جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 2234- تاریخ : 1390/03/05 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران-(پنجشنبه)


همراه با خبر

ضرب المثل‌هاي فارسي
من و گرز و ميدان افراسياب


«دختري با روبان سفيد»؛ دنيايي پر از وهم

به ياد مهدي آذريزدي
کودکان با حکايات کتاب‌هاي کهن آشنا مي‌شوند


با بزرگان ادبيات


نغمــــــه


 همراه با خبر 

رمان جديد كرايتون پاييز منتشر مي‌شود

«ميكرو» رمان ناتمام «مايكل كرايتون» توسط «ريچارد پريستون» تكميل و تا پاييز امسال منتشر مي‌شود.به گزارش ايبنا، به نقل از سايت خبري «يو‌ اس اي تودي»، انتشارات «هارپر كالينز» اعلام كرد رمان جديدي از نويسنده‌ «پارك ژوراسيك» را كه با كمك «ريچارد پريستون» نوشته شده است، در ماه نوامبر (آبان) منتشر خواهد كرد. «مايكل كرايتون» نويسنده مشهور كتاب‌هاي علمي ـ تخيلي، سال 2008 بر اثر بيماري سرطان از دنيا رفت. او تا زمان مرگش يك سوم از اين كتاب را كه «ميكرو» نام دارد، نوشته بود. اين رمان درباره‌ يك شركت زيست‌فنآوري است كه در هاوايي قرار دارد. پريستون كه به‌خاطر اثر پرفروشش درباره ويروس ابولا مشهور است، توسط ناشر به عنوان نويسنده‌ ادامه اين اثر انتخاب شد. دست‌نوشته‌ها و تحقيقات كرايتون در اختيار پريستون قرار گرفت و كار نگارش رمان نيمه‌تمام «ميكرو» آغاز شد. ريچارد پريستون درباره اين اثر مي‌گويد: نوشتن براي مايكل كرايتون در اولويت بود. او حس قدرتمندي از ماجراجويي نسبت به جهاني وهم‌آور داشت. جهاني كه ماوراي تصور است. تمام كردن رمان او به عنوان يكي از خلاق‌ترين نويسندگان زمان ما، براي من چالش سختي بود كه با حسي افتخارآميز آن را انجام دادم.

هفتمين بار منتشر شد

«هنري زلزله و پرستار لولو خرخره»«هنري زلزله و پرستار لولو خرخره» از مجموعه «هنري زلزله» توسط انتشارات افق به چاپ هفتم رسيد. اين مجموعه، اثري از «فرانچسكا سايمون» است كه از سال 1994 نگارش آن را براي كودكان آغاز كرده است.به گزارش ايبنا، «هنري زلزله و پرستار لولو خرخره» يكي از كتاب‌هاي مجموعه «هنري زلزله» است كه به‌تازگي توسط انتشارات افق به چاپ هفتم رسيده است. اين كتاب نخستين بار در سال 1387 منتشر شده بود. «هنري زلزله» مجموعه‌اي از «فرانچسكا سايمون» نويسنده آمريكايي است كه همه داستان‌هاي آن پيرامون كودكي بازيگوش به نام «هنري» مي‌گذرد. مانند بسياري از آثاري كه براي كودكان نوشته مي‌شود، «سايمون» نيز در اين مجموعه با زباني طنز «هنري» را در موقعيت‌هاي گوناگون قرار مي‌دهد و از اين رهگذر، غيرمستقيم آموزش‌هايي به مخاطب خود مي‌دهد. غلبه بر ترس، روابط اجتماعي، گذراندن تعطيلات و برخورد با موقعيت‌هاي تازه همچون ورود به مدرسه‌ جديد از جمله موضوعاتي است كه در اين مجموعه با زباني كودكانه و جذاب بيان شده است. «فرانچسكا سايمون» نويسنده اين اثر پس از انتشار نخستين كتاب اين مجموعه در سال 1994 به شهرت رسيد و امروز يكي از نويسندگان مطرح ادبيات كودك و نوجوان محسوب مي‌شود. مجموعه «هنري زلزله» تا كنون به بيش از 20 زبان دنيا ترجمه و منتشر شده است. بر اساس كتاب‌هاي هنري زلزله چندين مجموعه پويانمايي نيز توليد شده است. كتاب «هنري زلزله و آدم‌برفي زشت» از مجموعه «هنري زلزله» در سال 2008 برنده جايزه كتاب سال كودك در انگلستان شده است. «هنري زلزله و تعطيلات پرماجرا»، «هنري زلزله و شپش‌هايش»، «هنري زلزله و ناهار روز عيد»، «هنري زلزله و ماشين زمان»، «هنري زلزله و خانه‌ي اشباح»، «هنري زلزله در جشن تولد»، «هنري زلزله پولدار مي‌شود»، «هنري زلزله و دندان شيري»، و «هنري زلزله و عشق فوتبال» از ديگر عناوين اين مجموعه هستند كه به فارسي ترجمه و منتشر شده‌اند. انتشارات افق اين مجموعه را با ترجمه «مژگان كلهر» و «آتوسا صالحي» منتشر كرده است.


 ضرب المثل‌هاي فارسي
 من و گرز و ميدان افراسياب  

اين ضرب المثل که از حکيم فرزانه فردوسي طوسي است در موردي به کار مي رود که پهلواني را از حريف و هماوردش بترسانند و او را به انصراف و امتناع از مقابله و محاربه با حريف و دشمن توصيه نمايند. پهلوان موصوف چون به نيروي قدرت و توانايي خود اطمينان دارد پوزخندي زده مصلحين خيرانديش را با اين نيم بيتي پاسخ مي دهد. شعر بالا به سادگي تکيه کلام اين و آن نشد بلکه مسبوق به سابقه تاريخي شيرين و عبرت انگيزي است که شرح آن ذيلاً بيايد. به طوري که مي دانيم فردوسي طوسي شاعر حماسه سراي ايران دربار سلطان محمود غزنوي را به علت اينکه نقض عهد کرده بود با خاطري آزرده ترک گفت و به وطن مألوف خويش بازگشت. سالها از اين واقعه گذشت تا سلطان محمود غزنوي لشکر به هندوستان کشيد و در آنجا قلعه اي را محاصره کرد. چون از تسخير قلعه مأيوس شد قاصدي نزد کوتوال قلعه فرستاد و او را به اطاعت و تسليم دعوت کرد. سپس به وزير خود خواجه حسين ميکال (حسنک) گفت:"اگر جواب بر وفق مراد نيايد تدبير چيست؟"

حسنک با اطمينان قاطعانه اين شعر را خواند:

اگر جز بکام من آيد جواب

من و گرز و ميدان افراسياب

سلطان محمود پرسيد:"اين شعر از کيست که در آن روح مردانگي وجود دارد؟"حسنک که باطناً شيعي مذهب و از علاقمندان و طرفداران جدي فردوسي بود و هميشه به دنبال فرصت مي گشت که آب رفته را به جوي باز آرد وقت را مغتنم شمرده جواب داد:"از بيچاره ابوالقاسم فردوسي است که سي سال رنج برده چنان کتابي تمام کرد ولي متأسفانه بر اثر سعايت ساعيان و حاسدان مغضوب و مطرود گرديد." سلطان محمود بي نهايت متأثر شد که چرا چنين شاعر بزرگواري را از خود آزرده و رنجيده خاطر ساخت. در آن موقع چيزي نگفت و چون به غزنين بازگشت فرمان داد دوازده شتر نيل بار کرده به طوس ببرند و ضمن عذرخواهي از ماوقع تحويل فردوسي دهند ولي مع الاسف هنگامي هديه سلطان از دروازه رودبار طبران وارد شد که جنازه فردوسي را از دروازه رزان به گورستان مي بردند.


 «دختري با روبان سفيد»؛ دنيايي پر از وهم 

«دختري با روبان سفيد» نوشته‌ي «مژگان كلهر» يكي از رمان‌هايي است كه انتشارات كانون، به‌تازگي در قالب طرح «رمان نوجوان امروز» منتشر كرده است.

به گزارش ايبنا، «دختري با روبان سفيد» داستان دنيايي پر از وهم است. دنيايي كه در آن عكس‌ها جان مي‌گيرند. آدم‌هايي كه به خاطره‌ها پيوسته‌اند بازمي‌گردند و گذشته را مثل يك فيلم ويدئويي مي‌توان عقب برد و به جلو بازگرداند. شخصيت‌هاي اصلي اين دنياي خيالي، يك دختر بچه، مادرش و پيرزني هستند كه مادر و دختر مونسش هستند.

مژگان كلهر داستان را با به صدا درآمدن زنگ خانه آغاز مي‌كند. نامه‌اي حامل خبري تكان‌دهنده به ساكنان خانه مي‌رسد. اين شروع، اگرچه تكراري است اما نخستين نشانه‌هاي بحران در داستان را در خود دارد و خواننده را كنجكاو مي‌كند تا به خواندن ادامه دهد.

معرفي همه شخصيت‌هاي اصلي درگير در داستان يكي از نقاط مثبتي است كه در شروع رمان «دختري با روبان سفيد» قابل تشخيص است. اما تا فصل چهارم داستان، «پيرزن» چهره‌اي ندارد و مناسباتش با ديگر شخصيت‌هاي ماجرا يعني «شيرين» و «مامان مرضي»(مرضيه) نامشخص است.

«دختري با روبان سفيد» براي نوجوان امروز نوشته شده است اما شخصيت‌هاي اصلي‌اش نوجوان نيستند. شيرين، هشت ساله است و خاطرات احترام از گذشته نيز در دوران كودكي‌اش اتفاق مي‌افتد. نقش دادن به يك شخصيت نوجوان در اين كتاب مي‌توانست خواننده را بيشتر درگير ماجراهاي داستان كند. نكته‌اي كه نويسنده به عمد يا از روي سهو به آن بي‌توجه بوده است.

«دختري با روبان سفيد» پر از كشمكش است. شخصيت‌هاي اصلي با هم درگيرند و همه آنها با شهرداري كه قصد دارد خانه را براي احداث بزرگراه خراب كند، در كشمكش و چشم انتظار بحراني بزرگ هستند كه نزديك است اتفاق بيفتد. اين ويژگي اثر، به خوبي مي‌تواند آن را براي خواننده نوجوان جذاب كند.

شيرين و مادرش به اجبار زندگي در كنار پيرزني تنها به نام «احترام» را پذيرفته‌اند كه نياز به همدم و پرستار دارد. اما شيرين هشت ساله كه چند سالي است پدر را از دست داده، اين نوع زندگي را نمي‌پذيرد و خواهان استقلال و امتيازات زندگي طبيعي است كه بيشتر همسالانش از آن برخوردارند. اين خواسته او را به كشمكش با مامان مرضي مي‌كشاند.

مامان مرضي هم از اين زندگي راضي نيست اما نتوانسته كاري پيدا كند، اجاره كردن خانه براي يك زن تنها برايش مشكلاتي به‌وجود آورده و همين‌ها باعث شده است كه به پرستاري از يك پيرزن و هم‌خانه شدن با او تن دهد. اما مامان مرضي راه‌حلي براي اين مشكل پيدا كرده است. او فكر مي‌كند، ازدواج مجددش مشكلاتشان را كم مي‌كند. راه‌حلي كه چندان به مذاق شيرين خوش نمي‌آيد و كشمكش‌هاي داستان را بيشتر مي‌كند. احترام هم درگيري‌هاي مختصري با مادر و دختر دارد اما كشمكش اصلي او با گذشته است. دوران كودكي احترام پر از اتفاقات به ظاهر ساده‌اي است كه سرنوشت اعضاي خانواده‌اش را تغيير داده. اتفاقاتي كه او مي‌كوشد با بازگشت به گذشته آنها را تصحيح كند.

طرح اصلي داستان واضح است اما گاه غيرقابل باور به نظر مي‌رسد. ويژگي اسرارآميز اتاق مخصوص، عكس‌هايي كه جان مي‌گيرند؛ دنياي كودكي احترام كه او و شيرين را به‌راحتي در خود مي‌پذيرد؛ ظهور ناگهاني «سيم‌زار بانو» و پنهان ماندن شگفت‌آور «اسفنديار» از جمله مواردي است كه خواننده مجبور است بي‌هيچ توضيحي بپذيرد. «دختري با روبان سفيد» از فضاسازي قدرتمندي برخوردار است. توصيف فضا، آمد و شد و آدم‌ها در صحنه داستان و حتي جزئيات پوشش شخصيت‌ها به خواننده كمك مي‌كند ارتباط موثري با داستان برقرار كند و به‌راحتي داستان را در ذهنش مجسم كند.

مژگان كلهر در شخصيت‌پردازي اين اثر هم موفق بوده است. شيرين، مامان مرضي، احترام و «سيم‌زار بانو» خصوصيت‌ مشترك زنان نسل خود را به نمايش مي‌گذارند. يكي ديگر از نكات مورد توجه در اثر، گفت‌وگوهاي رد و بدل شده بين شخصيت‌هاي اصلي داستان است. نويسنده به خوبي توانسته است بار بخش عمده‌اي از داستان را بر دوش مكالمات روزمره بگذارد و با ظرافت اطلاعات مورد نياز خواننده را در اين قالب ارائه دهد. اما نكته‌اي كه از ديد نويسنده و ويراستار اثر پنهان مانده، توجه به لحن گفت‌وگوها است. لحن صحبت شخصيت‌هاي اصلي داستان از يك‌دستي لازم برخوردار نيست و گاه عاميانه و گاه كتابي مي‌شود.

پايان‌بندي «دختري با روبان سفيد» زيبا و شاعرانه اما تا حدودي شتاب‌زده است.

چيزي نمانده كه خانه بر سر ساكنان آن خراب شود. اما سفر شيرين و احترام به گذشته مشكلات را ساده مي‌كند. شيرين از گذشته احترام عبرت مي‌گيرد، به مشكلات زندگي‌اش منطقي نگاه مي‌كند و سعي مي‌كند اشتباهاتش را قبل از آنكه دير شود، جبران كند. احترام بخشي از گذشته‌اش را اصلاح مي‌كند و ناگهان سيم‌زار بانو سر مي‌رسد. نماينده‌اي از طرف برادر احترام كه حتي در پايان داستان هم چهره‌اي نمي‌يابد.

مشكلات به طرز معجزه‌آسايي حل مي‌شود. احترام به باغ پدري‌اش بازمي‌گردد، جايي كه در كودكي از آن رانده شده است. يادگاري از خانواده كه برادر آن را حفظ كرده اما به دلايلي كه بر خواننده روشن نمي‌شود وجود آن را از احترام مخفي كرده است. شيرين هم در پايان، ازدواج مادر را مي‌پذيرد و بعد هر دو راهي خانه مادربزرگ مي‌شوند. خانه‌اي در ايستگاه متروي «اتمسفر»!


 به ياد مهدي آذريزدي
 کودکان با حکايات کتاب‌هاي کهن آشنا مي‌شوند 

کتاب‌خانه‌ي قائم(عج) فرهنگ‌سراي خاتم برنامه‌هاي متعدد ادبي و کتاب‌خواني ويژه‌اي اجرا مي‌کند که يکي از اصلي‌ترين آن‌ها براي آشنايي کودکان و نوجوانان با داستان‌هاي کهن ايراني به ياد مهدي آذريزدي برگزار مي‌شود.

ايبنا نوجوان: مهدي کاظمي مسوول کتاب‌خانه‌ي قائم (عج) گفت: يکي از برنامه‌هاي اين کتاب‌خانه «حکاياتي نو از کتاب‌هاي کهن» نام دارد که در ماه جاري برگزار خواهد شد.

او ادامه داد: در اين برنامه، داستان‌هاي کهن از کتاب‌هايي چون کليله و دمنه و داستان‌هاي مولوي توسط «پروين پناهي»، قصه‌گو با زبان امروزي براي کودکان و نوجوانان خوانده مي‌شود و سپس کارشناس برنامه از بچه‌ها مي‌خواهد برداشت‌هاي ذهني خود را از داستان نقاشي کنند.کاظمي درباره‌ي اين برنامه گفت: ثبت‌نام براي شركت در برنامه‌ي «حکاياتي نو از کتاب‌هاي کهن» هر روز از ساعت 9 تا 17 ويژه‌ي کودکان زير 8 سال و به‌طور رايگان در کتاب‌خانه‌ي قائم(عج) فرهنگ‌سراي خاتم برگزار مي‌شود.

مسوول کتاب‌خانه‌ي قائم، همچنين گفت: در پايان هر جلسه، هديه‌اي به رسم يادبود به تمام شرکت‌کنندگان داده خواهد شد.او، ديگر برنامه‌هاي اين فصل کتاب‌خانه را اين‌گونه معرفي کرد: «باشکوه‌ترين آغاز» از ديگر برنامه‌هاي ماست که در آن به کودکان و نوجوانان زير 15 سال که به‌تازگي به عضويت کتاب‌خانه درمي‌آيند دو کتاب هديه مي‌دهيم تا آن‌ها به حضور مستمر در کتاب‌خانه و کتاب خواندن تشويق شوند. کاظمي افزود: همچنين برنامه ديگري به نام «پيک امين» داريم که در آن کيف‌هاي مطالعه که حاوي شش کتاب است در نظر گرفته‌ايم و در اختيار اعضا قرار مي‌دهيم. از آنجا که در حالت عادي، هر عضو هربار مي‌تواند دو کتاب به امانت بگيرد، با اجراي اين طرح هر فرد مي‌تواند شش کتاب با تنوع بيش‌تر در اختيار داشته باشد که نياز خودش و اعضاي خانواده‌اش هم مي‌تواند تامين کند. مسوول کتاب‌خانه‌ي قائم(عج) از طرح ثبت‌نام رايگان در فصل تابستان خبر داد و گفت: در نظر داريم در ماه‌هاي آينده از کودکان بي‌سرپرست و ايتام، رايگان در کتاب‌خانه ثبت‌نام کنيم.

علاقه‌مندان براي شرکت در اين برنامه‌ها به کتاب‌خانه‌ي قائم(عج) به نشاني يافت‌آباد، بلوار معلم، پارک قائم، مراجعه کنند.


 با بزرگان ادبيات 

دانايي و ناداني

آدم دانا هر قدمي که بر مي دارد، جاي قدم ديگرش نمايان و روشن خواهد شد.

حجازي

اگر چيزي را مي داني بايد بداني که آن را مي داني و اگر چيزي را نمي داني بايد بداني که آن را نمي داني، دانستن حقيقي همين است و بس.

کنفوسيوس

به دنيا نيامدن بهتر از تعليم نيافتن و نادان ماندن است.زيرا جهالت ريشه همه بدبختي هاست.

افلاطون

بي اطلاعي از ناداني خود، دردي است که نادان ها به آن گرفتارند.

الکوت

دانايي عمده انسان در اين نهفته است که به حماقت هاي خود پي ببرد.

لارشفوکولد

دانا ستيزه نمي کند.

مهاويرا

روزي که بشر کاملا به ناداني خود پي برد موفقيت عظيمي را دريافته است، زيرا علم در اين دنيا جز پي بردن به ناداني ها چيز ديگري نيست.

مترلينگ

غالبا از ناداني وحشتي نداريم. از اينکه ما را نادان بدانند مي‌ترسيم.

محمد حجازي

ما که هنوز خود را نشناخته ايم چرا ادعا مي کنيم که ديگران را مي شناسيم؟

حجازي

ما نادان هستيم و شايد تا ابد اين ناداني باقي بماند، ولي متدرجا چيزهايي مي آموزيم که به ما نشان مي دهد که حقيقتا نادانيم.

مترلينگ

ما به واقعيت عادت کرده ايم که بشر هر آنچه را که نمي فهمد و درک نمي کند، استهزاء نموده و به تمسخر مي گيرد.

اريک فون

من جز يک چيز، چيزي نمي دانم و آن اين است که هيچ نمي دانم.

سقراط

ناداني خطرناک ترين امراض و مولد ساير بيماري هاست.

بوسوله

نداني و نداني که نداني و نخواهي که بداني که نداني

شيخ ابي سعيد

نادانان پيوسته از گذشته لاف مي زنند و خردمندان در انديشه حالند و ديوانگان سخن آينده را بر زبان مي آورند.

ناپلئون

يک فرق بزرگ بين دانا و نادان آن است که دانا فقط طالب چيزي است که حصولش امکان پذير مي باشد ولي نادان هوس داشتن چيزهايي مي کند که حصولش امکان ناپذير است.

دموکريت

هنگامي رستگاري که دانايي را دوست خود و ناداني را دشمن خود بشماري.

سعيد نفيسي

برگرفته از کتاب رهنمون/به کوشش غلامحسين ذوالفقاري


 نغمــــــه 

مـــهر خـوبان

علامه طباطبايي

مـهر خوبان دل و دين از همه بـي پروا برد

رخ شـطرنج نبرد آنـچه رخ زيبا بـرد

تو مپندار که مجنون سَرِ خود مجنون گـشت

از سمک تا به سماکش کِشش ليـلي بــرد

من به سـرچشمه خورشيد نه خود بـردم راه

ذره اي بـودم و مهر تو مـرا بالا برد

من خسي بي ســر و پايم که به سيل افـتادم

او که مـي رفــت مرا هم به دل دريا بـرد

جام صهبا ز کــجا بـود؟ مگر دسـت که بود

که به يک جلوه دل و دين ز همه يک جا برد

خم ابـروي تو بود و کــف ميــنوي تو بود

که دريـن بزم بـگرديد و دل شيدا بـرد

خودت آموختي ام مهر و خودت سوختي ام

با برافروخته رويي که قرار از ما بـرد

همه ياران به سـر راه تو بوديم ولـي

غـم روي تو مرا ديد و ز مـن يـغما برد

همه دل باخته بوديم و پريشان که غمت

همه را پشت سر انداخت مرا تنـها برد


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدزسه
ادبيات و نوجوان
كانون