جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1801- تاریخ : 1388/08/10 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (يكشنبه)

 شعر  

کارهاي مشترک من و حافظ و ...!

- به آب روشن مي عارفي طهارت کرد
و رفته رفته به اين کار زشت عادت کرد!

- برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر
ليلي آمد دم در،گفت:بيا برق آمد!

- آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنيد
تا نگويند حريفان که چرا خيس آمد!

- سالها دل طلب جام جم از ما مي کرد!
بي خبر بود که ما مشترک کيهانيم

- مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش
گفت:دنياشده از مشکل پر،اين هم روش!

- ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم
اما نه فرت و فرت!که يکبار ديده ايم!

- تو را ز کنگره ي عرش مي زنند سفير!
چرا به کنگره ي شعر مي روي شاعر؟!

- گر شدم رفتگر بهانه مگير
خاک راه تو رفتنم هوس است!

- در آستين مرقع پياله کن پنهان
که چوب و غيره در آن ناگهان فرو نکنند

- اگر آن ترک شيرازي به دست آرد دل ما را
به دستش مي دهم کاري که بار آخرش باشد!

- پيرهن چاک و غزلخوان و صراحي در دست
آنقدر عربده زد آبروي ما را برد!

- وفا مجوي ز دشمن که پرتوي ندهد
چراغ موشي دشمن کنار ليزر دوست

- چه خوش صيد دلم کردي بنازم چشم مستت را
ولي از روي پايم خواهشا بردار دستت را!

- من، شعر فقط گفته ام از باده و افسوس!
گل در بر و مي در کف ديويد بکام است

- من بيچاره هم از اهل سلامت بودم
بس که رفتم به چکاپ اين همه بيمار شدم

- بازار شوق گرم شد آن سرو قد کجاست؟
تا زير سايه اش بنشينم خنک شوم

- داشتم دلقي و صد عيب مرا مي پوشيد
کيست دلقي بدهد باز به اقساط مرا؟!
- فکر کن نان بشود باز يکي شصت تومان
ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد!

- صوفيان وا ستدند از گرو مي همه رخت
بنده از شرم شدم پشت درختي پنهان!
 
در راستاي خود کفايي! سروده شد!:

- سحرم دولت بيدار به بالين آمد
گفت بر خيز که معشوق تو از چين آمد!

- عجيب واقعه اي و غريب حادثه اي
که برق خانه ي بنده نرفته باز آمد!

- غلام همت آنم که زير چرخ کبود
اگر چه له شود اما شکايتي نکند!

- عاشقان را بر سر خود حکم نيست
ور نه فکر چتر در باران کنند!

مي شود آخر گراني ريشه کن
دلبران گر ناز را ارزان کنند

- کلنگ توسعه بوسيد تربت دل را
کسي مقيم حريم دلت نخواهد ماند!
*
براي بيمارستان قم قلمي شد:

- سعديا مرد نکو نام نميرد هرگز
مرده آنست که او را به نکويي نبرند !


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
زنگ ورزش
كانون