جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2364- تاریخ : 1390/08/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (يكشنبه)

گپي با رضا خالدي عضو فعال کانون اهرم و مشاور استاندار بوشهر
به سختي دستم به ميز کتابدار مي‌رسيد!

توليدات کانون
بازي با ماسه


عيدسعيد قربان بر شما مبارک


 گپي با رضا خالدي عضو فعال کانون اهرم و مشاور استاندار بوشهر
 به سختي دستم به ميز کتابدار مي‌رسيد! 

 سيد سعيد مدني‌پور

حالا در شهر و کاشانه خود جواني معروف و فعال است. ديگر از آن شيطنت‌ها و شلوغ‌کاري‌هاي کودکي خبري نيست. کمتر کسي است که او را نشناسد. بعضي از دوستانش اعتقاد دارند که رضا خيلي جلوتر از سن و سالش حرکت مي‌کند.به تازگي از سفر آلمان به ايران بازگشته است. خيلي‌ها مي‌دانند که رضا، مشاور دانش‌آموزي بعضي از مسوولان استان بوشهر است. خيلي‌ها پيشرفت و موفقيت را در پيشاني او مي‌خوانند و او خود، اين صعود و سربلندي را از کانون و مربيان کانون مي‌داند.

مي گويد: وامدار و مرهون مهر و محبت‌هاي کانوني‌ها هستم. آن روزها که پسري شلوغ و شيطان بودم، پدرم دستم را گرفت و مرا به کانون آورد. در کانون خيلي چيزها آموختم. آن قدر کانون را دوست داشتم که اغلب پشت در بسته مي‌نشستم تا کسي بيايد و قفل در را باز کند. من آخرين نفري بودم که از کتاب خانه بيرون مي‌رفت. با شماره عضويت 18 در جمع اعضاي ثابت قرار گرفتم و حالا…

آن روز که فرماندار شهرستان تنگستان با اعضاي فعال کانون ديداري صميمانه داشت، رضا خالدي هم با لهجه دلنشين تنگستاني از نوجوانان و جوانان شهر با او حرف مي‌زد. از خواسته‌هاي نسل خود ياد مي‌کرد. جلسه جدي و رسمي که به پايان رسيد، گپ دوستانه و صميمي ما آغاز شد.

××××

- از نحوه آشنايي خودت با کانون برايمان بيش‌تر بگو.

سلام؛ من رضا خالدي متولد 15/11/1372 در شهرستان دليران تنگستان، شهر اهرم؛ ديار رئيسعلي و زاير خضر خان تنگستاني، ديار خارک و خرماي کبکاب هستم. الآن که با هم گپ مي‌زنيم، در سال چهارم دبيرستان رشته رياضي و فيزيک مشغول تحصيل هستم.

نحوه آشنايي من با کانون خيلي جالب است. يک خاطره فراموش نشدني که با آن زندگي مي‌کنم. بهتر است بگويم يک اتفاق خوب در زندگي من بود. حکايت از اين قرار است که در 6 يا 7 سالگي به عنوان يک پسر شلوغ و شيطون در بين خانواده و بستگان معروف شده بودم. اين قدر شلوغ و شيطون بودم که بنده خدا مادرم بيش‌تر وقت‌ها از دست من سر درد مي‌گرفت. تا اين‌که يک روز، يکي از همسايه‌ها به داد مادرم رسيد و پيشنهادي به او داد. گفته بود به تازگي يک کتاب‌خانه در شهر افتتاح شده است. اگر مي‌خواهي از دست شلوغ کاري‌هاي رضا راحت باشي، زود برو و او را نام‌نويسي کن.

يکي از روزهاي گرم تابستان سال 79 بود که به اتفاق پدرم به کانون رفتم. ابتدا فکر مي‌کردم کانون يک فضاي خشک باشد که بايد آن‌جا ساکت نشست و فقط کتاب خواند. لحظه ورود به کانون را هيچ وقت فراموش نمي‌کنم. دست در دست پدرم پا به کانون گذاشتم. لحظه ورود، خانم امير پور که آن روزها مسوول مرکز اهرم بود – در حال حاضر مدير کانون استان بوشهر مي‌باشند- با خوش رويي به طرف ما آمد و پس از سلام، من و پدرم را به طرف ميز کتابدار دعوت کرد، خانم ميرزايي خواه و خانم جعفري هم مربي مرکز بودند. يادم هست که به سختي دستم به ميز کتابدار مي‌رسيد. خلاصه اين‌که؛ آن روز با شماره 18 عضو ثابت کانون شدم. چند سال بعد که سيستم رايانه‌اي شد، شماره عضويتم به 88 تغيير کرد.

- چه فعاليت‌هايي در کانون داشتي؟

آن سال پدرم در تمام کلاس‌هاي تابستاني اسم من را نوشته بود. از نقاشي و سفال گرفته تا قرآن و … اما بيش‌تر به فعاليت‌هاي ادبي و هنري علاقه داشتم. هنوز هم نمايش خلاق و سرود را خيلي دوست دارم.

- بعد از عضويت در کانون شيطنت‌ها ادامه داشت يا …؟

مربيان کانون به من شخصيت دادند؛ از فرداي روز ثبت نام، هر روز شيفت پسرها نفر اول بودم که وارد مرکز مي‌شدم و آخرين نفري هم که از کتاب‌خانه خارج مي‌شد من بودم. توي کتاب‌خانه اين قدر فعاليت و برنامه داشتيم که وقتي به منزل بر مي‌گشتم؛ ديگر انرژي براي شيطنت کردن باقي نمي‌ماند.

- گفتي اولين نفر بودي که مي‌آمدي و آخرين نفري بودي که مي‌رفتي. چرا؟

حضور من در کانون بخاطر محبت و صميميت مربيان آن بود. با دوستان خود در کانون قرار مي‌گذاشتيم و در بيش‌تر فعاليت‌ها مشارکت داشتيم. يادم هست، چند روز که به کانون نمي‌رفتم، مربيان تماس مي‌گرفتند و جوياي سلامتي مي‌شدند. در کل نقش مربيان براي حضور اعضا خيلي مهم است.

- کدام يک از مربيان کانون را بيش‌تر دوست داشتي؟

(با خنده و اندکي مکث) همه مربيان مرکز را دوست داشتم؛ همه آن‌ها براي من زحمت کشيدند. مربيان مرکز اهرم مکمل يکديگر بودند، هر کدام داراي تخصصي هستند.

- چه تفاوتي بين کانون و نهادهاي ديگر مي‌بيني؟

فرق کانون در اين است که از کودکي به تربيت و آموزش بچه‌ها مي‌پردازد، ولي در نهادهاي ديگر از سنين نوجواني و جواني مخاطب خود را جذب مي‌کنند. در صورتي که اين يک مشکل بزرگ است. به دليل اين‌که کانون به تنهايي پاسخگو نيست، لازم است به زيرساخت‌ها توجه شود يا بايد ظرفيت کانون افزايش يابد و يا اين‌که نهادهاي ديگر مثل کانون به تربيت و آموزش کودکان بپردازند.

در اين زمينه يک مشکل خيلي مهم که کانون با آن مواجه است رها شدن بچه‌ها بعد از سنين نوجواني و رسيدن به 17 يا 18 سالگي است. دوره جواني دوره بسيار مهم و حساسي است. بايد امکان افزايش سن مخاطب به بالاتر از 17 سال در کانون بررسي شود.

- سال‌ها حضور در کانون سرشار از خاطره است. از خاطراتت برايمان تعريف کن.

فکر مي‌کنم سال 86 بود که براي شرکت در اردوي منطقه‌اي کانون به چالوس رفته بوديم. يکي از برنامه‌هاي ما اجراي برنامه شبانه،جنگ شادي و نمايش بود. آن سال ميزباني اردو با استان خوزستان بود. در قسمتي از برنامه من مي‌بايست يک کلمن پر از گل را به سمت جمعيت مي‌ريختم که متاسفانه نمي‌دانم چه اتفاقي افتاد که کلمن و گل‌ها به طرف يکي از دوستان استان چهارمحال و بختياري پرت شد که در همان برنامه هم از او عذرخواهي کردم. اما به دليل اينکه او از من قوي‌تر بود تا روز آخر اردو در اضطراب و ترس بودم که مبادا بخواهد تلافي کند که شکر خدا چنين اتفاقي نيفتاد.

- بهترين هديه‌اي که تاکنون گرفته‌اي؟

به مناسبت‌هاي مختلفي هديه گرفته‌ام؛ حتي يک بار توسط رئيس جمهور محترم يک سفر مکه هديه گرفتم که متاسفانه به دليل مشکلات شخصي توفيق اين سفر را نداشتم. اما يک هديه‌اي که هيچ وقت آن را فراموش نمي‌کنم، کتاب «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» بود که توسط مسوول مرکز به من اهدا شد.

- تا حالا شده هديه‌اي را که گرفتي به کسي ببخشي؟

فکر نکنم، فقط در سال 86 که از طرف آموزش و پرورش يک سفر مشهد هديه گرفتم بودم، آن را به پدرم بخشيدم. زيرا پدرم تا آن زمان به زيارت امام رضا عليه السلام نرفته بود؛ هديه سفر مشهد را به پدرم بخشيدم.

- اهل مطالعه که هستي؟

کم و بيش کتاب مي‌خوانم، ولي الان با توجه به حجم بالاي درس، بيش‌تر کتاب‌هاي درسي را مطالعه مي‌کنم و کمتر فرصت مطالعه کتاب‌هاي غير درسي دارم. البته بعضي اوقات براي تحقيق در خصوص موضوعات درسي به برخي از کتاب‌هاي خارج از درس نيز رجوع مي‌کنم.

- چه طور شد که در شهرستان و استان مطرح شدي؟

به واسطه حضور در برنامه‌ها و مسابقه‌هاي مختلف کانون. در بخش‌هاي ادبي و هنري به موفقيت‌هاي زيادي دست يافتم، در کنار فعاليت‌هاي کانون، در فعاليت‌هاي پرورشي مدرسه هم حضور داشتم و از طرف شوراي دانش‌آموزي به‌عنوان نماينده دانش‌آموزان مدرسه انتخاب شدم؛ تا الان که نماينده دانش‌آموزان استان بوشهر هستم. اين شد که وارد فعاليت‌هاي اجتماعي در حوزه دانش‌آموزي شدم و توانستم در اين راه تا حدودي موفق شوم.

- فکر مي‌کني به جايگاهي که انتظارش را داشتي، امروز دست پيدا کردي؟

خير؛ هنوز به اون چيزي که انتظار دارم و براي خودم به صورت چشم انداز ترسيم کردم، نرسيده ام.

- چه کساني در کسب موفقيت‌هاي شما نقش داشته‌اند؟

موفقيت‌هايي که تا الان داشتم را اول مديون خداوند، پدر و مادرم و بعد مربيان کانون و سازمان دانش‌آموزي هستم.

- از موفقيت‌هايي که داشتي بگو؟

موفقيت‌هاي کانوني يا خارج از کانون؟

- اول کانوني‌ها را بگو.

از بدو عضويت در کانون بخاطر فعاليتي که داشتم در بخش‌هاي مختلف استاني و کشوري به موفقيت‌هاي زيادي دست يافتم. از جمله مي‌توان به کسب مقام برگزيده در مسابقات سراسري کتابخواني، نقاشي با موضوع همدردي با کودکان فلسطين، کاردستي، شعر و … همچنين حضور فعال در گروه نمايش و سرود مرکز و اردوهاي مختلف اشاره کرد.

در بخش خارج از کانون نيز مي‌توان به کسب مقام برتر شهرستان در فعاليت‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان در سال 88 ، کسب مقام استاني در ساخت سي دي‌هاي آموزشي و کمک آموزشي در سال 88 و 89، کسب عنوان خبرنگار برتر استان و کشور در خبرگزاري پانا در سال 89 و 87، تنها نماينده دانش‌آموزان جمهوري اسلامي ايران در اجلاس جهاني نوآوري آموزش در شهر برلين کشور آلمان با حضور دبيرکل سازمان ملل و همچنين نمايندگان 135 کشور جهان و … اشاره کرد.

- چگونه و توسط چه نهادي براي سفر به کشور آلمان انتخاب شدي؟

23 جولاي تا 2 آگوست 2011 با حضور نمايندگاني از 135 کشور جهان، اجلاس جهاني نوآوري آموزش براي صلح و دوستي، در برلين آلمان برگزار شد. طي فراخواني که از طرف نهاد رياست جمهوري ابلاغ شد، از تشکل‌هاي دانش‌آموزي خواسته شد تا افراد فعال خود را معرفي کنند. با بررسي عملکرد و مصاحبه‌هاي حضوري و جمع بندي امتيازات در بين همه گزينه‌ها توفيق الهي شامل بنده شد و به همراه 10 نماينده مجلس شوراي اسلامي به اين اجلاس سفر کردم که دستاورد آن سخنراني در اين اجلاس به نمايندگي از دانش‌آموزان ايراني بود.

- خواسته شما در اين اجلاس چه بود؟

من به نمايندگي از دانش‌آموزان ايراني پيشنهاد تشکيل مجلس بين المللي دانش‌آموزي دادم که با استقبال ميهمانان اجلاس همراه شد.

- در حال حاضر مشغول چه فعاليتي هستي؟

در کنار کسب علم و دانش، در حال حاضر مشاور جوان رئيس سازمان دانش‌آموزي استان بوشهر، نماينده دانش‌آموزان استان بوشهر در مجمع مرکزي اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانش‌آموزان کشور و مجامع اعضا سازمان دانش‌آموزي کشور، نماينده خبرنگاران خبرگزاري پانا استان بوشهر در کشور و مشاور جوان امام جمعه، فرماندار، شوراي اسلامي شهر و رئيس آموزش و پرورش شهرستان تنگستان، نائب رئيس مجمع دانش‌آموزي استان بوشهر، دبير خبرگزاري پانا در شهرستان و رئيس مجمع دانش‌آموزي شهرستان و … هستم. و اگر خدا بخواهد به عنوان مشاور دانش‌آموزي استاندار بوشهر که به دستور ايشان مامور تشکيل کميته دانش‌آموزي در اين خصوص شده ام.

- آيا جوانان مي‌توانند مشاوران خوبي براي مسوولان باشند؟

بله بطور قطع؛ مسوولان بايد به جوانان بها بدهند. جوانان داراي فکر و ايده‌هاي نو هستند که در بسياري از مواقع مي‌تواند در حل مشکلات مردم ثمر بخش باشد.

- براي آينده خودت چه برنامه‌اي داري؟

دوست دارم به مردم ديار خودم خدمت کنم؛ اگر شد به عنوان مربي کانون و اگر نشد از بين همه شغل‌ها به مهندسي IT علاقه زيادي دارم.

- و حرف آخر؟

هيچ وقت روز‌هايي که در کانون بودم را فراموش نمي‌کنم، چون بهترين دوران زندگي‌ام بوده است. من هيچ وقت زحمات خانم اميرپور مدير کانون استان و خانم‌ها ميرزايي‌خواه، سليماني، ثمري و بحريني از مربيان کانون اهرم و همچنين خانم عاليزاده رئيس سازمان دانش‌آموزي شهرستان تنگستان و حتي آقاي افرند کارمند خدمات کانون اهرم را فراموش نمي کنم. محبت‌هاي خانم رسولي در کانون هميشه در خاطرم جاودانه است.چون همه اين بزرگواران براي پيشرفت من زحمت کشيده‌اند. دست تک تک مربيان و تمامي کساني که به پيشرفت من کمک کردند، بخصوص پدر و مادرم را مي‌بوسم.

- ما هم براي شما آرزوي توفيق بيش‌تر داريم.


 توليدات کانون
 بازي با ماسه 

 
اين سرگرمي شامل20 قطعه است؛ بدنه اصلي- درب و چهار عدد پايه- چهار عدد کاردک کوچک جهت شکل‌دهي- يک عدد کاردک بزرگ مخصوص صاف کردن- سه عدد وردنه طرح دار- پنج عدد قلم لاستيکي- و يک عدد مهر دوره هخامنشي.

اين سرگرمي علاوه بر امکان بازي و نقاشي زمينه‌اي مناسب براي تمرين و آموزش شکل‌هاي مختلف هندسي (از ساده تا پيچيده)، حروف الفبا، و ايجاد مهارت‌هاي استفاده از انگشتان را فراهم مي‌آورد.

گروه سني اين سرگرمي 4 تا 7 سال است و کانون آن را با قيمت 2900000 ريال به بازار محصولات فرهنگي و آموزشي عرضه کرده است.


 عيدسعيد قربان بر شما مبارک 

عيدسعيد قربان، تبلور پرشکوه‌ترين ايثار و زيباترين جلوه‌ي تعبد در برابر خالق يکتا بر شما مبارک

روابط عمومي و بين‌الملل کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
گلبرگ
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون