جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3848- تاریخ : 1395/12/02 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

 الکي... مثلا ما عيد داريم! 

سعيد ترشيزي

اشاره: سعيد ترشيزي از طنز پردازان جوان است. او در تعداد بسياري از جشنواره هاي طنز به مقاماتي رسيده( البته منظور از مقامات، مقامات سياسي نيست، بلکه مقام نخست و در برخي اوقات غير نخست بوده!) و از قبل اول و دوم شدن جايزه و لوح تقديري را دريافت کرده. او در حال حاضر با نشريات کشور کار مي کند و براي خودش ستوني صفحه اي چيزي را در روزنامه ها دست و پا کرده! طنز مقابل نمونه اي از آثار قلمي اين طنز نويس خوش ذوق خراساني است. با اين مقدمه اي که خودش درباره خودش گفته مطلبش را بخوانيد: "خداوند را شاکر هستم که مرا وسيله اي جهت شاد کردن بندگانش قرار داد ..."

امسال همه عيد ندارند... شما چطور؟! البته همه ي همه که نه... آن 30درصد دهک هاي بالابالاي جامعه که قرار بود يارانه شان قطع شود ولي هنوز نشده ممکن است يک نيمچه عيدي داشته باشند ولي بقيه مردم که همچون بيگلي بيگلي در زير بار گوريل انگوري تورم گرفتار شده اند عيد ندارند يعني خودشان را به آن راه مي زنند تا عيد بيايد و برود چون عيد هزينه دارد... هزينه پول لازم دارد... رسيدن به پول هم رابطه مي خواهد؛ از آن رابطه ها... مثل رابطه با خاوري چيزي؛ البته نه از آن خاورها که همگام با شير سماور در ارتباط مستقيم با داور است بلکه خاوري که با خاوري از پول خاورميانه را به مقصد کانادا ترک کرد. پس اگر ارتباطي با خاوري و محتکر و مختلس نداريد، شما هم عين ما امسال عيد نداريد. البته از ديرباز فکر و انديشه ايرانيان آنقدر خوب عمل کرده که نه تنها در راه سوء بلکه گاهي در راه خير هم به دادشان رسيده؛ پس شماي ايراني! اگر کمي فکرتان را به کار بيندازيد مي توانيد با کاهش هزينه هاي عيد، امسال هم اداي عيد داشتن را درآوريد و بگوييد: «الکي... مثلا ما عيد داريم»!

به طور مثال آجيل عيد متشکل از تخمه با يکسري مغوز(!) مثل مغز پسته و بادام و فندوق است که مي شود آن مغوز که فرعيات است را فاکتور بگيريد و بچسبيد به اصل که تخمه است. تخمه را هم لازم نيست از آجيل فروشي بخريد چرا که فقط کافي است يک ماه قبل از عيد يک عدد تخمه را در باغچه اي گلداني جايي بکاريد و يک پارچ آب حرامش کنيد تا گياه آفتابگردان از آن برويد و تخمه دهد، بعد تخمه ها را جدا کرده، با مقاديري آب و نمک تفت دهيد و به عنوان آجيل عيد بگذاريد جلوي ميهمانان تا تقّ تق بشکنند و حالش را ببرند. در خصوص ميوه عيد هم که از مقوله هاي کمرشکن مي باشد فقط لازم است تغييري جزئي در نوع ميوه بدهيد يعني شما برويد ميوه تان را بخريد ولي خدا که فقط پرتقال و سيب و موز را خلق نکرده، حتما از اوضاع اقتصادي اين روزهاي مملکت ما خبر داشته که زالزالک را هم آفريده و قاطي ميوه ها جا زده پس برويد زالزالک بخريد و بگذاريد جلوي ميهمانان. هم ميوه است و هم در بدترين حالتش اگر ميهمان خيلي پررو و گشنه باشد و به جاي يکي دوتا، يک مشت بردارد، باز هم به اندازه يک قاچ سيب هزينه از جيبتان نرفته است. مي ماند شيريني و شکلات عيد که راه برون رفت از اين بحران را هم بايد در متون عرفي قديم اين مرز و بوم جستجو کرد. در گذشته رسم بر اين بود که وقتي خانواده دختر پول نداشت جهيزيه جور کند يا پسر و خانواده اش خرج عروسي را جور نکرده بودند به بهانه مردن پدر بزرگ، خان عمو يا يکي از بزرگان فاميل، مجلس عروسي را عقب مي انداختند تا پول از يک جايي برسد، حالا شما هم با بهره گيري از اين ترفند مي توانيد به بهانه فوت ننه باباي همسايه بغلي تان و با اين استناد که اگر او شما را شيريني و شکلات به دست مي ديده دلش مي شکسته و دلخوري پيش مي آمده، خودتان را از خريد اين قبيل تنقلجات هم معاف داريد.

مخلص کلام اينکه امسال يا عيد نداريد و يا الکي... مثلا عيد خواهيد داشت!


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون