جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 3815- تاریخ : 1395/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

در آغاز کلمه بود

سيوا

آيا کسي هست که راز شما را بداند؟ اگر بله ، پس شما هيچ رازي نداريد!اين واقعيتي تلخ است که ما هم مي خواهيم رازي داشته باشيم و هم نمي توانيم آن را حفظ کنيم و بالاخره آن را با کسي در ميان مي گذاريم ، وراز، همين که به زبان آمد و گوش شنوايي آن را شنيد ، ديگر راز نيست ، بلکه به يک پيغام براي شنوندگان بعد ، و در بهترين حالت در سال هاي پس از ما ، بدل خواهد شد. هيچ رازي سر به مهر نمي ماند ، مگر آن که ما دل بزرگي داشته باشيم . بتوانيم تا دم مرگ ، راز يا رازهاي خود را براي خود حفظ کنيم. حتي مردان بزرگ تاريخ و اولياي الهي نيز ، در نگهداري رازهاي خود ، احساس درد و رنج کرده و آن ها را در گوش چاه هاي عميق ، فرياد کرده اند. در واقع رازداري ، سخت ترين و تا حدي ناممکن ترين کار جهان است، و انتظار حفظ اسرار از ديگران ، در حالي که خودمان نمي توانيم آن را نگه داريم ، انتظاري غير ممکن و غير عملي است. بهترين راه براي رهايي از رازهايي که سينه ي ما را به درد مي آورند و امانمان را مي برند ، شايد ، نوشتن باشد.

نوشتن راز ، و محفوظ داشتن اين نوشته ها در جايي ، حتي دور از دسترس خودمان ، ما را در برابر آن ها تا حدي مصون مي کند. نوشتن از جهتي نيز ما را تقويت مي کند ؛ما با فنون نوشتن و خوب و خوب تر نوشتن آشنا مي شنويم. مي رويم دنبال اين که چگونه مي توان نوشت که هم زيبا باشد ، هم از نظر نحوي درست باشد و هم بتواند آن چه را که ما مي خواهيم برساند و دقيقا حرف دلمان باشد. نوشتن هم سخت است ، اما به دشواري رازداري نيست. نيرويي در کلمات هست که وقتي انديشه ها و اسرار خود را در قالب آن ها مي ريزيم انرژي هاي انباشته ي درون ما را آزاد مي کنند و به اين ترتيب ، هم ما را سبک مي کنند و هم رهايي بخش اند.کلمات ، هم زمان آفريننده و ويران گرند. نابود کنندگي کلمات را آن جا احساس مي کنيد که وقتي از حس هاي عميق خود با کسي سخن مي گوييد ديگر آن همه عميق و عجيب و مبهم و ... به نظر نمي رسند. انگار ناگهان از هستي و اهميت تهي مي شوند. کلمات نجات دهنده و مرگ آورند. و نوشتن ، ما را با هر دو وجه نوشتن رو در رو مي کند. ما در نوشتن ، با کلمات ، زورآزمايي مي کنيم و توان انديشايي خود را مي سنجيم ؛ در نهايت ، اين تسلط ما در چرخاندن و گردش کلمات است که ما را هم بر کلمات و هم بر اسرارمان ، پيروز مي گرداند .کلمات چنان قدرتي دارند که دردوران باستان براي آن ها نيروهاي جادويي قائل بودند و اگر ، کسي دعايي يا نفريني را مي نوشت و با خود به همراه مي داشت ، احساس در امان بودگي و مصونيت مي کرد و يا مطمئن بود که بر دشمن خود فائق خواهد آمد. از اين روست که کتاب مقدس نيز با اين جمله آغاز مي شود : " در آغاز کلمه بود..."


نسخه چاپي ارسال به دوستان
 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون