديكتر است، اما به هر حال، تصاويري از مناطق زلزله‌زده كه بسياري از ما اين روزها آنها را با اشك و آه حسرت، مرور كرديم، واضح‌تر و گوياتر از هر مقاله و مطلب و تحليلي، ما را به عمق فاجعه، نزديكتر كردند. به دقت نظر زيادي نياز نبود؛ كافي بود فقط به تصاوير، نگاهي سرسري بيندازيم، نگاه حسرت‌زده پدران و مادراني كه فرزندان كوچكشان را بي‌جان بر دست گرفته بودند، و بهت و اندوهي كه در چهره تك تك آنها كه در قاب عكس نشسته، خيلي آسان‌ و واضح، قابل درك و رويت بود. اما بخش مهمي از اين تصاوير را كودكان تشكيل مي‌دادند. كودكان بي‌جاني كه پدر يا مادرشان با ناباوري در كنارشان، مبهوت نشسته بودند، عكس معروفي كه جشن تولد نيمه‌تمامي را با بادكنك‌هاي رنگي در طبقه تخريب شده يكي از ساختمانها به تصوير كشيده بود، كودكان خاك‌خورده‌اي كه در گوشه و كنار عكسها، آرام و محزون، ايستاده يا نشسته بودند و در چهره‌شان، نشاني از شادي كودكانه ديده نمي‌شد، و عكسهاي ديگري كه اين روزها دست بسياري از ما را گرفتند و به كرمانشاه، سرپل ذهاب، اسلام‌آباد، قصرشيرين، كرند، ثلاث باباجاني، جوانرود و آن حوالي بردند.

براي تبديل نگاه سرد و ساكت اين كودكان و مهمتر از آن، آنچه در ياد و خاطره آنها از اين روزها مي‌ماند، چه مي‌شود كرد؟ يكي از اقداماتي كه بعد از هر حادثه اين‌چنيني، صورت مي‌گيرد، اعزام كارشناسان روان‌درماني و روانشناسان براي التيام‌بخشي به دردهاي روحي بازماندگان است، اما بديهي است كه در موارد زيادي، درمان دردها و خاطرات اين گونه، تا آخر عمر ميسر نمي‌شود. از اين پس، كودكان اين مناطق، با تصوري متفاوت از بسياري از كودكان ديگر، زندگي خواهند كرد.

تصوري كه مرگ، از دست دادن، آوار، تكان‌هاي ناگهاني زمين و فرياد و شيون و سرما و... بخشي از آن را تشكيل مي‌دهند. شايد مهمترين ضربه و خسارتي كه كرمانشاه در اين حادثه متحمل آن شده، همين ديدن صحنه‌هاي ناگوار براي كودكاني باشد كه اگر زنده مانده باشند، هميشه در خاطر آنها خواهد ماند. اي كاش به جاي آن كه بعد از اين قبيل حوادث، به فكر اعزام روانشناس به اين مناطق مي‌افتاديم، با پيشگيري از بروز آنها، از آسيب و صدمه‌هاي روحي در اين كودكان جلوگيري مي‌كرديم.

zahrakianbakht@yahoo.com


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون