جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2466- تاریخ : 1391/01/14 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (دوشنبه)

در آستانه روز جهاني كتاب كودك؛
رحماندوست: «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» ماندگارترين كتاب كودك ايران است

گيتا گركاني:
سليقه‌ي خود را در كتاب‌ خواندن بشناسيد


همراه با خبر


قند پارسي


نغمــــــه


 در آستانه روز جهاني كتاب كودك؛
 رحماندوست: «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» ماندگارترين كتاب كودك ايران است 

 
در آستانه روز جهاني كتاب كودك كه هرساله در 14 فروردين (2آوريل) در سراسر دنيا جشن گرفته مي‌شود، مصطفي رحماندوست كتاب «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» نوشته مهدي آذريزدي را يكي از ماندگارترين كتاب‌هاي كودك در ايران معرفي كرد و پدر و مادر‌ها را به كتابخواني براي بچه‌هاي‌شان توصيه كرد.

مصطفي رحماندوست - نويسنده ادبيات كودك و نوجوان- در گفت‌وگويي با ايسنا، درباره‌ي ماندگارترين كتاب‌هاي كودك در ايران گفت: به نظر من كتاب «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» نوشته مهدي آذريزدي ماندگارترين كتاب كودك ايران بوده، زيرا چهار نسل آن را خوانده و هم‌چنان هم آن را مي‌خوانند.

او درباره‌ي راز ماندگاري اين دست كتاب‌ها گفت: براي راز ماندگاري كتاب‌ها چه مي‌توان گفت، شايد خدا خودش به اين كتاب‌ها عزت مي‌دهد. ما مي‌نشينيم و براي راز ماندگاري كتاب‌ها دليل پيدا مي‌كنيم، اما اگر دليلي براي ماندگاري اين كتاب‌ها وجود داشت، همه از آن پيروي مي‌كرديم و كتاب‌هاي ما مانند شاهنامه فردوسي ماندگار مي‌شد. شايد بتوان مولفه‌هايي براي كتاب ماندگار پيدا كرد، اما اين مولفه‌ها به تنهايي كافي نيستند، زيرا مي‌بينيم كه اين مولفه‌ها در كتاب‌هاي ديگر هم وجود دارد، اما اين كتاب‌ها ماندگار نشده‌اند.

اين نويسنده با اشاره به مجموعه‌ي «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» عنوان كرد: اين كتاب در زمان حيات مهدي آذريزدي چاپ‌هاي زيادي شده و هم‌اكنون هم با وجود اين‌كه در 50 ،60 سال پيش نوشته شده است، اما هم‌چنان از آن استقبال مي‌شود. شايد يكي از دلايل اين استقبال اين است كه يكي از اولين‌ كتاب‌هايي بوده كه با تكيه با ادبيات كلاسيك باز‌نويسي شده و لحني قصه‌گويانه دارد. حرف‌هاي عادي آذريزدي هم قصه‌گويانه بود و اين كتاب حالت نوستالژيكي براي خانواده‌ها دارد، زيرا پدربزرگ و پدر آن را خوانده‌اند و بچه‌ها هم به خواندن آن علاقه نشان مي‌دهند.

اين نويسنده كتاب كودك درباره كتاب‌هاي خارجي كه در ايران ماندگار شده‌اند، گفت: در ميان كارهاي خارجي، بيش‌تر از آن‌هايي استقبال مي‌شود كه از روي آن‌ها كارتون ساخته شده است، البته همين كتاب‌ها هستند كه چون مفاهيم عام دارند، از روي آن‌ها كارتون ساخته مي‌شود. داستان‌هايي چون «شنل قرمزي»، «دختر كبريت‌فروش»، «شازده كوچولو»، «اليور توييست»، «هاكل برفين» در ايران ماندگار شدند. من سعي كرده‌ام بفهمم چگونه اين آثارماندگار شدند، تا بتوانم آثارم را مانند آن‌ها بنويسم، اما اين راز ماندگاري دست‌نيافتني است.

رحماندوست درباره‌ي وضعيت كتاب كودك در ايران گفت: در كشور ما طبق آمار منتشر شده وزارت ارشاد، هرسال براي دو بچه يك كتاب چاپ مي‌شود، يعني كتاب‌هاي چاپ‌شده در كشورنصف تعداد‌ كودكان و نوجوانان ماست و به نظر من اين تعداد كتاب در شان ايران كه سابقه‌ي هزار ساله دارد، نيست.

او افزود: اما اين‌كه چرا سطح مطالعه پايين است، بايد گفت؛ گذشته از آمار دروغ و راست، اگر دوروبرمان را نگاه كنيم، مي‌بينيم كه كتاب جزو نيازهاي ضروري خانواده متوسط به بالاي ما نيست، چه برسد به خانواده‌هاي متوسط به پايين. من فكر مي‌كنم اميدي به اين‌كه ما انتظار داشته باشيم دست‌اندكاران عادت به مطالعه را نهادينه كنند، نيست. چون اين همه در اين باره حرف زده شده است، ولي كسي در پي برنامه‌ريزي دراز‌مدت براي اين موضوع نيست. بنابراين من به خانواده‌ها مي‌گويم كه آدم اهل مطالعه عاقلانه رفتار مي‌كند، تواناتر است، كم‌تر گول گروه‌هاي سياسي را مي‌خورد، قدرت تصميم‌گيري دارد و راه‌هاي بيش‌تري براي مشكلات مي‌يابد و بنابراين اگر بچه‌هاي‌تان را دوست داريد، آن‌ها را به مطالعه ترغيب كنيد.

رحماندوست همچنين ادامه داد: بايد در كنار همه برنامه‌ها، برنامه‌ي هميشگي مطالعه ايجاد كنيم. اگر پدر و مادرها روزي نيم‌ساعت به صورت مداوم و هر روزه براي بچه‌هاي‌شان كتاب بخوانند و شعر و قصه بگويند، مشكل مطالعه در كشور حل مي‌شود.

او در پايان تاكيد كرد: من دستم را به سوي خانواده‌هاي جواني دراز مي‌كنم كه تازه صاحب فرزند شده‌اند و اميدوارم آن‌ها در كنار فراهم‌كردن غذاي خوب و رفاه براي فرزندان‌شان ساعتي را هم به مطالعه فرزندان‌شان اختصاص دهند و بگويند حالا ديگر وقت كتاب است. با انجام اين كار، خودشان مي‌فهمند كه چه اتفاق‌هاي عاطفي بزرگي ببين آن‌ها و فرزندانشان مي‌افتد و خودشان و فرزندان‌شان به مطالعه علاقه‌مند مي‌شوند. بنابراين اگر مي‌خواهيد بچه‌ها فردا بهتر زندگي كنند، زماني را براي مطالعه آن‌ها اختصاص دهيد و براي آن‌ها كتاب بخوانيد.

روز جهاني کتاب کودک 14 فروردين(2آوريل) به مناسبت زادروز هانس کريستين اندرسن، نويسنده داستان‌هاي کودکان نام‌گذاري شده‌است.

هر سال در اين روز واز سوي «دفتر بين‌المللي کتاب براي نسل جوان» (IBBY) مراسمي براي بزرگداشت کتاب کودک و ادبيات کودک و نوجوان در کشورهاي جهان برگزار مي‌شود و مديريت آن را اين دفتر که از سال 1953 ميلادي در سوئيس آغاز به کار کرده‌است، بر عهده دارد. مراسم اين روز هر سال در يکي از کشور جهان که عضويت دارد، برگزار مي‌شود و اين کشور پوستر و پيام روز جهاني کتاب را تهيه مي‌کند.

روز جهاني کتاب کودک از سال 1349 در ايران به رسميت شناخته شده‌است و ايران در سال 1371 (1992) برگزارکننده اين مراسم بوده است.


 گيتا گركاني:
  سليقه‌ي خود را در كتاب‌ خواندن بشناسيد 

 «گيتا گركاني» از نويسندگان و مترجمان حوزه‌ي كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان است. او كه در سال 90 كتاب‌هاي جديدي از «آنتوني هوروويتس» را براي نوجوانان ترجمه كرد، اين‌روزها بيش‌تر از هميشه مشغول مطالعه است. گركاني به بچه‌ها پيشنهاد مي‌كند سليقه‌ي خود را در ميان سبك‌هاي مختلف ادبي پيدا كنند.

ايبنا نوجوان: خانم «گركاني» مترجم و نويسنده‌ي كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان متولد 1337 در تهران و دانش‌آموخته‌ي ادبيات نمايشي از دانشكده‌ي هنرهاي دراماتيك است. اين مترجم علاوه بر فعاليت در حوزه‌ي ادبيات كودك و نوجوان، به مدت ده سال هم سرپرستي گروه تئاتر و سينماي فرهنگ‌نامه‌ي شوراي کتاب کودک را بر عهده داشته و حدود چهارده مقاله در حوزه‌ي تئاتر و سينما براي اين فرهنگ‌نامه نوشته است.

او از آن دسته مترجماني است كه از كودكي سرش در كتاب و مطالعه بوده و البته از كسي كه پيش از رفتن به مدرسه خواندن و نوشتن را ياد گرفته، كمتر از اين هم نمي‌توان انتظار داشت. او در اين‌باره گفت: «قبل از رفتن به مدرسه آنقدر به پدرم اصرار كردم كه خواندن را به من ياد بدهد تا مجبور شد كتاب اول ابتدايي را تهيه كند و الفبا را يادم دهد. به همين دليل قبل از اين‌كه به مدرسه بروم بسياري از كتاب‌هاي چارلز ديكنز و نويسندگان ديگر را خوانده بودم. وقتي هم كه به مدرسه رفتم، بي‌سوادي بچه‌هاي ديگر به‌نظرم عجيب بود و در همان زمان‌ها بود كه مطالعه‌ي آثار داستايوسكي را شروع كردم. شايد به نظر خيلي‌ها اين موضوع عجيب باشد اما براي من كه همه‌ي اعضاي خانواده‌ام اهل مطالعه و كتاب بودند و خودم هم لذت خواندن را كشف كرده بودم چندان هم عجيب نبود.»

مترجم «پسر گم‌شده» ادامه داد: «به‌نظر من هر كس لذت مطالعه را بچشد ديگر كتاب را رها نخواهد كرد. شايد بچه‌ها فكر مي‌كنند كه خواندن كتاب‌هاي غيردرسي هم مانند كتاب‌هاي درسي است كه حتماً بايد چيزي از آن‌ها ياد گرفت.

در حالي‌كه لذت بردن از مطالعه مهم‌ترين مسأله است كه اميدوارم بچه‌ها آن را تجربه كنند.»

نويسنده‌ي «حلزون‌ها و پروانه‌ها» علاوه بر مطالعه، روزهاي نوروز را يكي از بهترين روزهاي دوران كودكي و نوجواني‌اش مي‌داند: «نوروز هميشه برايمان شادي‌آور بود و حتي اگر مشكلات يا اتفاقات بدي هم مي‌افتاد باز هم لحظه‌ي تحويل سال همه‌ي اعضاي خانواده دور هم مي‌نشستيم و به آرزوهاي خوبمان فكر مي‌كرديم.»

گرچه آيين‌هاي نوروز با گذشته فرق نكرده اما حالا گيتا گركاني جزء بزرگ‌ترهايي است كه به كوچك‌ترها عيدي مي‌دهد: «وقتي ما كم‌سن و سال بوديم مسووليت كمتري داشتيم و مادر و پدر براي بچه‌ها لباس مي‌خريدند، خانه‌تكاني مي‌كردند و سفره‌ي هفت‌سين را مي‌چيدند. ما فقط از همه‌ي اين اتفاقات لذت مي‌برديم و عيدي مي‌گرفتيم. آن زمان 10 توماني كه پدر از بين صفحات قرآن به ما عيدي مي‌داد بهترين هديه‌ي عيد بود. چون مهم نبود كه عيدي چيست مهم اين بود كه پدر و مادر به يادمان بودند.

اما حالا ما بايد همه‌ي اين كارها را انجام دهيم و اين سنت را براي بچه‌هاي آينده حفظ كنيم. چون سنت‌ها به كودكان و نوجوانان هويت فرهنگي مي‌دهند. اين باعث مي‌شود بچه‌ها حس كنند جايي در اين دنيا ريشه دارند كه بايد به آن خدمت كنند.»

البته نوشتن مشق‌هاي عقب‌افتاده يكي از دردسرهاي روزهاي پاياني نورزو براي اين نويسنده بوده: «يكي از فجايع نوروز، مشق‌هايي بود كه بايد مي‌نوشتيم.اگر آن مشق‌ها نبودند حتماً عيدها بيش‌تر خوش مي‌گذشت! من جزء كساني بودم كه تا روز سيزده‌به‌در مشق‌هايم را نمي‌نوشتم و البته در تمام مدت هم عذاب وجدان داشتم! بالاخره روز سيزده‌به‌در كه همه به گردش مي‌رفتند من سرم را با نوشتن گرم مي‌كردم.»

مترجم «غول بزرگ مهربان» معتقد است: «كتاب‌هايي هستند كه بهتر است بچه‌هاي اهل مطالعه آن‌ها را بخوانند مثل «شازده كوچولو» آنتوان دوسنت اگزوپري، «تام ساير» و «هاكلبري‌فين» اثر مارك ‌تواين و آثار چارلز ديكنز. اما بهتر است ابتدا بچه‌ها سليقه‌ي خود در ميان سبك‌هاي مختلف بشناسند.»

من پيشنهاد مي‌كنم در كتاب‌فروشي‌ها بعضي از كتاب‌ها را ورق بزنند و چند صفحه‌ي اولش را بخوانند. شايد بتوانند كتابي مطابق با سليقه‌ي خود پيدا كنند و از خواندن آن لذت ببرند. شايد بعضي از بچه‌ها كتاب‌هاي فانتزي و بعضي‌هايشان كتاب‌هايي با حال و هواي واقع‌گرايانه را بپسندند؛ اين هيچ اشكالي ندارد، مهم اين است كه بچه‌ها خودشان را بهتر بشناسند و بفهمند چه نوع كتاب‌هايي را دوست دارند. اين فرصت مي‌تواند نقطه‌ي شروع لذت بردن از خواندن و مطالعه براي بچه‌ها باشد.»

گيتا گركاني در سال جديد براي بچه‌هاي ايران اميدواري، شادي و سلامت آرزو كرد و گفت: «زماني كه كودك بودم فكر مي‌كردم اگر غول چراغ جادو داشته باشم چه آرزويي خواهم داشت؟ و آنقدر به اين موضوع فكر كردم كه موضوع خيلي پيچيده شد! اما حالا براي همه‌ي بچه‌ها شادي، سلامت و اميدواري آرزو مي‌كنم. چرا كه آنچه انسان را در سخت‌ترين شرايط نجات مي‌دهد و زنده نگه مي‌دارد، اميدواري است.

من در زندگي مديون كساني هستم كه درها را به رويم مي‌بستند چرا كه باعث مي‌شد تا دنبال درهاي ديگري باشم.

اميدوارم بچه‌ها هم در همه‌ي لحظه‌هاي زندگي‌شان اميدشان را از دست ندهند.»


 همراه با خبر 

«شيدار نجبر» به نوجوانان پيشنهاد كرد؛

«جاي خالي مي»

شيدا رنجبر در سال گذشته مجموعه‌ي «چگونه اژدهاي خود را تربيت كنيد؟»، «كاراگاه هالفمون» و جلد هفتم مجموعه‌ي «آرتميس فاول» را براي نوجوانان ترجمه كرد. «آن شرلي در گرين گيبلز» و «جاي خالي مي» از جمله‌ي كتاب‌هايي است كه اين مترجم مطالعه‌ي آن‌ها را به نوجوانان پيشنهاد مي‌كند.

ايبنا نوجوان: خانم رنجبر متولد سال 1340 اهواز، در رشته‌ي بهداشت دانشگاه اهواز تحصيل كرده است.

او كار ترجمه را به صورت حرفه‌اي از سال 1378 آغاز كرده و نخستين كتابش با عنوان «اردك كشاورز» اثر «مارتين وادل»، جايزه‌ي شوراي كتاب كودك و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوان را برايش به ارمغان آورد.

«قوي شيپورزن»، «گربه‌اي به نام ارسطو»، «مزرعه‌ي قله‌ي سفيد»، «عكس يادگاري»، «بدترين پسر دنيا» و «افسانه‌ي دندان ناخدا كرو» برخي از كتاب‌هاي اين مترجم براي نوجوانان هستند.

او كه پيش از رفتن به مدرسه مطالعه‌ي كتاب را تجربه كرده است، لذت بردن از هنر و ادبيات را يكي از بزرگ‌ترين نعمت‌ها مي‌داند: «خدا را شكر مي‌كنم كه مي‌توانم از هنر و مطالعه‌ي كتاب لذت ببرم. همين باعث مي‌شود بفهمم زندگي چقدر زيباست.»

اين مترجم در پاسخ سوال ايبنا نوجوان درباره‌ي خاطرات دوران كودكي‌اش از نوروز گفت: «با اين سوال خيلي از خاطرات فراموش‌شده‌ام را به ياد آوردم. سفر عميقي به گذشته كردم و چيزهايي يادم آمد كه مدت‌ها بود فراموش‌شان كرده بودم. من يادم رفته بود كه چه دوران كودكي شيرين و زيبايي داشتم و چقدر در روزهاي عيد شاد بودم.»

رنجبر در ادامه گفت: «كفش‌هاي براق، لباس‌هاي نو و چين‌دار، طعم شيريني‌هايي كه مادربزرگم مي‌پخت و اسكناس‌هاي نو واضح‌ترين چيزهايي است كه از نوروزهاي دوران كودكي‌ام به ياد دارم. چند روز پيش از عيد تا روز اول بهار ذوق داشتم كه لباس‌هاي نو بپوشم و به خانه‌ي مادربزرگم برويم. در خانواده‌ي ما رسم بود لحظه‌ي تحويل سال همه در آن‌جا جمع شويم؛ به همين دليل هم در آن لحظه فضاي شلوغ و شادي به وجود مي‌آمد. همه مشغول هديه دادن و هديه گرفتن بودند كه شادي بچه‌ها را چند برابر مي‌كرد. مادربزرگم دوست نداشت به عنوان عيدي پول به نوه‌ها بدهد چون معتقد بود بايد براي بچه‌ها وقت گذاشت و هديه‌ي موردعلاقه‌شان را خريد. من هم امسال به‌خاطر دوري اعضاي خانواده تصميم گرفته بودم كه به بچه‌هايم پول بدهم اما با يادآوري اين خاطره تصميمم عوض شد و مي‌خواهم هديه‌اي را كه مي‌دانم دوست دارند، بخرم برايشان انسان در مرحله‌اي از زندگي‌اش نياز دارد تا به خاطرات كودكي و نوجواني‌اش برگردد و شادي عميق آن دوران را دوباره حس كند.»

به اعتقاد مترجم «هورا من يك ميليونرم» حفظ آيين‌هايي مانند نوروز براي نوجوانان باعث مي‌شود تا آن‌ها در آينده خاطره‌هاي خوشي داشته باشند: «به نظر من گذشته، انسان‌ها را به هم نزديك‌تر مي‌كند. انسان در مرحله‌اي از زندگي‌اش نياز دارد تا به خاطرات كودكي و نوجواني‌اش برگردد و شادي عميق آن دوران را دوباره حس كند. اگر ما اين سنت‌ها را كه باعث شادي بيش‌تر بچه‌ها مي‌شود برايشان حفظ كنيم وقتي بزرگ‌تر شدند خاطره‌هاي زيباتري خواهند داشت.»

مترجم «آرتميس فاول» پيش از اين‌كه كتابي را براي مطالعه به نوجوانان معرفي كند، به بچه‌ها توصيه كرد ابتدا سليقه‌ي خود در كتاب‌ خواندن را بشناسند: «كتاب خواندن به سليقه‌ي بچه‌ها بستگي دارد. هركس بايد خودش مطالعه را تجربه كند تا بداند از چه كتابي خوشش مي‌آيد. حتي اگر كتابي را خواندند و نپسنديدند، لااقل تجربه كسب كرده‌اند. به اين ترتيب بچه‌ها نسبت به خودشان شناخت بيش‌تري پيدا مي‌كنند و با دنياي درون‌شان آشنا مي‌شوند كه باارزش‌ترين تجربه است.»

هركس بايد خودش مطالعه را تجربه كند تا بداند از چه كتابي خوشش مي‌آيد. حتي اگر كتابي را خواندند و نپسنديدند هم تجربه كسب كرده‌اند اما از نظر اين مترجم چند كتاب هستند كه خواند‌نشان خالي از لطف نيست: «چند كتاب در كتاب‌خانه‌ام دارم كه حتماً روزي براي نوه‌هايم خواهم خواند و بد نيست بچه‌ها هم آن‌ها را بخوانند. مثل «جاي خالي مي» اثر سين تيا رايلنت كه نسرين وكيلي ترجمه‌اش كرده است و «آن‌شرلي در گرين گيبلز» نوشته‌ي ال.ام. مونتگومري.»«جاي خالي مي» (mi) درباره‌ي زندگي دختري به نام «سامر» است كه عمه «مي» و عمو «اب» او را به فرزندي قبول كرده‌اند. او از زندگي در كنار آن‌ها لذت مي‌برد اما پس از مرگ عمه «مي» همه چيز تغيير مي‌كند. عمو «اب» که نتوانسته است با مرگ خواهر «مي» کنار بيايد، بسيار غمگين است و سامر احساس مي‌کند که کم‌کم عمو اب را هم از دست خواهد داد.

«آن‌شرلي در گرين گيبلز» هم كه حتماً كارتون آن را ديده‌ايد، درباره‌ي «آن شرلي» است كه دو خواهر و برادر مزرعه‌دار به نام‌هاي ماريلا و متيو كاتربت او را به فرزندي مي‌پذيرند.


 قند پارسي 

بردن منيژه بيژن را به کاخ خود

قسمت چهارم

نه من بآرزو جستم اين پيشگاه

نبود اندر اين کار کس را گناه

از ايران به جنگ گراز آمدم

بدان جشن توران فراز آمدم

به زير يکي سرو رفتم به خواب

که تا سايه دارد مرا زآفتاب

ولي هنوز چشمم به خواب گرم نشده بود که پري افسونکاري مرا از زمين در ربود و در گذرگاه سواران منيژه گذاشت. کجاوه هاي بسيار از برابر چشمم گذشت، ميان آنها کجاوه اي ديدم که چادري از پرنيان بر آن کشيده بودند و پريرويي در آن آرميده. پري، نام بسياري از اهرمن ها را بر زبان راند و مرا در آن کجاوه افکند. سپس افسوني خواند که تا آمدن به ايوان تو در خواب بودم".

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب "هشت قصه گزيده از شاهنامه فردوسي2" حسين فتاحي


 نغمــــــه 

زمهرير

فريدون مشيري


چگونه خاک نفس مي‌کشد؟ بينديشيم

چگونه خاک نفس مي کشد؟ بينديشيم

چه زمهرير غريبي !

شکست چهره مهر

فسرد سينه‌ي خاک

شکافت زَهره‌ي سنگ !

پرندگان هوا دسته دسته جان دادند

گل آوران چمن جاودانه پژمردند

در آسمان و زمين، هول کرده بود کمين

به تنگناي زمان، مرگ کرده بود درنگ !

به سر رسيده جهان ؟

پاسخي نداشت سپهر

دوباره باغ بخندد؟

کسي نداشت يقين

چه زمهرير غريبي ….

چگونه خاک نفس مي کشد؟ بياموزيم:

شکوه رستن اينک:

طلوع فروردين !

گداخت آنهمه برف

دميد اين همه گل

شکفت اين همه رنگ!

زمين به ما آموخت

ز پيش حادثه بايد که پاي پس نکشيم

مگر کم از خاکيم

نفس کشيد زمين

ما چرا نفس نکشيم ؟


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون