جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2704- تاریخ : 1391/11/09 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)


داستان هايي كه با واقعيت تاريخي انقلاب مطابقت دارند در جشنواره داستان انقلاب شركت كردند

شراره رحمان‌پور:
سعي کردم «ليبرال موش‌مرده» با شعر متداول فاصله داشته باشد


«جويندگان گنج» و «اتفاق ساده» سيامک احمدي در راهند


«يک روز خوب» کبرا احمدي از راه رسيد


معرفي نويسنده


قند پارسي


نغمــــــه


 داستان هايي كه با واقعيت تاريخي انقلاب مطابقت دارند در جشنواره داستان انقلاب شركت كردند 

خبرنگارشاپرك-نغمه علي بيك زاده

مديرمركز آفرينش هاي ادبي و دبير هنري جشنواره داستان انقلاب مطابقت داستان با واقعيت و عدم تحريف و ارائه گزارش غلط در قالب داستان و رمان را مؤلفه هاي مورد بررسي در آثار ارسال شده به جشنواره داستان انقلاب اعلام‌كرد. به گزارش شاپرك اميرحسين فردي تنها گزينه براي شركت ندادن يك اثر در جشنواره داستان انقلاب را نادرست بودن يا تحريف وقايع انقلاب در خلال اتفاقات داستان اعلام‌كرد و گفت: ما دست نويسندگان را بازگذاشته ايم و تنها مسئله اي كه مورد توجه است آنستكه انقلاب در داستان ارائه‌شده دچارتحريف نشده‌باشد و نيز گزارش‌غلطي از حوادث انقلاب ارائه نشده باشد.

فردي گفت: اكنون ما حجم مناسبي از داستان و رمان نگاشته‌شده با موضوع‌انقلاب را جمع‌آوري نموده‌ايم و جشنواره انقلاب جزو نادرترين جشنواره‌هاي كشور است كه علاوه بر آثاربرگزيده و منتخب، آثارمناسب چاپ را نيز در نوبت چاپ قرارمي دهد و نيز به نويسندگان حق التأليف نيز پرداخت مي شود. اميرحسين فردي در زمينه انتقال پيام انقلاب به كشورهاي ديگر گفت: در كشورهايي كه حق‌گرا هستند داستان انقلاب و پيام انقلاب جذابيت دارد و آنها علاقمند به مطالعه اين آثار هستند.وي با اشاره به صعوبت‌هايي كه در رابطه ترجمه آثار به زبان ملل مختلف وجوددارد گفت: اينكه كسي را پيداكنيم كه اديب باشد و به زبان فارسي احاطه داشته باشد و درعين حال زباني غير از زبان فارسي را هم به خوبي بداند و زباني به جز فارسي زبان مادري اش باشد كار سختي است اما ما توانسته ايم تا حدودي براي ترجمه داستان هاي سال گذشته اقدام كنيم و اين كار براي داستان هاي سال گذشته در حال اجراست.

مديرمركز آفرينش هاي ادبي حوزه هنري همچنين از استقبال نويسندگان مطرح كشور براي شركت در اين جشنواره خبرداد و گفت: به لحاظ آنكه با توجه به شرايط موجود احتمال مي داديم كه شايد نتوانيم اين جشنواره را برگزاركنيم براي اطلاع رساني همگاني جشنواره تلاش چنداني نكرديم اما به حمدالله اين جشنواره با استقبال نويسندگان روبرو شد.

جوايز و اسامي داوران جشنواره داستان انقلاب اعلام شد

به گزارش شاپرك علي‌قرباني، مديرمركز محافل و جشنواره ها و دبير اجرايي جشنواره داستان انقلاب تعداد آثارارسالي به جشنواره را 210 داستان و داستان كوتاه بزرگسال، 82 داستان و داستان كوتاه نوجوان؛ 34رمان بزرگسال و 20رمان نوجوان اعلام‌كرد و افزود: در نهايت 71اثر به مرحله نهايي راه يافت كه به تفكيك عبارت است از 34اثر بزرگسال، 17 اثرنوجوان در قالب داستان و داستان كوتاه و 13 اثر بزرگسال و هشت اثر نوجوان در قالب رمان به مرحله داوري پاياني راه يافته اند كه هشت رمان كودك و نوجوان عبارتند از: «شاه وارونه» اثر "اعظم سبحانيان"؛ «روزي كه شاه به خانه ما آمد» نوشته "زينب‌عسگر"؛ «پدربزرگم» اثر "فاطمه دهقان‌نيري"؛ «قاتل‌ها دوباره برمي‌گردند» نوشته "معصومه عيوضي"؛ «جگرگرگ» اثر "عزت الله الوندي"؛ «نبردآشيل» نوشته "مصطفي‌خرامان"؛ «گره در كوچه قزلان» تأليف "بهناز ضرابي زاده" و «موهاي تو خانه
ماهي هاست» نگاشته "محمدرضا شرفي جنوشان".

قرباني درباره جوايز در نظرگرفته شده براي آثار منتخب گفت: جوايز اين جشنواره توسط وزارت فرهنگ و ارشاداسلامي ارائه مي شود و آثاربرگزيده با رويكرد حمايتگرانه براي چاپ به سوره مهر ارائه مي شود.

وي ادامه داد: جايزه رمان برگزيده صد ميليون ريال، رمان برتر هفتادميليون ريال، رمان تقديري پنجاه ميليون ريال درنظرگرفته شده است و جايزه داستان كوتاه برگزيده سي ميليون ريال، داستان كوتاه برتر بيست ميليون ريال و داستان كوتاه تقديري ده ميليون ريال است. وي داوران جشنواره را در حوزه بزرگسال، راضيه تجار، فيروز زنوزي جلالي و محمدكاظم مزيناني؛ و در حوزه كودك و نوجوان، حسين فتاحي، سميرا اصلان‌پور و خسرو باباخاني عنوان كرد و زمان برگزاري جشنواره داستان انقلاب را هجدهم بهمن ماه اعلام كرد و گفت: اين برنامه در ساعت شانزده و در سالن سوره حوزه هنري برگزارخواهدشد و در صبح روز برگزاري نيز كارگاه آموزشي خواهيم داشت.


 شراره رحمان‌پور:
 سعي کردم «ليبرال موش‌مرده» با شعر متداول فاصله داشته باشد 

 
«ليبرال موش‌مرده» نام نخستين مجموعه‌ي شعر منتشرشده‌ي شراره رحمان‌پور است. اين شاعر در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي اين مجموعه‌ي شعر گفت: من سعي کرده‌ام در اين مجموعه از لحاظ زباني، انتخاب سوژه و ديسکورس (گفتمان)، فاصله‌ي معناداري با شعر متداول امروز داشته باشم.او افزود: شايد در اين مجموعه، کار پررنگ زباني، آن‌طوري که در ذهن همه جا افتاده است، يعني چالش داشتن با نحو، ساختار جمله را به هم ريختن و از جناس‌ها يا آرايه‌هاي ادبي استفاده کردن، نداشته باشم؛ يعني کاري که در دهه‌ي 70 بسياري از شاعران انجام مي‌دادند و با رفتارهاي زباني، فرم شعرشان را تعيين مي‌کردند. تمام سعي من اين بوده که زبان چيزي هنرمندانه به حساب نيايد، يا به عنوان امري تزييني به کار نرود.

رحمان‌پور همچنين گفت: در اين مجموعه علاقه‌اي به ايجاد فضاي رومانتيک نداشتم. فضاي حاکم بر کار، آيرونيک طنزي است که از طريق کنايه ساخته مي‌شود. من در اين کتاب سعي کرده‌ام فرمت منطقي اِلِمان‌ها را به هم بزنم و يک فضاي مشکوک و همراه با سوء‌ظن خلق کنم که نبود قطعيت و پارانويا در آن ديده بشود.

او درباره‌ي علت اين‌که «ليبرال موش مرده» را به حافظ موسوي تقديم کرده است، گفت: آقاي موسوي در «کارنامه» استاد من بوده‌اند. من از راهنمايي‌هاي‌شان بسيار بهره بردم. ايشان پي‌گير، صبور و همراه هستند و منش و رفتارشان با ساير فعالان اين عرصه بسيار متفاوت است. البته من شعرهاي ايشان را هم دوست دارم.«ليبرال موش‌مرده» شامل 32 شعر در 60 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و قيمت 3000 تومان از سوي انتشارات بوتيمار منتشر شده است.


 «جويندگان گنج» و «اتفاق ساده» سيامک احمدي در راهند 

 
سيامک احمدي، نويسنده کودک و نوجوان دو کتاب «جويندگان گنج» و «اتفاق ساده» را آماده انتشارکرد. «جويندگان گنج» احمدي درباره نوجواني ساکن جنوب کشور است که بر روي کشتي کار مي‌کند و يک روز ديگر نمي‌تواند از آن پياده شود.ايبنا نوجوان: بسياري از نوجوان‌ها سيامک احمدي را مي‌شناسند و شايد برخي، کتاب «سياهي که مي‌خواست سفيد باشد» او را با علاقه خوانده باشند.

احمدي درباره کتاب «جويندگان گنج» اين‌گونه توضيح مي‌دهد: اين کتاب درباره نوجواني ساکن جنوب کشور است که بر روي کشتي کار مي‌کند. روزي اين کشتي حرکت مي‌کند و او نمي‌تواند پياده شود و در نهايت هر چه کوشش مي‌کند که به اهالي کشتي بفهماند اشتباهي سوار شده کاري از پيش نمي‌برد. ديگر رخدادهاي داستاني نيز براساس اين اتفاق روايت مي‌شوند.

نويسنده‌ي کتاب «کوچولو ابروکمون، شب شده بيدار نمون» درباره داستان «اتفاق ساده» هم توضيح مي‌دهد: اين داستان درباره نوجواني است که در شمال کشور و در فصل برداشت برنج در مزارع کار مي‌کند. او تصميم دارد براي تامين خانواده و به دست آوردن پول بيش‌تر شب‌ها نيز در مزارع کار کند که در اين راه و با توجه به موانعي که بر سر راهش است دچار مشکلات متعددي مي‌شود. به گفته احمدي، نگارش اين دو کتاب به پايان رسيده و هنوز به ناشر سپرده نشده‌اند.


 «يک روز خوب» کبرا احمدي از راه رسيد 

 «يک روز خوب» کتابي از کبرا احمدي، نويسنده کودک از سوي انتشارات شباويز منتشرشد. به گفته نويسنده اين کتاب درباره کودکي است که روزي از دست يکي از لباس‌هايش که آن دوست ندارد، رها مي‌شود و آن روز را روزخوبي مي‌داند.

ايبنانوجوان: احمدي درباره اين کتاب گفت: «يک روزخوب» درباره کودکي است که روزي از دست يکي از لباس‌هايي که دوست ندارد رها مي‌شود و آن روز برايش به يک روز خوب بدل مي‌شود. احمدي که پيش از اين کتاب «جشن شهاب‌ها» از او منتشرشده، با بيان اين‌که آموزگار بوده و سال‌ها با بچه‌ها کار کرده، ادامه داد: در بيش‌تر داستان‌هايي که تاکنون نوشته‌ام از شاگردانم الهام گرفته‌ام. اين دانش‌آموخته‌ي رشته‌ي ادبيات در ادامه درباره کتاب «يک روز خوب» بيشتر توضيح مي‌دهد و مي‌گويد: با اين که نگارش اين کتاب بسيار به سرعت به پايان رسيد، ولي در جلسات گوناگون داستان آن را براي منتقدان خواندم تا نسبت به انتشار آن مطمئن شوم.


 معرفي نويسنده 

 جبارعسگرزاده(باغچه بان)

پايه گذار ادبيات نوين كودكان

جّد جبارباغچه بان، رضا از اهالي تبريز بود. پدرش عسگر نام داشت و در شهرايروان با شغل معماري و قنادي زندگي مي کرد. در سال1264 شمسي در شهر ايروان متولدشد. پدرش به جاي اين که او را به مدرسه بفرستد که جديداً احداث شده بود، به مکتبخانه اي که در حجره ي تنگ و تاريکي که از ني بوريا ساخته شده بود، فرستاد.

در پانزده سالگي، با مختصر سوادي، مجبور به ترک‌تحصيل شد و به پيروي از حرفه‌ي پدر، يعني از طريق معماري و قنادي، روزگار گذراند. در دوران‌جواني به دختران درس‌مي‌داد و از خبرنگاران روزنامه‌هاي قفقاز و از فکاهي‌نويسان و شاعران روزنامه فکاهي «ملانصرالدين»بود در سال1291 شمسي مدير مجله‌ي فکاهي «لک لک» در شهر ايروان شد که پس از شروع جنگ جهاني اول آن را تعطيل کرد. پس از مهاجرت به شهرمرند، با سمت آموزگاري در مدرسه‌ي احمديه مشغول به کارشد.

به خاطر موفقيت درروش تدريس، به تمام آموزگاران توصيه شد که از روش تدريس او استفاده کنند. بر اثر آن، تقديرنامه‌هايي كه دريافت كرد و...با اجازه‌ي فرهنگ مرکز، براي شاگردان لباس متحدالشکل تهيه کرد و...سپس به تبريز منتقل شد. در سال1299 به عنوان آموزگار دبستان‌دولتي «دانش»در تبريز شروع به تدريس‌کرد و در همان شهر،کودکستاني را پايه‌گذاري‌نمود که نام «باغچه‌ي اطفال» را بر آن نهاد و نام مربيان آنها را «باغچه بان»گذاشت؛ وي نيز از آن پس به جبار باغچه بان شهرت يافت.

در آن زمان هيچ گونه وسايل تربيتي براي کودکان از قبيل کارهاي دستي، بازي،نمايشنامه،سرود، شعر و قصه و غيره در ايران وجود نداشت...با استفاده از قصه هاي عاميانه که از بچگي به ياد داشت،براي بچه ها نمايشنامه و شعر سرود و چيستان ساخت.براي کار نمايش،ماسک انواع حيوانات و حشرات تهيه کرد....

در سال 1306 به شهرشيراز مهاجرت کرد و در آنجا کودکستاني تأسيس نمود. کودکستان نيازمند قصه ها و سرودها و نمايشنامه ها و بازي ها و خلاصه فرهنگ مخصوص به خودش بود.

طرزفکر مربيان مانع از جمع آوري و تدوين اين فرهنگ کودکانه مي‌شد. نتيجه‌ي زحمات جبارباغچه بان تأليف کتابي شد به نام «زندگي کودکان» بخش هايي عبارت بود از شعرها و سرودهاي کودکانه و چيستان ها.همچنين شش نمايشنامه نوشت به نام هاي «پيروترب»،«گرگ و چوپان»، «خانم خزوک»،«مجادله هاي دوپري»،«شير باغبان»،«شنگول و منگول». سه نمايشنامه ي نخست در شيراز به چاپ رسيد.

تا پايان عمر به سال 1345، در شهرتهران به امر آموزش اين دسته از دانش‌آموزان و معرفي روش آموزش خود پرداخت. روش او در امر آموزش خواندن و نوشتن به دانش آموزان کلاس اول دبستان بود که به روش «ترکيبي» معروف شد.(باغچه بان،محمدرضا يوسفي،تهران:سازمان پژوهشي و برنامه ريزي آموزشي، دفترانتشارات کمک آموزشي،1380).

توجه به تکنيکهاي ادبيات کودکان:

جبارازپيشگامان ادبيات کودکان در ايران مي باشد.او معتقد بود که براي رسيدن به اهداف آموزشي،بايد از روش بازي، نمايشنامه، سرود، شعر، قصه، کارهاي دستي بهره گرفت.او درباره ي بازي،در کتاب «حساب» مي نويسد:«اين کتاب براي تربيت هوش و فکر بچه هاي کر ولال نوشته شده است و شکل بازيچه دارد.»و در جايي ديگر اضافه مي کند:اين کتاب براي بچه هاي ناشنوا نيز مفيد مي باشد هيچ يک از معلمين دبستان نبايد آن را کتاب درس، بلکه بايد کتاب بازي بدانند. با استفاده از اين کتاب،مي توان کودکان را بدون تعليم الفباء با اعمال اربعه‌ي حساب آشنا کرد (باغچه بان، جبار، حساب، صفحه 7).

در جاي ديگرمي‌نويسد: «کودکستان نيازمند قصه‌ها، سرودها، نمايشنامه ها و بازيها و خلاصه فرهنگ مخصوص به خودش است.» در آن زمان نه تنها کسي از چنين مطلبي اطلاع نداشت،بلکه در نظر مربيان فاضل نيز اين قبيل چيزها بي معني بود؛حتي اينگونه فعاليتها را ناقابل،زائد و هرزه مي دانستند و اولياي اطفال هرگز راضي نبودند که کودکانشان با اين مسائل آشنا شوند. (زندگي نامه
باغچه بان،صفحه 134، نشر سپهر،1356).

مجموعه آثار:

ازجبارآثارمختلفي در زمينه‌ي کتابهاي کودکان،نمايشنامه، روش تعليم الفبا، و آموزش‌وپرورش ناشنوايان به جا مانده است. وي در سال 1308 در شيراز، اولين اثر خود را به نام «زندگي کودکان»که مشتمل بر شعرها، سرودهاي کودکان و چيستانها بود، به چاپ رساند. درهمان سال، نمايشنامه‌هايي با نامهاي «پيروترب»،«گرگ و چوپان»،«خانم خزوک»، «مجادله‌هاي دوپري»، «شيروباغبان»را نوشت. از ديگر آثار او، «بادکنک»(تهران ـ1324)،«عروسان کوه»(تهران ـ1324)،«درخت مرواريد»(تهران ـ1337)،«رباعيات باغچه بان»(تهران ـ1337)را مي توان نام برد که همگي به زبان فارسي مي باشند.کتابهاي «پروانين کتابي»(تهران ـ1326) و «خيام آذري»(تهران 1334)نيزازآثار ايشان به زبان ترکي است...

منبع: راسخون


 قند پارسي 

سفرنامه ناصرخسرو

قسمت صدوبيست و سوم

توصيف در خانه كعبه: كليد خانه كعبه را گروهي از اعراب به نام بني شيبه در اختياردارند و آنها خادم خانه كعبه هستند و از
سلطان مصر حقوق ماهيانه و خلعت دريافت مي كنند.

كليد خانه كعبه دست رئيس قبيله بني شيبه است و وقتي كه او به خانه كعبه مي آيد پنج شش نفر او را مشايعت مي كنند و وقتي به خانه كعبه مي رسند ده نفر از حاجيان مي روند و نردباني را كه توصيف كردم را مي‌آورند و در جلوي آنها قرارمي دهند.

رئيس قبيله كه مرد پيري است به بالاي نردبان مي رود و در آستانه در مي ايستد و دو نفر ديگر هم با او مي روند و پوشش زردرنگ خانه كعبه را بازمي كنند و هر يك از دو مرد يك سر اين پارچه را مي گيرند به نحوي كه رئيس قبيله در پشت پرده زردرنگ قرارمي گيرد و ديده نمي شود و آنگاه پيرمرد در خانه كعبه را بازمي كند و قفل آن را مي گشايد و از حلقه ها خارج مي كند. جمعيت زيادي از حاجيان در جلوي درخانه كعبه ايستاده اند و وقتي در خانه كعبه بازشود آنها دست به دعا برمي دارند و دعا مي كنند و تمام كساني كه در مكه هستند متوجه مي شوند كه در خانه كعبه بازشده است و همه مردم به يكباره با صداي بلند دعامي كنند به نحوي كه شور وغوغاي زيادي در مكه برپامي شود.

ادامه دارد.....

منبع : سايت گنجور


 نغمــــــه 

تابع عشق(شعررياضي)

تابع عشق تو را دامنه‌اش پيدا نيست

يک‌به‌يک هست ولي بهر دلم پوشا نيست

مي‌هراسم که چو معکوس نمايم آنرا

آشکارا شود آن رابطه که پيدا نيست

راستي گر به تو بسيار شوم من نزديک

عشق پاکت به کجا ميل نمايد جا نيست

گر تو خواهي که در آغوش تو من جا گيرم

تابع ، فرد خودت زوج نما ، پروا نيست

منحني دلت از رأس شکسته است چه باک

که مماس دل من هست ولي آنجا نيست

رفع ابهام نمودم ز خم لبهايت

پس سخن ساده بگو وقت غم و حاشا نيست

هر چه من روي نمودار رخت گرديدم

باز يک نقطه‌ي بحراني آن پيدا نيست

من بيچاره اسير خم گيسوي توام

اين چنين تابع بي چون و چرا هر جا نيست

چون سعادت سر و کارش به توابع افتاد

بيکران تر ز نگاهش به همه دنيا نيست

اميرقرباني

منبع: http://mathgroup.blogfa.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون