جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2448- تاریخ : 1390/12/06 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)

علي‌اکبر اشعري:
ايران رتبه دهم انتشار عناوين کتاب در جهان را داراست


«خاطرات يك گوسفند» در يك كتاب

داوود لطف‌الله:
بايد در انتخاب كتاب كودك و نوجوان براي ترجمه دقت كرد


بيگي از معرفي داوران جشنواره‌ي شعر فجر خبر داد


همراه با خبر


قند پارسي


نغمــــــه


 علي‌اکبر اشعري:
 ايران رتبه دهم انتشار عناوين کتاب در جهان را داراست 

علي اکبر اشعري در اختتاميه ششمين جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان، جايگاه ايران در جهان را از حيث انتشار عناوين کتاب در رتبه دهم اعلام کرد و گفت: از اين حيث ايران ميان دو کشور فرانسه و ايتاليا قرار دارد.به گزارش مهر، علي‌اکبر اشعري مدير پروژه باغ کتاب تهران در مراسم اختتاميه ششمين جشنواره کتاب برتر کودک و نوجوان با اشاره به اينکه اين جشنواره نهالي است که در شش سال قبل کاشته شده و امروز شاخ و برگ‌هاي زيادي پيدا کرده است، گفت: خوشحالم که امسال دوستان شهرداري با درک درستي از حوزه کتاب با کمک به برگزاري اين جشنواره هم باعث رونق کمي کتاب و هم رونق محتواي آن در کشور شدند.وي با بيان اينکه اين جشنواره بستر مناسبي است براي اينکه ساير بخش‌هاي کشور نيز به موضوع کتاب اهميت بيشتري بدهند گفت: موضوع کتاب هر ساله در کشور ما با رونق روز افزون روبرو مي‌شود.

اگر به آمار کتاب‌هاي منتشر شده از ابتداي انقلاب تا کنون نگاه کنيم، به خوبي ديده مي‌شود که اين آمار از 2 هزار عنوان در سال 57 به 65 هزار عنوان در سال جاري رسيده است و ما را امروزه به جايگاه دهم جهان در توليد کتاب و مابين کشورهاي فرانسه و ايتاليا قرار داده است.وي در ادامه با اشاره به پروژه باغ کتاب تهران و پايگاه اينترنتي آن افزود: در اين پايگاه دو شمارنده ديجيتالي قرار داده شده است که در آن مي‌توان آمار کتاب‌هايي که در در هر روز در ايران و جهان منتشر مي‌شود، ديد و به قياس آن دو با هم پرداخت.وي با اظهار اميدواري دباره اين موضوع که فرموده مقام معظم رهبري درباره ايجاد ابتکارات نو در حوزه فرهنگ کتابخواني رعايت شود، گفت: در همين راستا يک چهارم از پروژه باغ کتاب تهران را در مساحتي بالغ بر 65 هزار مترمربع به بخش کودک و نوجوان اختصاص داده‌ايم که در دنيا اين زيرساخت بي‌نظير است.

اشعري همچنين با اشاره به اينکه اين فضا به گونه‌اي طراحي شده است که بي‌شک تمامي کودکان، خانواده‌هاي خود را به حضور در آن تشويق خواهند کرد، افزود: اميدواريم که اين نوع حرکت‌ها در ادامه راه گسترش پيدا کرده و به بالندگي و فرهيختگي کشور ما بيفزايد.


 «خاطرات يك گوسفند» در يك كتاب 

كتاب «خاطرات يك گوسفند» نوشته‌ي حسينعلي ليالستاني منتشر شد.

به گزارش ايسنا، اين كتاب در 326 صفحه با شمارگان 1500 نسخه و قيمت 8000 تومان از سوي نشر امرود به چاپ رسيده است.

در يادداشت پشت جلد كتاب مي‌خوانيم:

«گوسفند در مقدمه‌ي خاطرات خود: اين كتاب را به اهتمام جناب آرميده حقارت‌فر كه كار ويرايش و ترجمه خاطراتم را بر عهده گرفت، به سرانجام رساندم، گرچه بيش‌تر عمر خود را در ديوانه‌خانه‌هاي شهر سپري كرده است؛ اما شخصا ايشان را آدمي شريف و منصف مي‌دانم ـ هرچند دوست دارم اين حرفم را در حد يك تعارف تلقي كنيد و جدي نگيريد ـ و از ناشر محترم نيز سپاسگزاري مي‌كنم كه با اين حركت خود تاريخ چهل‌هزارساله گوسفندي ما را مديون خود ساخته است و از دو دوست پرنده‌ام كه در عشق‌ورزي از صاحبان سبك به شمار مي‌رفتند و در شكل‌گيري انديشه‌هاي من نيز نقش بسزايي داشتند، از كلاغ پير كه با عمر طولاني دويست و سيزده‌ساله خود به تنهايي يك تاريخ زنده محسوب مي‌شد و نيز از رميناي قشنگ كه اوقات زيادي را صرف تصحيح واژه‌هاي ناقص و حذف ايده‌هاي تنگ‌نظرانه من كرده است و در آخر بايد از حمايت‌هاي همه‌جانبه گله ـ اعم از بزها و گوسفندان ـ ياد كنم كه اگر نبود صبر و بردباري آن‌ها، قادر نبودم قدم از قدم بردارم، خصوصا بزها كه از زمان ماقبل تاريخ هم از حيث الفبا مشكلات ديرينه‌اي با ما داشتند و دارند؛ به طوري كه سال‌ها همزيستي مسالمت‌آميز با همديگر نيز نتوانسته است كاري از پيش ببرد؛ اما براي جلوگيري از سوءاستفاده گله‌هاي ولگرد گرگ‌ها و احيانا تباني غيرمحسوس آن‌ها با سگ‌هاي گله ـ كه اغلب دچار سرخوردگي‌هاي غيرقابل درمان مي‌شوند ـ صداي‌مان را درنمي‌آورديم، شايد به خاطر اين‌كه ما گوسفندان و بزها دل پرخوني از سگ‌هاي بي‌نزاكت و مزخرف‌گوي گله‌هاي داشتيم و شب‌ها با چشمان باز مي‌خوابيديم تا همان يك ذره هوش‌مان نيز به يغما برده نشود.

اگر از تأثير نامزد قشنگم بر روي افكارم ياد نكنم، دور از اخلاق خواهد بود، او بارها مرا به ادامه راه بس دشوار مرور خاطراتم تشويق و ترغيب كرد و در روزهاي سختي و نوميدي با آرامش گوسفندي‌اش تسكينم داد.»


 داوود لطف‌الله:
 بايد در انتخاب كتاب كودك و نوجوان براي ترجمه دقت كرد 

داوود لطف‌الله معتقد است: بيش‌تر كتاب‌هايي كه براي كودكان و نوجوانان ترجمه مي‌شوند، محتوايي متفاوت با فرهنگ ما دارند و بنابراين بايد در انتخاب كتاب براي ترجمه دقت كرد.اين نويسنده و شاعر كودكان و نوجوانان در گفت‌وگو با ايسنا، درباره‌ي تأثير حجم زياد ترجمه‌ها در حوزه‌ي ادبيات كودك و نوجوان عنوان كرد: بودن ترجمه‌هاي زياد از ادبيات خارجي خوب است؛ اما اگر حجم اين ترجمه‌ها به نسبت تأليف بسيار بالا رفته، نشانه‌ي ضعف در نويسندگان داخل و نداشتن سوژه‌هاي مناسب در آثار آن‌هاست.

او افزود: من البته موافق ترجمه هستم كه به موضوع آن هم خيلي بستگي دارد. ترجمه از آثار مناسب مي‌تواند به نويسندگان براي كشف سوژه‌هاي جديد كمك كند.لطف‌الله در پاسخ به اين سؤال كه تا چه اندازه محتواي آثاري كه ترجمه مي‌شوند، به درد كودكان ما مي‌خورد، گفت: فرهنگ ما با ديگر فرهنگ‌ها متفاوت است و ما بايد براي انتخاب كتاب‌ها دقت داشته باشيم.

اكثر كتاب‌هايي كه ترجمه مي‌شوند، ممكن است راهكارهايي مناسب ما نداشته باشند و اصلا به درد بچه‌هاي ما نخورند. اين حتا شامل ديگر حوزه‌ها هم مي‌شود. براي مثال، كتاب‌هاي حوزه‌ي روانشناسي كه اين روزها زياد ترجمه مي‌شوند، راهكارهايي را ارائه مي‌دهند كه به درد ما نمي‌خورند و براي آدم‌هايي با يك فرهنگ ديگر نوشته شده‌اند؛ در نتيجه، بايد كتاب‌هايي براي ترجمه انتخاب شوند كه با فرهنگ ما همخوان‌تر باشند.او در ادامه درباره‌ي برخورد ناشران با آثار ترجمه و تأليف، گفت: ناشران اين روزها از كارهاي ترجمه استقبال بيش‌تري مي‌كنند و مترجمان بيش از آن‌كه خودشان كاري را براي ترجمه انتخاب كنند، به سفارش ناشران، آثار را انتخاب مي‌كنند.

اين نويسنده‌ي ادبيات كودك و نوجوان در پاسخ به اين سؤال كه بچه‌ها آثار تأليفي را ترجيح مي‌دهند يا كارهاي ترجمه را، عنوان كرد: بچه‌ها هر كاري را كه محتوايي مورد علاقه‌ي آن‌ها داشته باشد، مي‌خوانند؛ اما چون تنوع موضوعي در كارهاي ترجمه بيش‌تر است، اين روزها از آثار ترجمه بيش‌تر استقبال مي‌كنند.

او همچنين درباره‌ي ترجمه‌هاي هم‌زمان و تكراري كه اين روزها زياد شده است، گفت: برخي مواقع در ترجمه‌هاي مختلف، مفاهيم تغيير مي‌كند. اگر ترجمه‌هاي مختلف از آثار صورت بگيرد، در نتيجه ترجمه‌هاي گوناگون مي‌تواند مفاهيم را تكميل كند و اگر اشتباهي در يك ترجمه پيش آمده باشد، مي‌تواند در ترجمه‌هاي بعدي اصلاح شود. از سوي ديگر، چون اين امكان وجود دارد كه ترجمه‌هاي مختلف از يك اثر انجام شود، در بين مترجمان رقابت ايجاد مي‌شود.


 بيگي از معرفي داوران جشنواره‌ي شعر فجر خبر داد 

دبير علمي ششمين جشنواره‌ي شعر فجر از معرفي داوران اين جشنواره در آينده‌اي نزديك خبر داد.پرويز بيگي حبيب‌آبادي در پي‌گيري ايسنا، درباره‌ي اعلام اسامي داوران جشنواره‌ي شعر فجر كه مراسم پاياني آن روز دوشنبه (اول اسفندماه) برگزار شد، گفت: اسامي داوران را اعلام خواهيم كرد، منتها هفته‌ي آينده در شوراي سياست‌گذاري جشنواره جلسه خواهيم داشت و بعد اسامي را اعلام مي‌كنيم.

به گفته‌ي او، در گروه‌هاي پنج‌گانه‌ي جشنواره‌ي شعر فجر، در مرحله‌ي نهايي، در برخي بخش‌ها پنج‌ نفر و در برخي بخش‌ها سه نفر داوري كرده‌اند.ششمين جشنواره‌ي شعر فجر در بخش‌هاي: شعر سنتي، شعر سپيد و نيمايي، شعر كودك و نوجوان، بخش سرود و ترانه و بخش پژوهش برگزار شد.


 همراه با خبر 

رقابت 4 اثر داستاني در مرحله‌ي نهايي جايزه‌ي كتاب فصل

دبيرخانه نوزدهمين دوره جايزه کتاب فصل، اسامي آثار راه‌يافته به مرحله دوم داوري‌ها را در گروه ادبيات داستاني اعلام کرد.

به گزارش ايسنا، بنا بر اعلام برگزاركنندگان، در اين دوره چهار کتاب به مرحله دوم داوري‌ها در بخش ادبيات داستاني راه يافته‌اند.

بر اساس اين گزارش، اين آثار عبارت‌اند از:

1. سرهنگ تمام تأليف آتوسا افشين نويد

2. شروع يك زن تأليف فريبا كلهر

3. ظلمات تأليف محمدعلي علومي

4. فقط عاشق زبان عاشق را مي‌فهمد تأليف قاسمعلي فراست


«نيكلا كوچولو غافلگير مي‌شود»

«نيكلا كوچولو غافلگير مي‌شود» كتاب ديگري از مجموعه‌ي ماجراهاي «نيكلا كوچولو» است كه توسط انتشارات قطره و ايران‌بان منتشر شده است.ايبنا نوجوان: «نيكلا كوچولو غافلگير مي‌شود» كتاب جديد مجموعه‌ي نيكلا كوچولو است. «زنگ گريپ فروت»، «شبي با طعم شكلات و توت فرنگي»، «چاق شدن بابا»، «رفتيم رستوران»، «غافلگيري» و «مثل بزرگ‌ها» برخي داستان‌هاي اين كتاب هستند.در اين كتاب هم مانند بقيه‌ي كتاب‌هاي مجموعه، اتفاقاتي براي نيكلا مي‌افتد و البته خودِ نيكلا هم در اين اتفاقات دست دارد.او مانند هميشه بازيگوش است گرچه با افتادن دندان لقش كمي غافلگير مي‌شود: «چند روز بود كه يكي از دندان‌هاي بالايي‌ام لق شده بود. با زبانم با آن بازي مي‌كردم. بعضي وقت‌ها يك كمي درد مي‌گرفت، ولي باز هم به اين كار ادامه مي‌دادم. ديروز ظهر وقتي مامان رفته بود آشپزخانه تا كباب بياورد، يك تكه نان گاز زدم و تق دندانم افتاد. خيلي ترسيدم و زدم زير گريه...»

اما غافلگيري بعدي براي نيكلا و خانواده‌اش وقتي است كه عمه ماتيلد، عمو كازيمير و پسرشان الوا سرزده و غافلگيرانه به خانه‌ي آن‌ها ‌آمدند.

نيكلا و پدر و مادرش كه انتظار مهمان نداشتند متعجب شدند اما ساعت غافلگيري خيلي زود تمام شد و عمه ماتيلد از آن‌ها قول گرفت كه روزي آن‌ها نيز سرزده به خانه‌شان بروند!

جالب اينجاست كه بعد از خداحافظي عمه ماتيلد و همسر و پسرش، پدر نيكلا پيشنهاد كرد نيكلا و مادرش آماده شوند تا براي شام به خانه عمه ماتيلد بروند و آن‌ها را غافلگير كنند.

مثل اين‌كه پدر نيكلا هم دست كمي از خودش ندارند!

در اين كتاب داستان‌هاي بيش‌تري از خانواده‌ي نيكلا مي‌خوانيد.

«نيكلا كوچولو غافلگير مي‌شود» يكي از مجموعه كتاب‌هاي مجموعه‌ي ماجراهاي نيكلا كوچولو اثر نويسنده‌ي فرانسوي «رنه گوسيني» است.

اين كتاب 132 صفحه‌اي را انتشارات قطره و ايران‌بان با ترجمه‌ي «نيلوفر اكبري» و با قيمت 3 هزار تومان منتشر كرده‌اند.


«گم‌شدگان جنگل آي‌سولان» پيدا شدند

«گم‌شدگان جنگل آي‌سولان» نام مجموعه داستاني از «عبدالمجيد نجفي» است كه بيش‌تر داستان‌هاي آن‌ در دهه‌ي هفتاد نوشته شده‌اند. اين كتاب به‌تازگي براي سومين بار منتشر شده است.

ايبنا نوجوان‌: «گم‌شدگان جنگل آي‌سولان» هفت داستان كوتاه و نوجوانانه را در خود جاي داده است.

«چنار»، «گاو پيشاني سفيد»، «دو چشم آتشين»، «هجوم عطش»، «جشن چهارشنبه سوري»، «گم‌شدگان جنگل آي‌سولان» و «گردنبد» نام‌هاي داستان‌هاي اين كتاب‌ هستند.

نخستين داستان اين كتاب كه نامش به عنوان نام كتاب هم انتخاب شده، درباره‌ي دو برادري است كه از مشاجره‌هاي پدر و مادرشان خسته شده‌‌اند و بالاخره در يكي از روزهاي زمستاني به جنگل فرار مي‌كنند.

اما آن‌ها راهشان را در جنگل گم مي‌كنند و در نهايت از پاسگاهي در مرز ميان ايران و روسيه سردرمي‌آورند.

نجفي در گفت‌و‌گو با ايبنا نوجوان درباره‌ي اين اثر خود گفت: «آي‌سولان نام يكي از مناطق جنگلي در آستارا است كه ماجراهاي نخستين داستان اين كتاب هم در آن‌جا مي‌گذرد. داستان «هجوم عطش» هم برداشت داستاني از واقعه‌ي كربلا و اتفاقات پس از آن است.»

به گفته‌ي نجفي، بيش‌تر داستان‌هاي اين مجموعه در دهه‌ي 70 نوشته شده‌اند و حاصل سفرهاي بسياري است كه اين نويسنده در آن دوران داشته است. او دراين‌باره توضيح داد: «در سفرهايي كه به نقاط مختلف ايران داشتم همه‌چيز را از نگاه يك نويسنده مي‌ديدم و به اين ترتيب در شهرها، روستاها و جاده‌ها، جرقه‌هاي اين داستان‌ها زده مي‌شد. مثلاً داستان «چنار» در كتاب «گم‌شدگان جنگل آي‌سولان» درباره‌ي پيرمردي است كه نزديك به 20 سال پيش در دل يك درخت چنار قطور در شهر اسكو پينه‌دوزي مي‌كرد. يا داستان «دو چشم آتشين» در «هُراند» (يكي از بخش‌هاي شهرستان اهر) مي‌گذرد كه طرح آن در يكي از سفرهايم به آن منطقه به ذهنم رسيد.»


 قند پارسي 

داستان‌هاي شاهنامه

کين جويي خون پدر

قسمت دوم

روزي از روزها، کاووس با کيخسرو و رستم دستان به صحبت نشسته بودند. کاووس به تلخي از افراسياب ياد کرد و گفت:" آن بد گهر بدنژاد، خون سياوش بر زمين ريخت، بسياري از پهلوانان را در بستر خاک تيره جاي داد و شهرهاي زيادي از ايران را ويران ساخت. اکنون نيز در فکر حمله اي ديگر به ايران زمين است."

کيخسروساکت به کاووس چشم دوخته بود. کاووس رو به او کرد و ادامه داد:" براي تو همه اسباب بزرگي و سروري فراهم آمده است. بزرگان و پهلوانان بسياري سر به فرمانت دارند. سپاه و زر فراوان داري. تو را به خون پدرت سياوش سوگند مي دهم که کين او از افراسياب بگير."

کيخسرو از يادآوري مرگ پدر غمگين شد. به آفريننده خورشيد و ماه، به روز روشن و شب سياه و به خون سياوش سوگند خورد که تا کين پدر از افراسياب نگيرد، آرام ننشيند. چون يک هفته از اين پيمان گذشت، کيخسرو سر و تن بشست، سر بر آستان ايزددانا ساييدو گفت:" اي دادگر بي مانند، اي جهاندار و روزي رسان همه آدميان و اي راهنماي ما،

تو داني که سالار توران سپاه

نه پرهيز دارد، نه ترس از گناه

به ويران و آباد نفرين اوست

دل بي گناهان پر از کين اوست

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب "هشت قصه گزيده از شاهنامه فردوسي2" حسين فتاحي


 نغمــــــه 

بشنو از ني چون حکايت مي کند

مولوي

بشنو از ني چون حکايت مي کند

از جدايي ها شکايت مي کند

کز نيستان تا مرا ببريده اند

در نفيرم مرد و زن ناليده اند

سينه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگويم شرح درد اشتياق

هر کسي کو دور ماند از اصل خويش

بازجويد روزگار وصل خويش

من به هر جمعيتي نالان شدم

جفت بدحالان و خوشحالان شدم

هر کسي از ظن خود شد يار من

از درون من نجست اسرار من

سر من از ناله ي من دور نيست

ليک چشم و گوش را آن نور نيست

تن ز جان و جان ز تن مستور نيست

ليک کس را ديد جان دستور نيست

آتش است اين بانگ ناي و نيست باد

هر که اين آتش ندارد نيست باد

آتش عشق است کاندر ني فتاد

جوشش عشق است کاندر مي فتاد

ني حريف هر که از ياري بريد

پرده هايش پرده هاي ما دريد

همچو ني زهري و ترياقي که ديد؟

همچو ني دمساز و مشتاقي که ديد؟

ني حديث راه پرخون مي کند

قصه هاي عشق مجنون مي کند

محرم اين هوش جز بي هوش نيست

مر زبان را مشتري جز گوش نيست

در غم ما روزها بيگاه شد

روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو:"رو باک نيست

تو بمان اي آنک چون تو پاک نيست"

هرکه جز ماهي ز آبش سير شد

هرکه بي روزيست روزش دير شد

درنيابد حال پخته هيچ خام

پس سخن کوتاه بايد_ والسلام


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
کارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
کانون