جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2676- تاریخ : 1391/10/03 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(يكشنبه)


با فرهنگ مي شود جلوي تهوع را گرفت!


سر به سر با تيترها


طنـــــــــــز


شرح برعكس


 با فرهنگ مي شود جلوي تهوع را گرفت! 

مهدي طوسي

شايد باورتان نشود اما اگر کمي اطراف تان را نگاه بکنيد حداقل دو- سه نفر را مي بينيد که دچار بيماري اسهال استفراغ هستند.

ظاهرا اين بيماري دو- سه روزي قبل از چاپ اين شماره شاپرک در شهر پراکنده شده است. اگر فکر مي کنيد که ما تصميم داريم در مقام يک دکتر خدمت تان عرض کنيم که چه کار بکنيد که دچار اين بيماري رونده! نشويد کاملا درست حدس زديد. اصلا با خودتان نگوييد: "مگر تو دکتري که مي خواهي تجويز بکني؟!."

تصور نکنيد که مي خواهيم به شما توصيه هاي علمي- پزشکي بکنيم. ما اصلا چنين تصميمي را نداريم. چرا که اين کار، کار دکترهاست و در اين زمينه از دست ما براي شما کاري بر نمي آيد. توصيه هاي ما کاملا توصيه هاي فرهنگي است. ما تصميم داريم که به شيوه اي فرهنگي از بيماري اسهال و استفراغ که چند روزي است توي شهرمان پراکنده شده است جلوگيري بکنيم.

اگر توي منزل تان بچه اي داريد که دچار چنين بيماري شده است؛ اگر توي منزل تان به يکباره خودتان و منزل تان! به يکباره دچار اين بيماري شده ايد قبل از اينکه به بيمارستان برويد؛ قبل از اينکه هزينه هاي هنگفتي را براي رفتن به دکتر، خود دکتر، و داروهايي که دکتر به شما مي دهد بپردازيد، اين مطلب را بخوانيد. اگر از شيوه هاي فرهنگي نتوانستيد بيماري رونده اسهال و استفراغ تان را مهار بکنيد، خب هر کاري که از دست تان بر آمد انجام بدهيد. آخر اگر نکنيد، اسهال و استفراغ هر کاري از دستش بر بيايد انجام مي دهد.

توصيه مي کنيم اگر احساس کرديد که توي شکم تان دارد اتفاقاتي مي افتد که دال بر اسهال و استفراغ است في الفور يک کتاب برداريد و با آن خودتان را باد بزنيد. آخر گرما باعث تشديد شدن اين بيماري مي شود. حتما با کتاب خودتان را باد بزنيد چرا که اگر با چيز ديگري باد بزنيد، ممکن است که خنک بشويد و بيماري تان خوب بشود ولي به شيوه اي فرهنگي خنک نشديد!

*

-اگر به يکباره ديديد که چيزي از توي شکم تان دارد مي آيد توي گلوي تان که خودش را به بيرون شکم تان برساند، بدانيد که داريد استفراغ مي کنيد. در اين جور مواقع تنها کاري که مي کنيد حفظ کردن خونسردي تان باشد و دومين کاري که مي کنيد اين باشد که روزنامه دست تان را زمين بگذاريد. به محض اينکه روزنامه را زمين بگذاريد حال تان خوب خواهد شد. چرا که علت تهوع تان خواندن مطالب و خبرهاي حال به هم زن بوده. با اين حرکت فرهنگي مي توانيد جلوي استفراغ تان را بگيريد. اگر روزنامه دست تان نيست بدانيد که استفراغ تان دليل غير فرهنگي دارد و حتما به پزشک مراجعه کنيد!

*

آرزو مي کنيم که هيچ وقت دچار اسهال و استفراغ نشويد اما اگر يکباره متوجه شديد که داريد دچار يک چنين بيماري مي شويد مطمئن باشيد که در اثر ديدن يک فيلم سينمايي کمدي ايراني اين اتفاق براي تان افتاده! توصيه مي شود که فيلم هاي ايراني ژانر کمدي را تماشا نکنيد. يقين بدانيد که خوب مي شويد. اگر خوب نشديد روز بعد هم فيلم ايراني تماشا نکنيد، بالاخره بايد دوره درمان را به طور کامل بگذرانيد!

***

راه هاي پيشنهادي برون رفت، از بن بست ازدواج!

اگر کمي تاريخ بلد باشيد متوجه خواهيد شد که امر به اجبار خانواده ازدواج کردن چيزي نيست که مختص به حال حاضر باشد و ريشه در تاريخ ايران باستان دارد.

خيلي ها معتقدند که هوخشتره به زور مادرش با دختر يکي دو تا غار آن طرف ترازدواج کرد! بعضي ها مي گويند:" او که هوخشتره بود نتوانست کاري بکند و بالاخره با کسي که برايش ترتيب داده بودند ازدواج کرد، شما که جاي خود داريد."

اتفاقا ما آمده ايم که به شما اين نويد را بدهيم که در تاريخ هر چه اتفاق افتاده، افتاده و ديگر نمي شود کاريش کرد. حتي دو- سه روز پيش هم هر کس با هر کس به صورت اجباري ازدواج کرده، متعلق به زمان گذشته است. و بهتر است به جاي ما، تاريخ دانان در موردش اظهار نظر بکنند. ما به جاي حل و روايت مسائل تاريخي تصميم داريم در مورد زمان حال با شما صحبت بکنيم و اين مشکل به زور ازدواج کردن را حل بکنيم.

اگر از کسي که قرار است با او ازدواج بکنيد خوش تان نمي آيد، اگر به زور مادرتان قرار است با او ازدواج بکنيد، اگر طرف هم کلاسي خواهرتان است و به اجبار و اکره بايد با او ازدواج بکنيد، اگر عروس از دماغي سربالا برخوردار است و اين در حالي است که شما از دماغ سرپايين خوش تان مي آيد ولي کاري از دست تان بر نمي آيد و بايستي با او ازدواج بکنيد، اگر به هر دليلي مجبور به ازدواج با کسي هستيد که اصلا دل و قلوه و قلب و مري و يک سري از جوارح و اندام تان با او نيست ولي چاره اي جز اين ازدواج نداريد، قبل از دست زدن به هر کاري مطلب ما را بخوانيد.

ما براي شما راه هايي داريم که جزو بهترين راه هاي فرار از ازدواج?هاي اجباري است. راه هايي که همين دو- سه روز قبل يک تاريخ دان به ما گفت: اي کاش هوخشتره زنده بود و راه هاي پيشنهادي تو را مي شنيد و تن به آن ازدواج نمي داد! بخوانيد:

- اگر خانمي که قرار است با او ازدواج بکنيد از دماغي سر بالا برخوردار است و مادرتان به شما فشار آورده و گفته است که حتما بايستي با او ازدواج بکني چرا که من پول عمل دماغ او را مي دهم تا دماغش را عمل کرده و بدهد بيايد پايين، با او بحث نکنيد. پول را بگيريد و برويد جلوي يک بانک. جوري پول ها را بگيريد که دزد که هيچي، هر کس ديگري هم هوس دزديدن آنها را بکند! يقين بدانيد بعد از اينکه مادرتان متوجه شد پول هاي عمل دماغ عروسش به سرقت رفته، اين دزدي را پاي بد قدمي او گذاشته و از خير اين ازدواج مي گذرد!

*

- اگر کسي را که مي خواهيد با او ازدواج بکنيد، کسي نيست که مد نظر شما بوده و از هر حيث با شما تفاوت دارد ولي تنها چيزي که باعث شده که حتما با او ازدواج بکنيد نظر قاطع پدرتان است، توصيه مي کنيم که ابتدا خونسردي خودتان را حفظ کنيد. بعد دو تا نفس عميق بکشيد (بيشتر نشود چرا که کشيدن هر چيزي حتي نفس عميق باعث اعتياد مي شود!) و بعد با پدرتان به صورت منطقي صحبت کنيد. اگر پدرتان حرف شما را متوجه نشد، يقين بدانيد که مشکل از شماست. آخر مرد حسابي تو از بچگي انگليس بزرگ شدي، چه جوري توقع داري که پدرت با زبان انگليسي متوجه بشود که تو اين دختر را نمي خواهي!

*

- اگر قرار است برويد خواستگاري کسي که مي دانيد اگر برويد مادر عروس، شما را روي هوا خواهد زد و اين در حالي است که اصولا نبايد اين خواستگاري سر بگيرد، ولي چه کار مي توانيد بکنيد که مادر عروس از خواهر گفته هاي مادرتان است و عقد شما و دخترش را از همان ابتدا در آسمان ها بسته است. توصيه مي کنيم که برويد، اما درست همان لحظه اي که همه دارند با شما صحبت مي کنند يک سيگار از جيب تان در آورده و بکشيد. اگر مادر عروس در پاسخ به اين حرکت شما به دخترش گفت: "پاشو يک زير سيگاري بياور! "توصيه مي کنيم که در حرکت بعدي از جيب تان مقداري مواد مخدر در آورده و بکشيد! اگر باز هم مادر عروس از رو نرفت و به دخترش نهيب زد که برود و ادوات مخصوص استعمال مواد مخدر را براي شما بياورد، نگران نباشيد چرا که با اين حرکت مادرتان عصباني شده و با يک چک و دو تا لگد شما را از خانه عروس بيرون مي کند تا در خلوت به حساب شما برسد. با اين حرکت خواستگاري براي مدتي هم که شده به هم مي خورد!

*

- بعضي وقت ها پيش مي آيد که شما از دختر خوش تان مي آيد اما اصولا از مادر دختر رضايتي نداريد. براي اين دسته از افراد يک بسته پيشنهادي داريم.

اين روزها در تهران تنها چيزي که به وفور پيدا مي شود موش است. توصيه مي کنيم که يک عدد موش را گرفته و بگذاريد توي يک بسته و آن را در موقع خواستگاري بدهيد به مادر دختر مربوطه.

با اين حرکت مادر دختر نه تنها جيغ مي کشد، بلکه براي هميشه
زندگي اش علاوه بر موش، از شما هم بدش مي آيد!

به نظر شما کسي که از فردي بدش بيايد دختر به او مي دهد؟! نه که نمي دهد!

*

- صد البته راه هاي ديگري هم براي فرار از ازدواج هاي اجباري وجود دارد که ترجيح مي دهيم خودتان برويد دنبالش و آنها را پيدا بکنيد. همش که نمي شود ما پيشنهاد بدهيم!


 سر به سر با تيترها 

 كريم باقري: تيم بهتر مي شود

مگر مريض است!؟

علي دايي: دقت مي كرديم برده بوديم

چشم بسته حرف زديد!؟

علي دايي: كار دارم بايد سالن كنفرانس را ترك كنم

ترسيديم فكر كرديم چيز ديگري را مي خواهيد ترك كنيد!

توني: در آسيا با قدرت ظاهر مي شويم

مثل قدرت تان در بازي مقابل داماش!؟

گل محمدي: خودمان هم باورمان نمي شد كه بازي را ببريم

باور كنيد چرا كه ژوزه رفته!

ژوزه: من را سر تمرين راه نمي دهند

نه پس روي نيمكت هم بگذارندتان!

مهدوي كيا: چرا قهر كنم؟

چون از ليست خارج شديد!

رضا عنايتي: من و پرسپوليس؟

نه پس من و پرسپوليس!؟

رضا حقيقي: خيلي خوشحالم كه در اولين حضورم اين همه گل زديم

البته شما هم گل كاشتيد!

مايلي كهن: بازي شرافتمندانه خواهيم داشت

اين يعني اينكه برخي بازي شرافتمندانه نمي كنند!

مايلي: تقابل من قلعه نوعي "عادي" است

بله خب منتهي از نوعي غير "عادي" اش!

بادامكي: سكوها زماني كه در پرسپوليس بودم هم عليه من بود

لابد كاري مي كرديد كه عليه تان شدند!


 طنـــــــــــز 

ما كار بلدتر از اين حرف هاييم!

عبدالكريم گشايش


نيازي نمي بينند!

ظاهرا يک روزي كي روش به بازيکنان مطرح تيمش که تيم ملي است گفته اگر آنها همين جور که مطرح هستند مطرح بمانند او آنها را به يکي از دو تيم استقلال و يا پرسپوليس معرفي خواهد کرد تا آنها هم بتوانند مزه بازي در تيم هاي مطرح و پر طرفدار ايران را بچشند. كي روش به آنها گفته براي معرفي شان به يکي از دو تا تيم مطرح پايتخت فقط لازم است که آنها بيشتر تمرين بکنند و آبروي وي را حفظ کنند تا خداي ناکرده باعث نشود که تيم ملي از بازي هاي خوب و خوب تري باز بماند!

گفته مي شود بازيکنان مطرح تيم ملي بعد از شنيدن حرف هاي كي روش چنان قهقهه اي زدند که صداي خنده شان تا چهارتا تيم ملي ديگر رفته و باعث شده تيم هاي ملي ديگر بيايند سر تمرين تيم ملي فوتبال تا ببينند علت خنده بازيکنان مطرح تيم ملي براي چه چيزي است!

گفته مي شود علت خنده اين بازيکنان اين است که همين الان آنها دارند در اروپا بازي مي کنند و نيازي نمي بينند بيايند در تيم هاي داخلي حاضر بشوند!


گلزار در يك جمع خصوصي!

ظاهرا يک روزي محمد رضا گلزار در يک جمع خصوصي عنوان کرده که در حق او بسيار بسيار جفا شده و او بايد الان نه تنها چند تا جايزه مشتي و درست و حسابي مي گفت بلکه در آمريکا هم حضور به هم مي رساند و به خاطر بازي درخشاني که از خودش نشان داده اسکار مي گرفت!

گفته مي شود بعد از استماع حرفهاي گلزار توسط جمع خصوصي آنها تا يک مقدار خودشان را کنترل کرده و بعد از آن زندند زير خنده و يک آنچنان قهقهه اي از خودشان بروز دادند که برخي بر اين باورند که اين خنده به چند تا خانه آن طرف تر هم رسيده و باعث شده که همه بيايند در اين خانه تا شکايت کنند و از آنها بخواهند صداي خنده شان را کمي کمتر بکنند اما وقتي موضوع را شنيدند خودشان هم زدند زير خنده به طوري که صداي خنده شان تا چهارتا منزل آن طرف تر رسيده اما چون چهار تا منزل آن طرف تر خودشان بودند ديگر کسي شاکي نشده است! در هر صورت ما هم مثل شما بيشتر از اين درباره اين موضوع خبر نداريم!


سردار بارسلونايي!

ظاهرا سردار مدير دائمي! باشگاه پرسپوليس تهران در يک جمعي که بچه هاي تيمش هم حضور داشتند عنوان کرده که: در حق من خيلي جفا شده من الان نبايد به عنوان مدير دائم تيم پرسپوليس انجام وظيفه کنم بلکه من بايد به عنوان مدير دائم باشگاه بارسلونايي، منچستري، جايي فعاليت مي کردم تا ديگر کسي جرات نکند من را به خاطر نتايج کمي ضعيف عوض بکند! اصلا چه معني دارد که باشگاه هاي اروپايي فقط بازيکناني که کارشان خوب است را مي خرند خب يک بار هم بيايند و مديراني که کارشان را درست انجام مي دهند را بخرند!گفته مي شود که تمامي کساني که مستمع سخنان سردار بودند بعد از شنيدن صداي وي زدند زير قهقهه و تا جايي که توانستند خنديدند. برخي از آنها حتي تا جايي که نتوانستند خنديدند و الان به دليل دل درد در بيمارستان به سر مي برند!


شما به من مي خنديد؟!

گفته مي شود که عنايتي در يک جايي عنوان کرده که من بايد الان در تيم هاي مطرح اروپا بازي مي کردم نه در تيم مس اما چه کارکنم که دلم براي تيم هاي ايراني مي تپد و دلم مي خواهد براي مردم کشورم هم بازي کنم آخر همش که نمي شود براي ديگران بازي کرد و براي ديگران پز داد!ظاهرا همه کساني که پاي صحبت رضا عنايتي بودند زدند زير خنده و قهقهه و تا اين لحظه دست از خنديدن بر نداشتند!گفته مي شود رضا عنايتي بعد از اينکه متوجه شده همه دارند به او مي خندند ناراحت شده و گفته بابا ايول! من دارم به شما حال مي دهم آن وقت شما به من مي خنديد!؟


 شرح برعكس 

حميد درخشان سرمربي داماش در بازي مقابل تراكتور: بچه ها اگر گل برنيد اين هوا هندوانه براتون خريدم كه بعد بازي قاچ كنيد و بخوريد!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
فرهنگ و هنر
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون