جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3861- تاریخ : 1395/12/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (چهارشنبه)

 داستانك  

آبي بيکران

کشاورزي در لُوا در هشتاد سالگي همچنان با مهارتي قابل توجه به کشاورزي ادامه مي داد. تراکتورش را که تهويه ي مطبوع داشت ده ها ساعت در روز مي راند.

حتي وقتي چيزي براي برداشت وجود نداشت ، چيزي براي شخم زدن و چيزي براي کاشت و استفاده از چنگک در کار نبود.

او همچنان مي راند تا زماني که خورشيد زير خط افق مي جهيد و آسمان مانند جعبه اي نيلي رنگ در باريکه هاي نارنجي رنگ نوري که به کره ي زمين مي رسيد محو مي شد.

او به سمت باريکه هاي نور ، در گريز از کناره هاي افق و در دل آسمان همچنان مي راند. تراکتورش آخرين پرتوهاي نور خورشيد را از زير خط افق مي گرفت و همچنان که به سوي آبي بيکران شناور بود بارقه هايي از نور را چشمک زنان با اطراف مي پراکند.

پاتريسيا اُدانِل / ترجمه : مازيار ناصري / ادبوند


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون