جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1859- تاریخ : 1388/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (چهارشنبه)


شرح بر عکس!


هيچکس زبانش را نمي فهمد !


شعر طنز


بعضي ها مي گويند


 شرح بر عکس!  

صمد مرفاوي: ببينيد بچه ها اين جوري که من مي گم ضرب بگيريد و آواز بخونيد!


  هيچکس زبانش را نمي فهمد ! 

نظرات جمعي از دانشجويان ساکن در يک خوابگاه دانشجويي در مورد سوسک :
دانشجوي حقوق : با اينکه هميشه شاهد اعمال دانشجويان است ولي هيچوقت و در هيچ دادگاهي عليه آنان شهادت نمي دهد !
دانشجوي جغرافيا : مکان ، آب و هوا و شرايط محيطي در او تاثيري ندارد چون او همه جا هست !
دانشجوي مهندسي : شجاعتش برايم قابل تحسين است چون ماکت هر پل يا ساختماني را که مي سازم بدون توجه به احتمال تخريب آن ، به رويش مي رود و افتتاحش مي کند !
دانشجوي پزشکي : تنها موجودي است که از تيغ تشريح من هراسي ندارد و به طرفم مي آيد تا با فدا کردن جانش موجب پيشرفت علم پزشکي شود !
دانشجوي مديريت : با آن جثه کوچک ، آنچنان خانواده پر جمعيتش را مديريت و اداره مي کند که انگار مدير بودن بايد در خون هر کس باشد و درس خواندن بي فايده است !
دانشجوي زبان و ادبيات فارسي : او هيچوقت حرفي نمي زند ولي با سکوتش هزاران حرف را به من مي آموزد !
دانشجوي روانشناسي : درون گرا ، خجالتي ، کم حرف ، يک شخصيت منحصر به فرد !
دانشجوي علوم سياسي : به هيچ دسته و گروهي وابسته نيست ، تک و تنها براي هدفش تلاش مي کند !
دانشجوي برق : وقتي روشنايي و خاموشي در نحوه حرکت او بي تاثير است من را متوجه نيرويي فراتر از برق مي کند !
دانشجوي کامپيوتر : مغز کوچک او با آن همه ذخاير اطلاعاتي بسيار پيشرفته تر از فلش 32 گيگ است !
دانشجوي فيزيک هسته اي : زندگي در خوابگاه حق مسلم اوست !
دانشجوي تربيت بدني : آنقدر عضلاتش نيرومند است که مي تواند از ديوار راست هم بالا برود !
دانشجوي زبان شناسي : هيچکس زبانش را نمي فهمد !
دانشجوي علوم تربيتي : شيوه تربيتي او در تعليم فرزندان بي شمارش برايم قابل احترام است چرا که تمام آن فرزندان بي چون و چرا ادامه دهنده راه او مي باشند !
دانشجوي  زمين شناسي : کاش مي توانستم به مانند او به اعماق زمين بروم و نديدني ها را ببينم !
دانشجوي زبان انگليسي : silent always is It !
دانشجوي تاريخ : گذشت اعصار و قرون نتوانسته هيچ تاثيري در ظاهر و عقايد و شيوه زندگي او بگذارد !
دانشجوي فلسفه : هميشه فلسفه وجودي او برايم سوال بوده ولي مطمئنم که درپس خلقتش هدفي والا نهفته است !
دانشجوي هنر : هيچوقت منتظر نمي شود تا بتوانم پرتره اش را تمام کنم !
دانشجوي مکانيک : با الهام از او توانستم خودرويي بسازم که هم در آب و خشکي حرکت کند و هم بتواند از سطوح صاف و صيقلي بالا برود !
دانشجوي آمار : بدون شک از يک روش آماري قوي براي محاسبه تعداد فرزندانش بهره مي برد !
دانشجوي اخلاق : آنقدر با مرام و پايبند به اخلاقيات است که تا به حال نگذاشته هيچکس اشک او را ببيند حتي زمانيکه فرزندش را جلوي چشمانش له مي کنند !
دانشجوي علوم ارتباطات : تا او هست ، هيچکس تنها نيست !

آنگاه که ژنرال و ارتشش در زير گام هاي قلم له مي شوند !
 در بيانيه شديد اللحن مايلي کهن عليه قلعه نويي ، مقصود مايلي کهن از ( آدم کوتوله ) چه کسي بوده است ؟!
الف ) جو دالتون
ذال ) خاله ريزه
شين ) يکي از هفت کوتوله
قا ) تام بند انگشتي
لام ) ممول
نون ) امير قلعه نويي
محمد مايلي کهن به امير قلعه نويي توصيه کرده که دست از چه کارهايي بردارد ؟!
الف ) زنگ زدن در خانه مردم و فرار کردن
ذال ) تف و فين کردن کنار خيابان
شين ) جر زدن موقع منچ بازي
قاف ) خنديدن به کله کچل برخي از اعضاي فدراسيون
لام ) تقليد صداي عادل فردوسي پور
نون ) نوچه بازي و نوچه پروري
 -  نظر مايلي کهن در خصوص مدرک تحصيلي قلعه نويي چه مي باشد ؟!
الف ) مدرکش را از همان جايي گرفته که کردان گرفته بوده
ذال ) در کلاس اول دبستان 5 تا تجديد آورده
شين ) مدرکش مال دانشگاه غيرانتفاعي شبانه چلغوز آباد سفلي مي باشد
قاف ) هنوز فوتبال را فوطبال مي نويسد و شوتبال تلفظ مي کند
لام ) مدرکش فقط به درد امانت دادن به کلوپ و کرايه سي دي مي خورد
نون ) فاقد مدرک تحصيلي براي گروهبان شدن بوده
 - در بيانيه مذکور ، امير قلعه نويي و نزديکانش به چه شخصيت مشهوري تشبيه شده اند ؟!
الف ) يوگي و دوستانش
ذال ) ناصرالدين شاه قاجار و همسرانش
شين ) اسامه بن لادن و گروه القاعده
قاف ) لينچان و گروه ليان شانپو
لام ) محمد خرداديان و گروه حرکات موزون اش
نون ) شعبان بي مخ و نوچه هايش
 -  مايلي کهن در بيانيه اش نوچه هاي قلعه نويي را چه ناميده است ؟!
الف ) گنده لوبيا
ذال ) گنده نخود
شين ) گنده عدس
قاف ) گنده ماش
لام ) گنده لپه
نون ) گنده باقالي
 -  به گفته مايلي کهن ، قلعه نويي و نوچه هايش با الفاظ و اقدامات خود قصد داشتند چه چيزي را پنهان کنند ؟!
الف ) سوراخ جورابشان را
ذال ) فيلم بدون سانسور و غير اخلاقي داخل کيفشان را
شين ) ميراث فرهنگي کشور را
قاف ) فرمول پخت کله پاچه شترمرغ را
 لام ) اسامه بن لادن را
نون ) ضعف هاي فني خود را
 -  از نظر مايلي کهن ، قلعه نويي چه چيزي را يدک مي کشد ؟!
الف ) کشتي تايتانيک را
ذال ) تريلي هيجده چرخ اکبر آقا را
شين ) زانتياي سيمين جون را
قاف ) موتور هنداي جواد پش کفتري را
لام ) گاري اسبي غلام نون خشکي را
نون ) لقب ژنرال را
 -  به نظر محمد مايلي کهن ، پهناي درس و پيامي که گل دقيقه نود سايپا به همراه خود داشت به چه ميزان بوده است ؟!
الف ) به پهناي باند فرودگاه مهرآباد
ذال ) به پهناي باند خطوط اينترنت در ايران
شين ) به پهناي حسين رضازاده
قاف ) به پهناي لاستيک اسپرت سوناتاي داداشش
لام ) به پهناي هواپيماهاي پهن پيکر منوچهر منطقي
نون ) به پهناي ايران عزيز
توضيح : گزينه هاي الف ، ذال ، شين ، قاف و لام  در کليه سوالات فقط جنبه تزييني دارند !


 شعر طنز 

بگو

ناشر المصلحه را ديدم واورا گفتمي ، طنز چگونه بگويم که قابل الچاپ همي باشد . گفت: 
 طنز را شکل جوک دبش و نمکدار بگو  
از همين دور و بر و کوچه و بازار بگو

چيز هايي که  لزوما به  کسي  برنخورد
ازلگن يا مثلا از کش شلوار بگو

بيخودي دور و بر اهل سياست  نپلک
کمتر از اين طرف و آن طرف اخبار بگو

چيز ايهام برانگيز و دو پلهو ننويس
مثل اين داش قلي، يکسره ليچار بگو

اين همه  سوزه ي بي درد سرو و عالي و مشت
از سر تاس همين جاسم عطار بگو

از بز مش رجب آقا که به او شاخ زده
يا که از جفتک خربر دل معمار بگو

يک نظر اين شکم اوس تقي را تو ببين
پس در آن باره سخن هاي شکربار بگو

از نوک لنگه ي  جوراب که سوراخ شده
يا که از خشتک صد پاره ي گچکار بگو

ازهمان مرد که  که مي رفت به يک گوشه ي دنج
بعدش از ترشدن گوشه ي ديوار بگو

مايه بگذار کمي ازخود و از اهل و عيال
از لپ گوشتي و بيني دلدار بگو

از زن وعشق عميقش  به تماس  و تلفن
يا که از سوختن  شله قلمکار بگو

بر لب جوي نشين و گذر موش ببين
با سر انگشت، شمارش کن و آمار بگو
 
بازي اشکنک دارد

ژاله با آن نگاه غمگينش
شکوه از بخت و از فلک دارد

گونه هايش کبود و خون آلود
جاي يک مشت  روي فک دارد

ژاله  مي گويد اوس علي آقا
عشق فحاشي و کتک دارد

کج خيال و عبوس و بدخلق است
اوبه هرچيز و هرکه شک دارد

 بيخودي  هي بهانه مي گيرد
که چرا چهره ات بزک دارد

پرده رفته است پس چرا آنور
شيشه آخر چرا ترک دارد

اين غذا پس چرا ندارد طعم
آن چرا يک دو من نمک دارد

استکان را مگر نمي شوري؟
پس چرا هرکجاش لک دارد

روز و شب مي زند مرا مادر
گفته باشم که کم کمک دارد....!

مادرش بي خيال مي گويد
دخترم بازي اشکنک دارد

ژاله مي گويد اينکه بازي نيست
چون فقط سر شکستنک دارد
 
گرفته است

احساس  مي کنم که هوا غم گرفته است
انگار قلب پنجره ها هم گرفته است

دلخور نشو اگر که صدايت نمي کنم
بغضي غريب، راه گلويم گرفته است

شد خيس خيس گونه و ريشم ، نگاه کن
باران ابر چشم ، چه نم نم گرفته است!

خيلي  دلم براي خودم شورمي زند
امروز هم مرا غم عالم گرفته است

 شوخي نکن که حال من اصلا رديف نيست
قلبم نه چون هميشه  که محکم گرفته است

بيزارم از اداره  از آن پوشه موشه ها
از زندگي که رنگ جهنم گرفته است

پست رياستي که برايم عزيز بود
همکار ديگري خوش و خرم گرفته است

گفتند که  بموجب ابلاغ  صادره
جاي مرا جناب مفخم گرفته است


 بعضي ها مي گويند 

قدرت

بعضي ها مي گويند: استقلال به زحمت مساوي کرد
برخي مي گويند: واقعا حقش نبود!

بعضي ها مي گويند: رحمتي دروازه بان خوبي است
برخي مي گويند:واقعا همين طور است که مي گوييد!

بعضي ها مي گويند: علي دايي پرسپوليس را سوم مي کند
برخي مي گويند: مگر قرار است چندم کند!

بعضي ها مي گويند: رضا عنايتي درگير حاشيه شده
برخي مي گويند: خب نشود ما چه کار کنيم!

بعضي ها مي گويند: علي کريمي چرا ديگر گل نمي زند
برخي مي گويند: لابد دوست ندارد بزند!

بعضي ها مي گويند: مهدي مهدوي کيا هنوز هم بهترين است
برخي م يگويند: مگر کسي گفته که بهترين نيست!

بعضي ها مي گويند: کريم باقري مصدوم شده يا پولش را مي خواهد؟
برخي مي گويند: ما توي اين چند سال متوجه نشديم که مسئله کريم چه چيزيست!

بعضي ها مي گويند: رحمان برگشت
برخي مي گويند: خب برگردد!

بعضي ها مي گويند: چه خبر از رحمتي
برخي مي گويند: دارد همين جور توپ ها را مي گيرد!

بعضي ها مي گويند: کرانچار هنوز هم دلش با قرمزهاست
برخي مي گويند: خب برگردد!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون