جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3815- تاریخ : 1395/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 غلامرضا رمضاني، کارگردان سينماي کودک:
 سينما را يک تفريح سالم بدانيد 

تهمينه حدادي:

هروقت نام غلامرضا رمضاني مي‌آيد چيزي که جلوي چشم‌مان نقش مي‌بندد سينماي کودک است. او کارگرداني است که با اين حوزه شناخته شده و با تمام دشواري‌ها دست از کار نکشيده است. از چندي قبل و البته پس از مدت‌ها تاخير هم فيلم «فرار از قلعه‌ي رودخان» او در سينماها اکران شد. آن هم در حالي که اين فيلم تغيير نام داده است. يکي دو هفته از اين اکران نگذشته بود که «کانون نمايش» نيز ‌آستين بالا زد و حالا در سراسر کشور اعضاي کانون به تماشاي اين فيلم نشسته‌اند. رمضاني را اين سال‌ها با «هم‌بازي»، «گنجشکک اشي مشي»، «سبز کوچک» و «قفل ساز» مي‌شناسيم. حالا آخرين اثر اکران شده‌ي او درباره‌ي عده‌اي نوجوان است که براي اردويي به سمت دريا راهي مي‌شوند اما ناگهان برنامه‌ي آن‌ها تغيير مي‌کند و ماجراهايي را تجربه مي‌کنند.

با رمضاني درباره‌ي سينماي کودک و «‌کانون نمايش» گپ زده‌ايم، که متن کامل اين گفت‌وگو را در سايت کانون بخوانيد.

***

• دوست داريم در مورد مراحل توليد «فرار از اردو‌« بيشتر بدانيم. بگذاريد با فيلم‌نامه شروع کنيم و ايده‌ي اوليه‌ي آن.

- موضوعي که مدت‌ها ذهنم را مشغول خودش کرده بود وعده وعيدهاي بزرگ‌ترها به بچه‌ها بود‌. هميشه اختلاف‌هاي کوچک و بزرگي بر سر اين موضوع بين بچه‌ها با والدين و اوليا و مربيان به‌وجود آمده و مي‌آيد‌. حس کردم با توجه به خاصيت پر شر و شور و ماجراجويانه بچه‌ها در روي اين تم متمرکز باشم‌. دو سالي بود که اتودهايي مي‌زدم. مبحث واکنش بچه‌ها و تلنگر به بزرگ‌ترها خيلي برايم مهم بود‌. زماني که در سفر تحقيقي و پژوهشي به شمال رفته بودم با بخشي از فضاي جالب و غريب و ديده نشده شمال روبرو شدم و چون از قبل موضوع رفتن اردو و خلف وعده مسئولان مدرسه را در طرحي چهار صفحه‌اي نوشته بودم و داشتم در حواشي‌اش فکر مي‌کردم؛ حس کردم ديگر زمانش رسيده که فيلم‌نامه را بنويسم. مثل مابقي فيلم‌نامه‌هايي که قبلا درگير توجيه‌اش بودم يک سال و نيم هم فيلم‌نامه نوشته شده را به چند سازمان براي ساخت دادم. من‌جمله همين کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان خودمان. ولي متاسفانه نمي‌توانستند با موضوع کنار بياييند. بالاخره با اما و اگر پذيرفته شد و پس از سه سال از طرح اوليه تا آغاز پيش توليد زمان سپري کردم. دو ماه پيش توليد فشرده که توليد اصلي با زمان گشايش مدارس تلاقي نکند و دو ماه فيلم‌برداري سخت و بسيار فشرده‌تر مراحلي بود که سپري کردم.

• انتخاب بازيگران جوان‌تر و تازه کارتر چه قدر طول کشيد؟

- هم‌زمان با دوران دوندگي براي تصويب و توجيه فيلم‌نامه دوست عزيزي داشتم در ميبد که خواهش کردم به‌عنوان دستيار کارگردان کم‌کم بچه‌هايي را که استعدادهايي دارند برايم در نظر بگيرد. پيش توليد که آغاز شد به ميبد رفتم و با همان عزيز آقاي حاجي ده‌آبادي که خودش از کارگردان‌هاي خوب استان يزد است، جست‌وجو را شروع کرديم. زمان خوبي نبود چون اوايل تير ماه بود و مدرسه‌ها تعطيل.

• پس چه کرديد؟

با فراخوان و اطلاع‌رساني ادامه داديم.

و در نهايت از چند نفر تست گرفتيد؟

- حدود 340 نوجوان براي تست و تمرين آمدند که در مراحل مختلف مدام ريزش کردند تا رسيدند به حدود 80 نوجوان علاقه‌مند و به شدت مستعد. برايم جالب بود در شهرستان‌هايي چون ميبد و اردکان که سينما نيست و اگر باشد آن قدر فعال نيست، اين همه استعداد وجود دارد.

• يعني تمرين با آن هشتاد نفر آغاز شد؟

- بله، حدود 20 روز تمرين فشرده داشتيم. در اين تمرين‌ها نقش‌ها اندک اندک پيدا شدند و مابقي بچه‌ها نيز شکل گرفتند. به‌نظرم وقتي بچه‌ها کاملا و به‌خوبي خودشان را نشان دادند فيلم اصلي شکل گرفت. چون بچه‌ها ديگر نيازي به تمرين سر صحنه و گرفتاري‌هاي بازيگران حرفه نداشتند.

• چه معيارهايي در اين انتخاب براي‌تان مهم بود؟

- براي انتخاب نوجوانان مهم‌ترين اصل هوش‌، صبوري و علاقمندي‌شان بود. بچه‌ها بايستي مي‌توانستد با کار فيلم‌برداري، آن‌هم روزي 10 ساعت کنار بيايند. آن‌ها بايستي مي‌توانستند همه حواس‌شان را به کار بدهند.

• سينماي کانوني بخشي از سينماي کودک است که چندسالي بود مغفول مانده بود و دوباره حرکت خود را آغاز کرده است. تصور مي‌کنيد براي موفقيت اين راه، کانون نيازمند چه نوع هدف گذاري‌هايي است؟

- کانون رسالت مهمي دارد و بايد بدانيم که هر مسئولي که مي‌آيد، نبايد از اين رسالت دور بماند‌. همان‌طور که بخش اعظمي از هنرمندان، شعرا و نويسندگان دهه‌هاي قبل اين کشور در کانون امکان رشد و نمو داشتند، مي‌بايست براي نسل‌هاي فعلي هم اين امکان به‌وجود بيايد. کانون بايد با جديت سکان اصلي فيلم‌سازي براي کودکان و نوجوانان را به‌دست بگيرد و با مديريت صحيح سالانه بهترين‌ها را چه در عرصه فيلم، چه داستان، در شعر و نقاشي و... خلق کند. بايد روشي را پيش بگيرد تا به‌عنوان خانه دوم بچه‌هاي اين مرز و بوم شناخته شود. هر ساله فيلم‌هايي با هدفمندي‌هايي دراز مدت بسازد و بچه‌ها را سيراب کند.

• حتما در جريان هستيد که اين روزها «کانون نمايش» نيز درحال اکران «فرار از اردو» در 32 سالن سراسر کشور است. اين جريان چطور مي‌تواند ادامه پيدا کند؟

- اين مي‌تواند آغاز آن شرايط ايده‌آل کانون باشد براي نسل فعلي. اين حرکت که اميدوارم بماند بسيار عالي و مطلوب است که در طول سال مدام نمايش فيلم در کل کشور داشته باشد و بچه‌ها و خانواده‌ها بدانند هر وقت خواستند مي‌توانند براي ديدن فيلم بروند. مخصوصا اين‌که کانون مجموعه‌اي فيلم هم دارد که مي‌تواند آن‌ها را به دفعات به‌نمايش بگذارد.

• اگر بخواهيم در سطحي کلان‌تر به اين مساله نگاه کنيم، چه؟

- برنامه‌ريزي مناسب براي ساخت فيلم سينمايي مناسب گروه‌هاي سني مختلف در طول سال از سوي کارگردان‌هاي حرفه‌اي و همچنين امکان ساختن فيلم براي نوجوانان و کودکان و احياي کلاس‌هاي آموزش سينما در تهران و شهرستان‌ها مي‌تواند بهترين راه‌کار براي کانون باشد. جامعه فعلي و نسل کنوني ما تشنه است. آماده است تا خوراک‌هاي مناسب به او داده شود؛ سرگرمي‌هاي هدايت شده داشته باشد و بداند کانون هم‌چنان که برازنده اسمش است به مسئوليت پرورش فکري بچه‌ها اهميت مي‌دهد.

