جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3815- تاریخ : 1395/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 خلاصه اي از رمان"هري پاتر و محفل ققنوس" 

مهدي طوسي

اين داستان از مجموعه هري پاتر نيز بيشتر هيجان و در آخر کمي رازگشايي دارد، هري پاتر و محفل ققنوس يک داستان پيوند زننده ‌است که بيشتر قصد دارد قضاياي داستان جام آتش را به داستان بعدي يعني پرنس نيمه اصيل پيوند بزند.

خلاصه داستان:

هري پاتر تابستان سختي را پشت سر گذاشته‌است، او از لرد ولدمورت و کارهاي اخيرش کاملاً بي‌خبر بوده‌است. روزي که او با پسر خاله غير جادوگرش دعوا مي‌کند ديوانه‌سازها که نگهبانان زندان آزکابان هستند پيدا مي‌شوند و به آن‌ها حمله مي‌کنند و هري آن‌ها را با جادو فراري مي‌دهد.

اما هري به دليل اينکه قبل 17 سالگي از جادو استفاده کرده توسط وزارت سحر و جادو به دادگاه احضار مي‌شود. او سرانجام تبرئه شده وبه مدرسه مي‌رود. معلم جديدي امسال به مدرسه آمده که بسيار سختگير است.

کل داستان به اين مشغول است که تشکيلاتي سري به نام محفل ققنوس تشکيل شده که بر ضد لرد ولدمورت کار مي‌کند، مديريت محفل ققنوس را آلبوس دامبلدور بر عهده دارد.

ديگر جوانب داستان مبارزه غير مستقيم هري پاتر و وزارت سحر و جادو را نشان مي‌دهد زيرا وزارت سحر و جادو بازگشت ولدمورت را انکار مي‌کند و مقالاتي ضد هري پاتر و آلبوس دامبلدور در روزنامه‌ها به چاپ مي‌رساند.

هري خواب‌هايي مي‌بيند که همه به واقعيت تبديل مي‌شود. او در واقع با ذهن ولدمورت در ارتباط است و احساسات او را درک مي‌کند و زمان‌هايي که خواب است تمام اتفاقاتي را که او انجام مي‌دهد و يا مي‌بيند از چشم خود ولدمورت شاهد است.

سر انجام او خوابي مي‌بيند که سيريوس بلک پدرخوانده اش اسير ولدمورت است و به همين دليل به مکاني که در خواب ديده، که جايي در وزارت سحر و جادو است، مي‌رود.

دوستانش هم با او مي‌آيند اما مشخص مي‌شود که ولدمورت او را فريب داده تا او به وزارت سحرو جادو بيايد و گويي که پيشگويي هري و ولدمورت در آن نوشته شده را بيابد.

هري اسير مرگ‌خواران مي‌شود و پس از کمي مبارزه اعضاي محفل ققنوس فرا مي‌رسند و متأسفانه سريوس بلک پدرخوانده هري پاتر کشته مي‌شود.

سر انجام گوي پيشگويي مي‌شکند و کسي پيشگويي را نمي‌فهمد … دامبلدور با ولدمورت مبارزه مي‌کند و هري به هاگوارتز باز
مي‌گردد.

هري با دامبلدور صحبت مي‌کند و محتواي پيشگويي را مي‌فهمد. پيشگويي که توسط پروفسور تريلاني، استاد پيشگويي مدرسه اتفاق افتاده از اين قرار است که: «کسي از راه مي رسه که قدرتمنده و مي تونه لرد سياه رو شکست بده… از کساني زاده مي شه که سه بار در برابرش ايستادگي کردن و وقتي هفتمين ماه (ژوئيه) مي ميره به دنيا مياد…

و لرد سياه با نشوني اونو حريف خودش معرفي مي کنه، اما اون قدرتي داره که لرد سياه ازش بي بهرست…

و يکي از اونا بايد به دست ديگري کشته بشه چون يکي شون بايد بميره تا ديگري زنده بمونه.»

هري به خانه مي‌رود تا در آرامش با اين مسئله بزرگ کنار بيايد که تنها کسي که مي‌تواند بزرگ‌ترين جادوگر سياه هزاره اخير را از بين ببرد خود اوست.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون