جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3913- تاریخ : 1396/03/06 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

 ورود به عوالم شاعري از "راهروي لهستاني" 

مهدي طوسي

"سيلويا پلات" شاعر، رمان‌نويس، نويسنده داستان‌هاي کوتاه، و مقاله‌نويس آمريکايي است كه 27 اکتبر 1932 در بيمارستان رابينسون مموريال شهر بوستون ايالت ماساچوست به دنيا آمد. او اولين فرزند اوتو پلات و ارليا پلات بود. پدرش در پانزده سالگي از قسمت شرقي آلمان که به راهروي لهستاني مشهور بود به آمريکا آمده بود و کرسي استادي زيست‌شناسي را در دانشگاه بوستون در اختيار داشت. مادرش از پدر و مادري اتريشي در بوستون زاده شد و هنگامي که دانشجوي فوق ليسانس ادبيات انگليسي و آلماني بود با اتو پلات آشنا شد و باهم ازدواج کردند. سيلويا پلات هشت ساله بود که پدرش - که بسيار ستايش‌اش مي‌کرد - را از دست داد. او در کالج اسميت به تحصيل پرداخت و با نمراتي درخشان از آنجا فارغ‌التحصيل شد.

او در سال (1953) وقتي مادرش به او اطلاع داد که در کلاس نويسندگي فرانک اوکانر پذيرفته نشده به شدت افسرده شد. در ماه اوت همان سال با بلعيدن 50 قرص خواب براي اولين بار اقدام به خودکشي مي‌کند ولي برادرش از آن اطلاع پيدا مي‌کند و او را به بيمارستان منتقل مي‌کند. در آن‌جا چند ماه تحت درمان و روان‌کاوي قرار داشت و تحت مداوا با شوک الکتريکي قرار گرفت. شرح وقايع اين روزهاي او بعدها دست مايه تنها رمان او يعني حباب شيشه قرار گرفتند.

در سال‌هاي بعد، او با استفاده از يک بورس تحصيلي به بريتانيا رفت. در دانشگاه کمبريج با تد هيوز شاعر بلندپايه انگليسي آشنا شد. ايشان در ژوئن سال (1956) ازدواج کردند.

اولين فرزند اين زوج «فريدا»، در آوريل (1960) و دومين فرزندشان «نيکلاس»، در ژانويه (1962) به دنيا آمدند. در اين دوران پلات تفاوت ميان روشنفکر بودن، همسر بودن، و مادر بودن را درک مي‌کند. وي در پاييز 1962 از تد هيوز جدا مي‌شود.

سيلويا پلات سرانجام در فوريه 1963 با گاز خودکشي کرد. بسياري از علاقه‌مندان سيلويا پلات، تد هيوز را عامل از هم پاشيدگي رواني وي و خودکشي او مي‌دانند و بارها عنوان هيوز را از روي سنگ قبر او کنده‌اند. ارليا پلات مي‌نويسد که او در ژوئن 1962 به ديدار سيلويا رفته است اما دريافته که کشمکش شديدي ميان دخترش و تد هيوز وجود دارد. او و ديگران اين را به رابطه تد هيوز با زني ديگر و ناتواني سيلويا در خو گرفتن به اين وضع نسبت مي‌دادند. از سيلويا پلات پنج مجموعه شعر مانده است:

بچه غول (1960)، کلوسوس و اشعار ديگر (1962)، غزال*[1] (1965)، گذر از آب (1971)، درختان زمستاني (1972)، مجموعه اشعار (1981)

سيلويا پلات از يازده سالگي تا هنگام مرگش به نوشتن يادداشت‌هاي روزانه‌اش ادامه داد. مجموعه‌اي از گزيده يادداشت‌هاي او که يادداشت‌هاي سال‌هاي 1950 تا 1962 را در بر مي‌گيرد با مقدمه‌اي از تد هيوز و ويراستاري فرانسيس مک‌کالو 1982 به چاپ رسيد.

البته تد هيوز آخرين يادداشت‌هاي او را که مرحله آخر زندگي او را بازگو مي‌کردند از بين برده است. او علت اين کار را حمايت از فرزندانش عنوان کرده است.

اين زندگي نامه خودنوشت اوست. بسيار کامل، پيچيده و دقيق. اينجاست که او مي‌کوشد با خودش روراست باشد. در برابر صورت سازي از خود مقاومت مي‌کند. سيلويا پلاتي که در اينجا مي‌بينيم نزديکترين فرد به چهره واقعي او در زندگي روزمره‌اش است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي