جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3930- تاریخ : 1396/03/29 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 طنز 

کاريکلماتورهاي ابوالقاسم

صلح جو (پيرسوک)

1-ماهي “شير” را، پاستوريزه طبخ مي کنم!

2- سکته شعرم، قافيه را فلج کرد!

3- پس از ورود به”کيش”، “مات”شدم!

4- وقتي”نم نم” از خودت مي گويي، بغض ام”مرطوب”مي شود!

5- تا “گندم” “زنگ” زد، کشاورز وحشت زده گوشي را “برداشت!

6- تاجواب سوالم را ز چشمت گرفتم، رسيد دادم با چشمک!

7- چون عيار خنده اش بالا بود، چشمانش به اشک نشست!

8- لهيده شده بودم، وقتي تو “رسيدي”!

9- براي نشستن خواب در چشمانم، صندلي گذاشتم!

10- براي تماشاي بهار، ريشه از درخت بالا رفت!

11- در “بوستان”، گلستان خواندم!

12- براي لحظ? ديدار، به جمع آوري چشم پرداخته ام!

13- نگاه گرمي داشت، تازه”داغ”ديده بود!

14- با قلم اش، نان “رژيمي” مي خورد!

15- سرعت نگاهم، چشم راست ام را “چپ”کرد!

16- تا دراز مي کشم، خواب در چشمانم”مي نشيند”!

17- زبان اش”مي گرفت”، هار شده بود!

18- در عين”سيري”، ضد حال “خورد”!

19- وقتي پاهايم باد ميکنند، خودشان را براي کفش هايم مي گيرند!

20- با”کفِ”حضار، سخنران هم”کف”کرد!

21- وقتي خارج از متن مي نويسم که قلمم حاشيه دار باشد!

22- لبخندت را پليسه مي کند، گريه!

23- “ديوانِ” غزل هايم، همه شيش? عمر دارند!

24- با فقر “آهن”، “روي”اش هم کم شد!

25- “تارِ”سبيل ام را، با دنبه چرب مي کنم!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي