جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3823- تاریخ : 1395/11/03 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

 "رامايانا" از افسانه هاي مردمان هند 

مهدي طوسي

رامايانا حماسه باستاني هندوستان است که تقريباً در بين سالهاي 400 پيش از ميلاد تا 200 پس از ميلاد نگاشته شده‌است. رامايانا که در کنار مهاباراتا، دو منظومه بزرگ حماسي هند را به وجود مي‌آورد، رکن مهمي در ادبيات حماسي هند به شمار مي‌رود. برخلاف مهاباراتا، رامايانا تنها به داستان‌هاي رزمي نمي‌پردازد بلکه در ميان داستان‌ها، به آموزه‌هاي دانشمندان و حکيمان هندي و ديدگاه‌هاي فلسفي و ديني مي‌پردازد. نظم رامايانا را به والميکي نسبت داده‌اند که در حدود سده سوم پيش از ميلاد مسيح مي‌زيسته و گفته شده که سرودن شعر را بي هيچ پيش زمينه، و به صورتي شهودي و خودجوش آغاز کرده؛ و تلسي داس، شاعر نامدار و صاحب سبک هندي که در حدود سال‌هاي 1532 تا 1623 ميلادي مي‌زيسته نيز اين منظومه را از زبان سانسکريت به نظم هندي مردمي در آورده ‌است.

مهمترين شخصيت‌هاي اين حماسه عبارتند از: راما، سيتا، هانومان، لاکشمانا و بهاراتا. رامايانا که از حيث اهميت احترام و ارزش همپايه مهاباراتا است حاوي 24000 بيت (اشلوکا) مي‌باشد و از مهاباراتا به مراتب کوتاه‌تر است. رامايانا از دو واژه «رام»و «اينه» ترکيب يافته که روي هم به معناي «سفر راما» است اما به طور مجازي، سرگذشت رام و آنچه از رخدادها بر سر او آمده را شامل مي‌شود.

داستان اصلي متعلق به راما، هفتمين تجسم ويشنو، و پسر دشرت پادشاه ايودهيا در هند شمالي است و او در سراسر داستان بعنوان رب‌النوع ياد شده و کارهاي دليرانه و قهرمانانه وي مورد ستايش پيروان دين هندو قرار گرفته‌است. چکيده داستان عبارت است از اينکه: راجه دشرت با دختري جوان از اهالي نواحي غربي هندوستان ازدواج کرده بود. اين زن مي‌خواست برخلاف سنن ديرينه راجگان بجاي پسر ارشد راجه که راما بود پسر خودش را جانشين وي سازد و موفق مي‌شود با نيرنگ نقشه خود را عملي سازد. راجه دشرت درنتيجه صدمه اين دسيسه مرد و راما همراه زن و يکي از برادرانش به جنگل تبعيد شد. راما در جنگل‌هاي وسط هند بسر مي‌برد که راجه سيلان زن سيتا را دزديد ولي سرانجام راما پس از جنگ عليه راجه سيلان وي را آزاد ساخت و پس از چهارده سال تبعيد به ايودهيا برگشت، حق خودش را دريافت و پادشاه شد و دنيا را از بدي‌ها نجات داد.

جزئيات بيشتر: راما پسر ارشد پادشاه آيودهيا در هند شمالي بود. چون پدرش سالخورده شد، عزم کرد که او را به وليعهدي خود برگزيند، اما دومين زوجه وي که زني حليه‌گر بود، با يادآوري وعده‌اي که شاه قبلاً داده بود، شوهر را واداشت تا پسراو را وليعهد کند. راما مدت 14 سال در تبعيد به سر برد، و با زوجه خود سيتا و برادر خود لاکشمان سر به جنگل گذاشت، و به حمايت مرتاضين پرداخت. پادشاه سيلان، که ديوي بود به نام راوانا، از فعاليت‌هاي راما خشمگين شد، و سيتا را ربود، و به سيلان برد. راما با ياران خود به سيلان تاخت، و راوانا را به قتل رسانيد، و زن و شوهر به هم پيوستند. پس از بازگشت به آيودهيا، راما در ميان شور و شعف اتباع خود تاج شاهي بر سر نهاد، و در فرمانروايي او رفاه مادي و معنوي تعالي يافت. چون به سبب سکونت طولاني سيتا در کاخ روانا سخنان ناشايسته‌اي در باب او رايج شده بود، راما به حکم وظيفه و بر خلاف ميل خود زوجه خويش را به دير والميکي در جنگل فرستاد. در آنجا سيتا دو پسر دوقلو به دنيا آورد، که بعدها والميکي رامايانا را به آنان آموخت. سرانجام خاندان راما به هم پيوستند.در رامايانا اطاعت از بزرگان، زندگي کمال مطلوب خانوادگي و پيوندهاي خوب خانوادگي درس داده شده‌است. سيتا، نشانه عصمت و عشق به همسر، يکي از قطب‌هاي قوي اين داستان است که همراه با قطب ديگر آن يعني شوهر و شجاعت و شيدايي او نسبت به وي، منظومه رامايانا را شکل مي‌بخشد. اين دو همسر که نماد دو انسان برگزيده و کاملند، به مثابه دو رب‌النوع، نزد هنديان مورد ستايش هستند و افسانه عشق و ايثارشان، خاستگاه پيدايش بسياري باورها و آفرينش‌هاي هنري بوده‌است. وفاداري لاکشمان نسبت به راما نيز به عنوان فضيلتي اخلاقي مورد احترام و ستايش اهل هند است.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون
آگهي