جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3969- تاریخ : 1396/05/17 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)

 مرگ و محل دفن بيدل 

مهدي طوسي

علامه صلاح الدين سلجوقي در صفحه 87 نقد بيدل خويش اين‌طور مي‌نويسد:

"حيني که به هند بودم، از بيدل خيلي‌ جستجو نمودم، ولي، معلوم شد که مردم هند کنون بيدل را فراموش کرده‌اند. (مظهر) و (ظهوري) نزد ايشان بارها بلندتر است از بيدل. قبر بيدل هم پيدا نشد، و من به درجه اخير به حيث يک جنرال قونسل افغاني که نزد اهل هند محترم است خيلي کوشيدم.

در پايان کوشش خود به اين فکر آمدم که بقاياي او را به کابل آورده‌اند، و من درين‌باره با استاد سيد محمد داود الحسيني همنوا هستم. اسناد استاد موصوف خوب قوي است، و علاوه بر آن، گم شدن و ناپديد شدن ناگهاني قبر در زماني که در آن محيط بزرگ‌ترين شاعر و صوفي و اديب محسوب مي‌شد، هيچ معني ندارد به‌جز اين‌که جثه او را از خانه‌اش (که طبعاً قبر در خانه معني ديگري ندارد بجز اين که موقت باشد) رسماً به وطنش و باز به جايي که در قريه (خواجه رواش) به نام محله چغتايي‌ها، يعني اقوام بيدل، معمور و معروف بوده‌است و تا کنون مرکز صوفي‌هاي وحدت الوجودي يعني انصاري‌هاي پاي منار است، آورده‌اند".

استاد سلجوقي سپس ادامه مي‌دهد:

"اينکه اگر بعضي مي‌گويند و يا بگويند که قبر بيدل از طرف بعضي مهاجمين از بين رفته‌است معني ندارد. مهاجمين به بسياري قبرها حمله کرده‌اند. ولي قبر از ميان نرفته‌است. اين کار به قبر جامي هم صورت گرفت ولي قبر باقي ماند و کنون مرجع خاص و عام است. مخصوصاً که مهاجم مانند سيل زود گذر باشد. و طبيعي است که آنطور مقبره مورد تجاوز هنوز محترم تر و محبوب تر و آباد تر مي‌گردد.»

اسناد حسيني که سلجوقي از آنها ياد نموده‌است، از حدود 86 شخصيت مي‌باشد که آوردن نام همه آنان درين فشرده ميسر نيست.

اين دانشمندان همه متفق و به يک نظر اند که عظام بيدل به وطن اصلي آن شاعر انتقال داده شد. بقاياي جسد ميرزاعبدالقادر بيدل را در کنار مقبره ميرزا ظريف و شخص ديگري که غازي خان نام داشته‌است، به خاک سپردند.

به اساس مدارک و شواهد به دست آمده و روايت اهل خبرت، حفرياتي که به وسيله دانشمندان در مزار بيدل در خواجه رواش کابل صورت گرفت، دخمه يي در آنجا ظاهر شد که در سمت غربي آن گوري موجود بود که با گچ و آجر پخته کاري شده بود و لوحه سنگ نيمه شکسته يي داشت. از عبارت لوحه سنگ بر مي‌آمد که قبر از کدام مبارز بوده و در سال 1026 قبل از ولادت بيدل وفات نموده‌است. در سمت شرقي دخمه عظام دو شخص به وضع غير منظم در صحن دخمه گذاشته شده بود که دليل قاطع بر انتقال عظام مي‌باشد.

محله مذکور از قديم نزد مردم به يکه ظريف يعني ظريف آباد شهرت دارد، بدون آن که متوجه باشند که ميرزا ظريف ماماي بيدل بوده‌است و اولاده اش در خواجه رواش ساکن هستند.

بر تربت بيدل لوحه سنگي هم موجود بود، ولي در دوره حکمروايي امير عبدالرحمن خان در هنگام قيام هزاره که در اثر آن از سال 1891 تا 1893 جنگ شديدي جريان داشت، اين لوحه سنگ به وسيله تيمور شاه، احمد شاه و سلطان شاه، صاحبان باغ و زميني که مزار بيدل و مامايش ميرزا ظريف در آن قرار دارد، از بين برده شد.

آنان بر اين باور بودند که توجه شخص امير عبدالرحمن خان که به زيارت بيدل آمده بود و تصميم ساختن آبده يي را داشت، باعث به اصطلاح سرکاري شدن باغ و جايداد ايشان خواهد شد. تمام جزئيات از بين بردن و ناپديد ساختن لوحه سنگ تربت بيدل را صاحب شاه، وارث عاملان اين کار اعتراف نموده و به صورت تحريري به استاد سيد محمد داود الحسيني پژوهشگر مزار بيدل تسليم نموده ‌است.

در اواخر سال‌هاي چهل شمسي قرار بود به پيشنهاد و ابتکار حسيني و تاييد و اراده دولت وقت گنبدي بر مدفن بيدل آباد شود. لوحه سنگي هم به خط موصوف که خطاط شهيري بود، تهيه گرديد و بر تربت بيدل گذارده شد.

اعمار مزار اين شاعر متصوف که از سوي رياست ساختمان وزارت دفاع ملي افغانستان آغاز شده بود، با تأسف که بنا بر تغييرات پيهم سياسي در افغانستان تا کنون به پايان نرسيده‌است. شايسته يادهانيست که اين پژوهشگر بيش از پنجاه سال بر زندگي، انديشه و شعر بيدل و پيرامون اصطلاحات کابلي بيدل و مزارش پژوهش و کوشش کرده‌است.

در مورد قبري که بعداً بنام قبر بيدل در دهلي معرفي گرديد، سرور گويا چنين مي‌نويسد: «در اين اواخر يعني در سال 1359 قمري در نزديکي قلعه شير شاه سوري مشهور به پرانه قلعه مقابل آرامگاه ملک نورالدين يار پران کنار جاده مترا، خواجه حسن نظامي دهلوي بنا بر علتي در خرابه‌اي مرتفع و تپه زاري قبري به نام بيدل شهرت داد و از نظام حيدر آباد در خواست نموده تا به امداد وي مقبره را آباد نمايد نظام حيدر آباد دکن دو هزار روپيه هندي فرستاد و صفحه و صورت قبر از پارچه رخام و خشت و سمنت آباد گرديد و کتيبه يي هم به زبان اردو خواجه حسن نظامي بر آن نوشت و به نام ميرزا بيدل اشتهار يافت.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون