جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2598- تاریخ : 1391/06/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(دوشنبه)


كمي تا قسمتي جدي


شرح برعكس


سر به سر با تيترها


كلاغه خبر داد


 كمي تا قسمتي جدي 

 
اشاره: رضا رفيع از طنز نويساني است كه يكي دو روز است كه از دوران جواني فاصله گرفته!‌و دارد يواش يواش به سن پيري نزديك مي شود! او قلم به دست مزدور است! البته منظور اين است كه بابت مطالبش از هر جا!‌غير از اين جا! مزد دريافت مي كند. از او آثار شعري و غير شعري فراواني منتشر شده. براي آشنايي با سبك او دو مطلبي كه از سايت كمي تا قسمتي جدي انتخاب كرديم را مي خوانيد:

ماهي بدون سكته!

رضا رفيع

اين خيلي خوب است که هرچه گوشت قرمز براي آدم(حتي ما!)ضرر دارد؛ در عوض گوشت سفيد مرغ و ماهي دريا و ساير وابستگان آبزي، باعث پيشگيري از هرگونه سکته کامل و ناقص و حتي سکت? مليح مي شود. البته تا خواست خدا چي باشد.

پدر اميرحسين مدرس(هنرمند خوش ذوق و توانمند)، هرگاه که بنده يا اخوي ما را ــ که پسرعموهايش بوديم ــ مي ديد، سفارش مي کرد که اگر هر شب يک سيب بخوريد، هرگز سکته نخواهيد کرد. و مسلم است که در اين راستا خود ايشان هم هر شب يک سيب مي خورد. سالها گذشت؛ يک شب اميرحسين به من زنگ زد و با بغضي در گلو گفت:«بابا ديشب سکته کرد و به رحمت خدا رفت!»

نظر قضايي مولانا:

از قضا سرکنگبين صفرا فزود

روغن بادام خشکي مي نمود

البته هيچ وقت نبايد قاعده را فداي استثناء کرد. عقلاي قوم فرموده اند که به خاطر مويي ترک پوستين کردن خطاست. آنچه قاعده است اين است که خارج از تقدير قضايي، برخي ر‍ژيم هاي غذايي در جلوگيري از بروز برخي بيماري ها مي تواند مفيد و مؤثر باشد. شما به متن خبر زير عنايت بفرماييد تا صدق عرايض ما دستگيرتان شود:

آخرين خبر بهداشتي:«يافته هاي جديد محققان حاکي است که گنجاندن غذاهاي دريايي همچون ماهي در برنام? غذايي هفتگي مي تواند خطر ابتلا به سکت? قلبي را تا 50 درصد کاهش دهد.»

در حاشي? خبر: در متن خبر فوق، نگفتيم که محققان مورد اشاره انگليسي هستند که معتقدان به تئوري سابق«هرچه هست، زير سر انگليس است»؛ در اين راستا هم دچار توهم و ترس نشوند. دو لقمه مي خواهند ماهي بخورند،بگذار راحت بخورند. بنده هاي خدا حرامشان نشود.

بست? پيشنهادي: عقل سليم حکم مي کند که هميشه توصيه هاي پزشکي و بهداشتي را جدي بگيريم. حالا چه از داخل توصيه شده باشد، چه از خارج. هم? انسان ها ممکن است سکته کنند. ايراني و انگليسي نمي شناسد. فلذا ما نيز در راستاي اثر گذاري بيشتر، توصي? محققان فوق الذکر که گفتند ماهي بخوريد تا سکته نکنيد؛ چند نکت? ناقابل را حاشيه وار عرض مي کنيم:

1ــ کندن برچسب قيمت: هرچند که خود ماهي ممکن است جلو سکته را بگيرد، اما از کجا معلوم که قيمت ماهي باعث ايجاد سکته نشود؟ آن هم درجا و به شکل سنگکوپ!...مي رويم ماهي بخوريم، مي بينيم ماهي ما را خورد!

2ــ تجويز ماهيتابه: سالهاست که ماهيتابه تحت تاثير تهاجم ماهواره، تغيير ماهيت داده است. اسمش ماهيتابه است، اما رسماً داخلش گوشت قرمز تف مي دهند. اگر واقعاً ماهي تا اين حد ــ يعني دقيقاً تا حدود 50 درصد ــ مي تواند از سکته پيشگيري کند؛ به نظر من که هم? پزشکان بايد در نسخ? بيماران خود، خصوصاً بيماران چاق و چله شان، حتماً ماهي هم تجويز کنند. لااقل ماهي يک ماهي. يک ماهيتابه هم در نسخه براي مريض بنويسند که تهيه کند.

3ــ پرداخت ماهيانه: دولت نيز کماکان به ملت کمک کند که کمتر سکته نمايند. براي تسهيل اين امر، ماهانه مبلغي را به عنوان مابه التفاوت قيمت ماهي دولتي با ماهي آزاد، به حساب مردم واريز نمايد. عين آن 28 هزار توماني که بابت نان واريز شد. به زودي بايد يارانه را تخصيصي و تفکيکي پرداخت کرد. وقتي کلي پرداخت مي شود، معلوم نيست به چي مي رسد!

4ــ ماهي چيني: ته چين ماهي ديديم اما اين که ماهي از چين وارد شود، تا الآن چيزي نديديم و نشنيديم. فکر کنم کمبود دريا و اقيانوس دارند و گرنه تا الآن انواع ماهي هاي چيني، مهمان سفر? نفتي ما بودند. پيشنهاد مي کنم که اين دفعه بياييد ما غافلگيرشان کنيم؛ يعني ما به چين ماهي صادر کنيم. البته قبلش از طريق ديپلماسي خارجي به آنها اطلاع دهيم که انگليسي ها گفتند ماهي جلو سکته را مي گيرد

**

معضل خانه تكاني!

از همان بدو پيدايش بشر(موخ 1/1/1)، انسان اوليه براي حل مشکل مسکن خود، در به در به دنبال غار خالي و بعدها خانه خالي بوده و تمام شهر را مي گشته است. نه تنها در روز روشن که گاه در شب تاريک؛ چنان که حضرت مولانا به يک موردش اشاره مي کند:«دي شيخ با چراغ همي گشت گرد شهر.... و الخ».

توضيح خصوصي: از اتاق فرمان اشاره مي کنند که چه ربطي داشت؟...نفسشان از جاي گرمي در مي آيد. در وانفساي گراني خانه ها و سرگراني صاحبخانه ها، ديگر چه کسي قائل به ربط است که ما دوميش باشيم؟...آن که گفت:«کلنگ از آسمان افتاد و نشکست/ وگرنه من کجا و بي وفايي»؛مثلاً خيلي قائل به ربط بوده؟...(فکر مي نمايم که همين مقدار استدلال که رو کرديم،به انداز? کافي و وافي، محکم بود که مو لاي درزش نرود.)

الان هم در اين مقطع حساس کنوني، کمافي السابق، مشکل پيدا کردن خانه خالي براي بشريت وجود دارد؛ و بديهي است که ايران هم از اين قاعده مستثني نيست. حالا در اين ميانه، هستند کساني که علاوه بر مسکن مورد نياز خود و خانواده محترم، يک چند تا خانه خالي بلامصرف هم گوشه و کنار دارند و با اين که مي دانند بني آدم اعضاي يک پيکرند؛ اما از اجاره دادن خانه خود به ساير بني آدم خودداري مي کنند و حتي اگر خود شيخ شيراز حضرت سعدي عليه الرحمه هم زنده مي بود، حاضر نبودند خانه خالي خود را در اختيار وي قرار دهند تا بنشيند و صبر پيش گيرد، دنبال? کار خويش گيرد. بلکه توانست جلد دوم و سوم گلستان و بوستان را کار کند. فقط مي ماند مختصر مشکل مميّزي که آن هم با توجه به آشنايي هايي که هست، قابل حل بود.

از بحث اصلي پرت نشويم. در راستاي حل و فصل مشکلي که عرض شد(مشکل خانه هاي خالي و پز عالي)، با خبر شديم که رئيس کميسيون اقتصادي مجلس از تصويب طرحي براي اخذ ماليات از خانه هاي خالي در آستان? ماه رمضان به عنوان يکي از نخستين مصّوبات مجلس نهم، خبر داده است که چون خبرش داغ است، فلذا شنيدن دارد.

تازه ترين خبر:«محتکران خانه هاي خالي، در صورت نپرداختن ماليات، ممنوع الخروج مي شوند.»

بست? پيشنهادي: نظر ما هم اين است که ملت و دولت،هر دو، بايد هر کاري از دستشان بر مي آيد انجام دهند تا اين آدمهايي که صاحب خانه هاي خالي بلااستفاده مي باشند؛ به صرافت آن بيفتند که خانه هاي خود را به کساني که مشکل مسکن دارند، به رهن و اجاره بدهند. لهذا ما نيز پيشنهادهاي خودمان را داريم:

1ــ ممنوع الورود کردن: اشکال ندارد؛ طرح اول اين باشد که دارندگان خانه خالي ممنوع الخروج شوند؛ اما اگر اين طرح افاقه نکرد، به نظر ما اين دسته آدمها بهتر است که ممنوع الورود شوند. بگذاريم از کشور خارج شوند، وقتي شدند، بعدش نگذاريم داخل شوند؛ مگر آن که همان لب مرز، تکليف خانه هاي خالي خود را روشن کنند. اين، بيشتر جواب مي دهد.

2ــ بستن عهد: در استان? ماه مبارک رمضان، بيني و بين الله، با خداي خودشان و خوداي ما عهد وپيمان قرص و محکم ببندند که در اين ماه فقط شکم خود را براي همدردي با نيازمندان، خالي نگهدارند؛ خانه هاي خود را براي همدردي با آنها خالي نگه ندارند.اين دهان بستي، دهاني باز شد؛ اين گونه تعبير شود که درِ معد? نفس را ببندند و درِ خانه هاي خالي را باز کنند. اين طوري است که يک دفعه مي بينند دلشان خورند? لقمه هاي راز شد. نيازمندان، به معد? خالي شما نيازي ندارند، به خان? خالي شما سخت محتاج اند.

3ــ تعقيب حقوقي: اشخاصي که خانه خالي بلامصرف دارند؛ به جرم «خالي بندي» تحت پيگرد قانوني قرار بگيرند. اين کار را دولت انجام ندهد، خود ملت آنها را شناسايي و به مراکز حقوقي و قضايي معرفي کنند. بعيد است که ملت از خالي بندي خوششان بيايد. مردم از سياست خالي بندي دل خوشي ندارند؛ و گرنه شاعرشان سهراب، دم ِ راه آهن نمي گفت: من قطاري ديدم که سياست مي برد/ و چه خالي مي رفت!...


 شرح برعكس 

بازيكن اول: به من ده ميليارد تومان پول دادند!بازيكن دوم: به من ده ميليارد تومان مي دهند بزن قدش!


 سر به سر با تيترها 

 ويسي: به جام جهاني مي رويم تا برخي سر جاي شان بنشينند

مگر الان كساني هستند كه از سر جاي شان بلند شدند!؟

ميثاقيان: دلم براي بچه هاي خودم سوخت

باختيد تازه دل تان هم مي سوزد!؟

ويسي: من كاري به تيم ملي ندارم

نبايد هم كاري داشته باشيد!

قلعه نوعي: در مورد تيم ملي حرفي نزنيد!

پس در مورد شما و تيم ملي حرف بزنيم!

حنيف عمران زاده:‌من دلم با استقلال است

پول گرفتي كه دلت با پاس همدان باشد!؟

دايي:‌ ليگ را هم تعطيل كنيد

اي بابا همان جام حذفي را تعطيل كردند بس نيست!؟

دايي:‌من با اين فدراسيون كاري انجام نمي دهم

اما يك بار به عنوان مربي تيم ملي انجام وظيفه كرديد كه!

ميثاقيان: من به كي روش اميدوارم

همانطور كه به آلمينيوم اميدواريد!؟

پرسپوليس: ما با مهدي تارتار وارد مذاكره شديم

خب چرا با قديمي هاي خودتان وارد مذاكره نشديد!؟

قلعه نوعي: الان زود است در مورد تيم ملي حرف بزنيم

پس كي بايد اين كار را بكنيد!؟

كي روش:‌ حضور قلعه نوعي در تيم ملي دروغ است

وقتي كه آمد و جاي شما را گرفت آن وقت متوجه مي شويد!


 كلاغه خبر داد 

آنچه در پنجاه و هشتمين دگرخند گذشت؛

مرعشي: خوشبختانه «باقي قضايا» يک اثر طنز است!

قسمت دوم

مرعشي در ادامه صحبت‌هاي خود، نثر يکدست کتاب را از نقاط قوت آن برشمرد و افزود: مهم ترين نکته اين کتاب اين است که با اثري طنز مواجه هستيم چراکه ديده مي‌شود در برخي آثار بر خلاف عنوان طنزي که دارند با محتوايي هزل، هجو و يا فکاهه مواجه مي‌شويم اما اين کتاب خوشبختانه طنز است.

وي ادامه داد: آقاي مقدمي طنز مي‌نويسد يعني انتقادي تلخ و گزنده را با زباني شيرين وکنايي بيان مي‌کند که موجب انبساط خاطر مخاطب مي‌شود اما نظر شخصي بنده اين است که مي‌توانستند با ادامه دادن برخي شوخي‌ها خنده بيشتري از مخاطب بگيرند، اما نويسنده برخي شوخي‌ها را ساده برگزار کرده است که شايد به اين دليل باشد که هدف او خنداندن نيست و به تبسم اکتفا مي‌کند.

مسعود مرعشي همچنين درباره انتخاب سوژه‌ها در کتاب باقي قضايا گفت: سوژه‌ها خوب انتخاب شدند البته برخي سوژه‌ها تکراري است و از آقاي مقدمي به عنوان يک طنز نويس جوان اين توقع مي‌رود که زايش و آفرينش جديدي داشته باشند و از زاويه ديگري به سوژه نگاه کند.

گاهي احساس مي‌شود که نويسنده سن زيادي دارد که از يک بعد نقطه قوت است اما طبق زمانه و به روز پيش رفتن هم باعث رخ دادن اتفاقات خوبي در اثر مي‌شود.

وي با اشاره به نثر شيرين باقي قضايا افزود: کل کتاب نثر رواني دارد و اين براي مخاطب جالب است و او را همراه مي‌کند اما گاهي احساس مي‌کنيم خنده کم مي‌شود. البته طبق تعريف آقاي زرويي لازم نيست مخاطب قهقهه بزند اما در هر صورت براي مخاطب جذاب‌تر خواهد بود که وقتي شما سوژه جديدي را ارائه نمي‌دهيد لااقل از يک زاويه جديد به مطلب نگاه کنيد.

اين نويسنده و منتقد به کار بردن ديالوگ‌هاي رايج بين عامه مردم را از نقاط مثبت کتاب ارزيابي کرد و گفت: مشخص است که نويسنده رابطه خوبي با جامعه دارد اما احساس مي‌کنم کودکي خود را نوشته و مطالب او براي کودک امروز نيست.

البته برخي بخش‌هاي کتاب بسيار جذاب است و نيش و نوش توأم شده و متن را بسيار جالب کرده است.

عبدالله مقدمي نويسنده کتاب با اشاره به تعريف ابوالفضل زرويي نصرآباد از طنز گفت: هر مطلبي را که بخوانيم و دلمان خنک و انبساط دروني حاصل شود، طنز در آن اتفاق افتاده است. البته خيلي هم بايد و نبايدي وجود ندارد که مطلبي بايد بخنداند يا نخنداند.

در کل سبک نوشته‌هاي من طوري نيست که اگر در جمعي خوانده شود طوفاني به پا کند و مخاطب را بسيار بخنداند و اين شوخي نکردن‌هاي من گاهي هم ممکن است اثر را از طنز دور کند.

وي در ادامه افزود: يکي از ويژگي‌هاي نثر من پرداختن به صحبت‌هاي عاميانه است و علاقه‌مندي زيادي نيز به پرداختن به ضرب المثل‌ها دارم.

زبان برخي از طنز‌ها نيز قجري است. من قبل از اينکه با طنزهايي به سبک قجري آشنا شوم با خود اين سبک نگارش به دليل علاقه‌ام به تاريخ قاجار به ويژه مشروطه آشنا بودم.

**

آثار بخش‌هاي آزاد و ويژه «هفتمين جشنواره طنز مکتوب»/

بخش آزاد 913 و بخش ويژه 128 اثر طنز دريافت کرد

به گزارش دفتر طنز، از مجموع يک هزار و 41 اثر ارسالي به هفتمين جشنواره طنز مکتوب، 913 اثر به بخش آزاد و 128 اثر به بخش ويژه اختصاص داشته است.

آثار ارسالي به اين جشنواره يک هزارو 41 اثر بوده که در بخش آزاد در مجموع 913 اثر توسط دبيرخانه اين جشنواره به ثبت رسيده است.

بر اساس اين گزارش 229 اثر شعر، 208 اثر نثر، 52 نمايشنامه، 264 کوتاه نوشت، 43 مقاله، 47 کوتاه نوشت بوده در رشته هاي مختلف بخش آزاد دريافت شده است.

همچنين در بخش ويژه هفتمين جشنواره سراسري طنز مکتوب با موضوع «توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني» در مجموع 128 اثر دريافت شد که از اين ميان 38 اثر شعر، 41 اثر نثر، 27 داستان کوتاه، 14 نمايشنامه، 2 مقاله و 6 کوتاه نوشت به ثبت رسيده است.

اختتاميه هفتمين جشنواره طنز مکتوب روز يکشنبه 26 شهريور ماه در تالار انديشه حوزه هنري برگزار شده و برگزيدگان آن معرفي خواهند شد.

**

عباس احمدي:

حوزه هنري جريان طنز را به طور جدي دنبال مي‌کند

به گزارش دفتر طنز، عباس احمدي، شاعر و طنزپرداز معتقد است جشنواره طنز مکتوب روند روبه رشدي را طي مي کند و جريان طنز در کشور با توجه ويژه حوزه هنري به طور جدي دنبال مي شود.

دبير جشنواره سوهان روح و از راه يافتگان به مرحله نهايي جشنواره طنز مکتوب ضمن بيان مطلب فوق افزود: حرکت هايي در حوزه هنري استان قم طي يکسال اخير صورت گرفته که منجر به استقبال بي نظير شرکت کنندگان استاني در جشنواره سوهان روح شد.

اين شاعر طنزپرداز در ادامه با اشاره به حضور در 3 دوره جشنواره طنز مکتوب و کسب مقام هاي اول و دوم در بخش شعر ، تصريح کرد: اگر خواسته باشيم جريان طنز با قوت بيشتري از سوي جامعه ادبي و هنري دنبال شود بهتر است به حمايت هاي بعد از برگزاري جشنواره بيشتر توجه کنيم.

وي افزود: ايجاد کارگاه هاي تخصصي طنز، حمايت از چاپ آثار افراد برگزيده و انتشار نشريات تخصصي در اين زمينه از حمايت هايي است که سبب ساز حضور جدي تر طنزپردازان در اين جريان خواهد شد.

ادامه دارد...


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
گالري
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون