جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2448- تاریخ : 1390/12/06 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


قوانين شيث


سيماي محمدعلي شاه در چرند پرند دهخدا


طنز نويس


طنـــــــز


فوتبال...


شرح برعكس
تصاويري ديدني از فستيوال مجسمه هاي شني در ژاپن -برنانيوز

 قوانين شيث 

لطف ا... شيرين زبان

ماده اول: اگر دريك بزرگراهي كه سالي يك بار هم راه بند نمي آيد شما براي يك كار فوري و فوتي خواستيد به جايي برويد حتماً در همان لحظه يك تصادف خفن پيش مي آيد و ترافيكي پيش مي آيد آن سرش ناپيدا و مطمئناً باندي كه بند مي آيد همان باندي است كه شما در آن هستيد.

ماده دوم: اگر در وسط عروسي دوست عزيزتان كه همه در حال بزن و بكوب هستيد هوس آواز خواندن كرديد و اركستر منتظر زاكاس شما ماند تنها شعري كه به ياتان مي آيد اشعار حزن انگيزي است از اين قبيل؛ بگذار تا بگريم چون ابر دربهاران و يا اي باد سحر آرمگه يار كجاست.

ماده سوم: اگر دريك روز آفتابي كه هوا عنبرافشان و گل در حال چهچهه زدن است به ياد جواني خواستيد يك حال كوچولوي به خودتان بدهيد مطمئن باشيد چنان رگبار و توفاني به پا خواهد خاست كه كل مدارس تعطيل خواهد شد و ماندن خانم و بچه ها در خانه تمام قرار ومدارهاي شما را به هم خواهد زد.

ماده چهارم: اگر در وسط يك بازي جنجالي كه چندين گل خفن به تيم مقابل زده ايد و از شادي در پوست نمي گنجيد هوس كرديد يك حال كوچولويي به انگشت خود بدهيد حتماً در همان يك ثانيه ده دوربين ديجتالي و هزاران گوشي موبايل روي انگشت شما زوم كرده اند و در حال شكار لحظه هستند.

ماده پنچم: اگر در يك راه كاملاً متروك كه ساعتي يك بار هم ماشين از آن عبور نمي كند تاير ماشين تان پنجر شد مطمئن باشيد كه چرخ زاپاس تان هم پنجره.

ماده ششم: اگر در وسط مجلسي كه از همه رودربايستي داريد باد گلوي شديدي عارض تان شد و شما به خيال خود جاي خلوتي گير آورديد تا آروغ بزنيد حتماً صاجب مجلس كه از همه بيشتربا او تعارف داريد در همان جاي خلوت از دست مهمانان فرار كرده و در حال سيگار كشيدن است.

ماده هفتم: اگر يك روز اصلاً حوصله ديدن كسي را نداشتيد و خواستيد در منزل استراحت كنيد مطمئن باشيد كه آن روز مهماناني خواهيد داشت كه براي اولين بار به خانه تان خواهند آمد و منتظر پذيرايي از شما.

ماده هشتم: كافي است در يك روز بهاري كه چلچله ها در حال تمرين براي اركستر دسته جمعي هستند شما هم بخواهيد يك حال كوچولويي به خود بدهيد و كمي تا قسمتي اداره را دودره كنيد؛ حتماً و قطعاً چندين بازرس كله گنده در همان ساعت به اداره خواهند آمد و غيبت شما براي وزير هم گزارش خواهد شد.

ماده نهم: اگرقرار است ماشين شما خراب شود بي شك بعد از باز شدن يك ترافيك بي نهايت شلوغ و درب و داغان خواهد بود و اينبار اين شما هستيد كه دوباره راه را بند خواهيد آورد و در ميان شروشر عرقي كه مي ريزيد و بوق هاي گوش خراش ديگران بايد هي به ماشين استارت بزنيد به اميد اينكه ماشين روشن شود

تلويزيون ما

يكي از شهروندان كشور مالاگاشي: اين تلويزيون مالاگاشي يك روده راست تو شكمش نيست، نودونه درصد خبرهايي كه گزارش مي كند دروغه.

مي پرسند: حالا از كجا مطمئني كه آن يك درصدش درسته؟

پوزخندي مي زند و مي گويد: تلويزيون قبل از شروع اخبار ساعت را اعلام مي كند و من به ساعتم نگاه مي كنم مي بينم اين يك قلم را درست گزارش كرده است.


 سيماي محمدعلي شاه در چرند پرند دهخدا 

قسمت دوم - پاياني

به هر صورت شاه از پارلمان درخواست مي‌کند که مشروطه‌خواهان پناهنده به آن سازمان را در مقابل دارالحکومه دولتي فلک کنند تا عبرتي براي ناظرين باشد. البته از قراري که به گوش شاه رسيده چون ممکن است آلات و ابزار فلک در آن سرزمين پيدا نشود اعليحضرت مقرر فرموده‌اند يک بغل ترکه انار که به مصداق من الشجر الاخضر نار است از باغ شاه مرکز سلطنت به سوئيس فرستاده شود. از بابت هزينه‌ي پستي هم غمي متوجه شاه نيست. حکومت يا با کمک لياخوف از روس‌ها قرض مي‌گيرد يا عين الدوله دست به دامن انگليس مي‌شود. اگر هيچ کدام از اينها هم نتيجه‌اي ندارد، وليعهد را براي دوم ختنه خواهند کرد. (9)

نتيجه

دهخدا به عنوان شخصيتي مشروطه‌خواه و متجدد قدم در راه بيداري و آگاهي جامعه نهاد.

اما برخلاف ديگر روشنفکران زمان خويش از زبان طنز براي بيان مطالب مدد مي‌گرفت: زباني که مردم بي‌سواد و طبقات فرودست جامعه هم با آن آشنا بودند و در آنها تاثير داشت. زماني که محمدعلي شاه قاجار از جاده مشروطه خواهي منحرف شد آزاديخواهان که روزگار را تيره و تار ديدند تصميم به تاسيس« کميته انقلاب» گرفتند که دهخدا هم در آن عضويت داشت. (10)

علاوه بر آن پس از فتح تهران به دست مجاهدين و تشکيل مجلس دوم دهخدا از طرف مردم تهران و کرمان مشترکا به نمايندگي انتخاب شد. (11) يعني وي چه با قلم و چه با قدم در راه تحقق آزادي ملت تلاش مي‌کرد.از ياد نبريم او در هنگامي طنز مي‌نوشت که توپ و تفنگ محمدعلي شاه و شمشير لياخوف و شاپشال بر جامعه حکمفرما بود. که البته دهخدا بهاي اين کار خود را هم پرداخت اما از پاي ننشست. روزنامه «صوراسرافيل» يک بار به مدت شش هفته تعطيل شد. يک بار هم دهخدا تکفير شد که در محاکمه‌اي که در مجلس شوراي ملي به انجام رسيد تبرئه شد. باري نيز به دفتر روزنامه حمله کردند و همه چيز را شکستند و يک بار هم قصد جان دهخدا را داشتند که از مهلکه جست و جان به در برد. (12) مهمتر از همه اينکه بعد از توپ بستن مجلس همکارانش در روزنامه کشته شدند و خودش هم از ايران تبعيد شد.تصويري که دهخدا از محمدعلي شاه قاجار در «چرند پرند» خويش ترسيم مي‌کند، چهره پادشاهي است که با مردم زمانه خويش بيگانه است و حرف آنها را نمي‌فهمد و بلکه به مانند سدي در مقابل خواسته‌هاي ايشان قدعلم کرده‌است. عنصري رند و فريبکار که پايبند هيچ عهد و پيماني نيست و هر لحظه بنا به مقتضيات و نفع شخصي رنگ عوض مي‌کند. شخصيتي ضعيف النفس که در مواجهه با هر بحراني ناتوان از استقلال در تصميم‌گيري است و آسان‌ترين راه يعني توسل به بيگانه را ترجيح مي‌دهد.

دفتر طنز


 طنز نويس 

در مجتمع اسوه برگزار خواهد شد

دومين همايش طنزنويسان ارزشي

به همت جمعي از دانشجويان پايتخت دومين همايش طنزنويسان ارزشي به منظور شناسايي و جذب نيروهاي مستعد براي همکاري با گروه فيلمنامه‌نويسي مجموعه طنز 90 قسمتي «پلاک 33» برگزار مي‌شود.
به گفته مسئول روابط عمومي همايش، اين نشست يازدهم اسفند و در مجتمع فرهنگي اسوه واقع در تقاطع انقلاب و بهار جنوبي برگزار خواهد شد. در اين همايش علاوه بر توضيحات پروژه توسط سرپرست نويسندگان، حسين نيرومند با موضوع «مباني طنز» به ارائه مطلب مي‌پردازد.
علاقه‌مندان به همکاري با اين پروژه، مي‌توانند با مراجعه به سايت pelak33.ir مشخصات خود ثبت نمايند. پلاک 33 يک مجموعه طنز نود قسمتي با مضمون سياسي اجتماعي است که به واسطه تأييد در سازمان صدا و سيما در آستانه توليد قرار دارد.


شرايط ثبت نام در سايت و حضور در همايش، به شرح زير اعلام شده است:

1ـ التزام کامل به احکام اسلام و اعتقاد به مباني جمهوري اسلامي ايران

2ـ عدم وابستگي فکري و سياسي به جناح موسوم به اصلاحات

3ـ داشتن تحصيلات دانشگاهي يا حوزوي (اعم از اشتغال يا فراغت از التحصيل)

4ـ سابقه فعاليت در حداقل يکي از حوزه‌هاي طنز (نثر، شعر، کاريکاتور، گرافيک و...)

5ـ توان و سابقه نويسندگي (اولويت با آشنايان به ضوابط و فنون فيلمنامه‌نويسي است)

6ـ اقامت در تهران به دليل ضرورت حضور مستمر اعضاي گروه در دفتر کار (دو روز در هفته)

7ـ حداقل سن 20 و حداکثر آن 30 سال (فقط متولدين سال هاي 60 تا 70)

در هجدهمين جشنواره مطبوعات و خبرگزاري‌ها

طنزپردازان جايزه گرفتند

به گزارش خبرنگار دفتر طنز، هجدهمين جشنواره سراسري مطبوعات و خبرگزاري‌ها ساعتي پيش طي مراسمي با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و معاون مطبوعاتي اين وزارتخانه به کار خود پايان داد. در اين مراسم، برگزيدگان مطبوعات در شاخه‌هاي مطبوعات سراسري، مطبوعات استاني، خبرگزاري‌ها و پايگاه‌هاي خبري معرفي شدند.


طنزپردازاني که در اين دوره از جشنواره مطبوعات در رشته طنز مکتوب حائز رتبه‌هاي برتر شدند عبارتند از:

اميد مهدي‌نژاد برگزيده رتبه اول مطبوعات سراسري

ميرحسين ظريف هنرور برگزيده رتبه دوم مطبوعات سراسري


مهدي رفايي برگزيده رتبه اول مطبوعات استاني

فرهاد ناجي برگزيده رتبه دوم مطبوعات استاني


برگزيدگان نشريات دانشجويي: سعيد فرجي از دانشکده علوم پزشکي اردبيل، مهرآور مومني جاويد و نازيلا انصاري‌پور از دانشگاه آزاد واحد دهاقان


 طنـــــــز 

تذکره داوود رشيدي- حفظه ا...-!

پ. خالتور

قسمت دوم - پاياني

متولد تهران، خيابان ري، کوچه آبشار بود و هميشه در سطر اخبار بود و براي قشري از هنرمندان مايه افتخار بود!! و از نيکان و ابرار بود و در سينما مخالف انحصار بود و بر مَناصبي که داشت سزاوار بود و به گمانم داراي يک تکه مهره مار بود و سياهه کار‌هايش خارج از شمار بود و تجارب کاريش يک طومار بود و سلحشور را مدام نامه نگار بود و چو فرهادي، روز شمار اسکار بود و مخالف آن چنين انتخاب زوّار بود و در کارش بسيار قهّار بود.


از شيخ کرامات و عجايب و غرايب و لطايف بسيار نقل است. ابتداي کار شيخ در هاله‌اي از ابهام است. و از ولادت وي که مقارن با سنه 1312 ه. ش. است، اطلاع زيادي در دست نيست!! و مريدان از ازمنه ولادت شيخ اطلاع دقيقي ندارند و در هر سندي، تاريخي نگاشته‌اند. روزي يکي از مريدان فضول – ادام الله فضوله – از شيخ در باب زمان تولّدش سوال پرسيد. شيخ فرمود: «راستش ندانم! ازيرا که وقتي به دنيا آمدم، خيلي کوچک بودم و ياد ندارم که چه تاريخي متولد شدم!! مريدان تا اين شنيدند رم کردند و به صحرا برفتند.


آورده‌اند روزي شيخ را در انجمن بازيگران سينماي ايران غمگين و سر به جيب فرو برده ديدند که رقعه‌اي اندر دست و زار همي زند. پس مريدان به گرد او پريدند و او را پرسيدند: «يا مولا از براي چه چنين غمين و نالانيد؟» بر سر زنان فرمود: «قبض گاز آمده است.» تا مولانا اين سخن بگفت، ولوله‌اي در جمع پديد آمد و فغان و ناله از مريدان برخاست. شيخ گريان فرمود: «کاش قبض روح مي‌شديم و قبض گاز نمي‌شديم، حال اين کلنگ بگيريد و از پيش چشم ما دور داريد که ما طاقت اين بلاياي زميني و زير زميني نداريم.» يکي از مريدان عرض کرد: «يا شيخ اين کلنگ نيست که!! قبض است.» فرمود: «هرچه که هست خانه‌مان را ويران بکرده.»


نقل است روزي مولانا رشيدي، با مولانا سلحشور در جلسه‌اي حضور همي داشتند و در آنجا سلحشور نطقِ بسيار، همي کرد و افاضات زيادت فرمود و در آخر گفت: «يا شيخ ببخشيد با حرف‌هايم سر شما را درد آوردم.» مولانا رشيدي در دم بفرمود: «نه اختيار داريد، شما راحت باشيد، من حواسم جاي ديگري بود!!» مريدان تا اين بشنيدند جامه‌ها بدريدند و گريه‌ها بکردند و از اين زاري کلي حال بکردند!


از کياست و فرزانگي شيخ حکايت فراوان، نقل است و استدلال‌هاي او زبان زد و دندان شکن بود. آورده‌اند که در جايي فرموده بود: «ملت‌هايي که از تئا‌تر خوب و تاثير گذاري برخوردارند پيشرفته‌تر و بهتر از ديگر ملت‌ها هستند و اين از اهميت تئا‌تر حکايت دارد!» پس مريدي اين بشنيد و لختي به فکر فرو رفت و پس عرض کرد: «يا شيخ خوب شما از کجا فهميديد چون آن کشور‌ها تئا‌تر خوب دارند پس پيشرفته ترند. شايد که چون پيشرفته ترند پس تئا‌تر خوب هم دارند!» مولانا تا اين شنيد حرارت بر وي فائق آمد و فرياد برآورد و خواست تا سر از گردنش جدا کند. پس مريدان به شفاعت گرد آمدند که شيخ اين خامي مريد ببخشايد. پس مولانا رشيدي از سر تقصير او گذشت و خونش بريخت و او را روانه ديار باقي فرمود!! تا آنجا قدر عافيت بيشتر بداند. به اين حد مردي مستدل و پر عطوفت بود خدايش نگاه دارد!! و از پلکان جشنواره فجر دور بدارد!!!


جادوگري مدرن يا

چگونه هري‌پاتر بي خيال تنوع مي‌شود؟


فرزانه آتش‌فراز

قسمت اول

انسان موجود عجيب و غريبي است. بهترين و شگفت انگيزترين موقعيت‌ها را هم که داشته‌باشد بعد از مدتي خسته و دلزده مي شود و براي ايجاد تنوع، سعي مي‌کند بر عکس موقعيت موجود عمل کند. مثلا ً بيل گيتس که مدتي است پولداري بدجوري برايش يکنواخت و کسل‌کننده شده و همين‌جوري به نيازمندان کمک مي‌کند و پولهايش را مي بخشد و يا هري‌پاتر که زندگي به آن مهيجي و مدرسه به آن اسرارآميزي را رها کرد و براي تنوع تصميم گرفت مدتي در کشور گل و بلبل زندگي کند چون شنيده بود آنجا خبري از جادو و شعبده نيست و قضايا روال منطقي‌شان را طي مي‌کنند.

بنابراين چمدانهايش را بست و راهي شد. سفر با هواپيما را انتخاب کرد ولي با کمال تعجب سالم به مقصد رسيد. هري فکر کرد شايد هنوز امواج جادوگري که در اطرافش وجود دارد باعث اين اتفاق نادر شده است. وقتي به هتل رسيد ، کمي دمغ بود و راديو را روشن کرد تا حال و هوايش عوض شود. برنامه‌اي در مورد انتخابات قريب‌الوقوع در حال پخش بود و صدايي مي‌گفت: "اگر در انتخابات محکم و جدي پاي صندوقها نباشيم، نيروهاي غيبي هر كاري كه بخواهند مي‌كنند." ديگري که آقاي باهنر و با کمالاتي بود گفت:"هماي سعادت روي شانه هر كس كه نشست، همان رئيس‌جمهور مي‌شود.

" هري از اينکه مي‌ديد نقشه‌هايش نقش بر آب شده کفري شد و وردي خواند و راديو را به دمپايي تبديل کرد. تلويزيون را روشن کرد تا ببيند آنجا هم خبري از جادو هست يا نه؟ آقايي با لباس کار مي‌گفت:"سرشماري نشان مي‌دهد كه تعداد بيكاران در دو سال گذشته نه تنها افزايش نداشته بلكه كمي‌ كاهش هم داشته.

" هري خوشحال از جايش پريد و گفت همين است! روال منطقي که دنبالش بودم همين است! کانال ديگري را گرفت. آقايي با رنگ و روي سرخ و شاداب که حاکي از رفاه زياد بود مي‌گفت:" از فصل پاييز سبد غذايي بين نيازمندان توزيع مي‌شود." يک نفر ديگر هم که تحت تاثير جو موجود قرار گرفته‌بود گفت: "بيمارستانهاي رايگان براي فقرا احداث مي‌شود. "

ادامه دارد...


 فوتبال... 

دنيزلي: تيم استقلال هم موفق است

يعني شما هم موفق هستيد!


مظلومي: استقلال حتما قهرمان است

زود قضاوت نکنيد!


علي پروين: مي خواستم به استقلال سکه بدهم

خب مي داديد!


مهدوي کيا: تيم ملي خيلي مهم است

اين را بايد فدراسيون بداند!


عليرضا نيکبخت: مي خواهم به ليگ برگردم

سر پيري و معرکه گيري!


 شرح برعكس 
 تصاويري ديدني از فستيوال مجسمه هاي شني در ژاپن -برنانيوز


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
کارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
کانون