• آيا سينماي کودک نيازمند ساخت فضاهايي مخصوص اکران است يا بايستي اين آثار همراه با ديگر فيلم‌ها و در سينماهاي عمومي نمايش داده شوند؟

- سينماي کودک نيازمند داشتن سينماهايي مختص خودش است. اکران خاص خودش را مي‌خواهد و به برنامه‌‌ريزي نيازمند است تا تبديل به يک قطب مناسب شود. مطمئن هستم اگر اين اتفاق بيفتد به مرور جايگاه خود را پيدا خواهد کرد.

اکران عمومي با ساير فيلم‌ها همين آسيب‌هاي را داشته است که تا به‌حال شاهد آن‌ها بوده‌ايم.

• با اين حال به نظر مي‌رسد که بخشي از مشکل ما در عدم استقبال از فيلم و تئاتر کودک والدين باشند. اغلب فرزندان هستند که با والدين همراه مي‌شوند اما والدين امروزي در بخش‌هاي فرهنگي خيلي کمتر با فرزندان‌شان همراه مي‌شوند. شما در اين باره چه فکر مي‌کنيد؟

- حسم اين است که وقتي دانه‌اي را در خاک مي‌گذاريم و اندک اندک جوانه مي‌زند مي‌بايست هر دم مراقبش باشيم. آب بدهيم. مهرباني بکنيم. جايش را به درستي تغيير دهيم. بچه‌هاي امروزي ما تنها به‌عنوان دانه‌اي کاشته شده‌اند و برخي از خانواده‌ها فکر مي‌کنند ديگر بچه‌شان خودبه‌خود بزرگ شده و وارد جامعه مي‌شود. براي همين است که گاهي مي‌بينيم فرزندشان آموزش‌هايي بايسته و لازم را نديده. مي‌بينيم که فرزند عزيزشان اطلاعات کافي از جامعه، ادبيات، سياست و غيره ندارد. لازم است که همپاي فرزندمان باشيم. با او بزرگ شويم و دغدغه‌هايش را بشناسيم و به‌موقع به او خوراک دهيم. در غير اين‌صورت نبايد انتظار داشته باشيم که او خودبه‌خود چيزي آموخته باشد. حالا که مبحث فرهنگي را پيش مي‌کشيم بايد بدانيم که به‌شدت مهم‌تر و حساس‌تر است. اين‌روزها والدين بايد بدانند که آيا آن‌ها بچه‌هايشان را مديريت مي‌کنند يا بچه‌ها آن‌ها را؟!!

• در مورد بهبود شيوه‌ي انتخاب و اکران آثار در کانون نمايش نظري داريد؟ آيا لازم است کانون برنامه‌هاي جنبي مثل نقد فيلم را براي مخاطبان جدي‌تر خود (اعضاي فعال کانون) برگزار کند؟

- به‌نظر مي‌رسد بهتر است تا مدتي سعي کنند در انتخاب فيلم‌ها دقت لازم را داشته باشند. فيلم‌هايي مي‌بايست در شروع اين حرکت خوب اکران شود که بچه‌ها را شيفته و مشتاق کند. فيلم‌هايي که ريتم و داستان مناسب دارد. فيلم‌هايي که هيجان لازم را داشته باشد تا بچه‌ها بدانند که مي‌توانند سرگرم باشند. از نمايش فيلم‌هايي با ريتم کند و صرفا تربيتي و آموزشي پرهيز کنند تا از نمايش فيلم به‌خوبي استقبال شود و جايگاهي پيدا کند. در ادامه ديگر مي‌شود هر فيلمي را نمايش داد.نقد و بررسي، حضور کارگردان و متخصص و مربيان کانون هم به‌نظرم بسيار عالي است. محفلي خواهد بود که بچه‌ها بتوانند سوال‌ها و دغدغه‌هايشان را بپرسند. ند در مورد فيلم و درک فيلم بيشتر بفهمند و براي اين مهم ارزش قائل خواهند بود.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون