جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 1859- تاریخ : 1388/10/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران - (چهارشنبه)


گنده تر از دروغ


ما ايرانيان چقدر شاديم؟

اما خبر
تماشاي تلويزيون خطر مرگ را افزايش مي دهد


داستان هاي کوتاه


ابداع درماني رايانه اي براي کنترل اختلال کاستي توجه در کودکان

متخصص اعصاب و روان:
ميزان ابتلا به افسردگي در زنان، دو برابر مردان است


 گنده تر از دروغ 

    از اين تيم مي روم به يک تيم ديگر
واعظ آشتياني از تيم استقلال نقل مکان کرده و رفت به تيم پرسپوليس.از ما نشنيده بگيريد اما گفته  مي شود در برنامه نود اين هفته وقتي که واعظ آشتياني از زبان فردوسي پور فهميد که ديگر او را نمي خواهند تصميم گرفت از اين تيم استقلال رفته و در تيم پرسپوليس بازي بکند.
در هر صورت اين جوري مي گويند و ما هم بيشتر از اين نمي دانيم!


  ما ايرانيان چقدر شاديم؟ 

در روانشناسي شادي شاخصه هاي نشاط در جامعه به خود افراد و نوع نگرش آنها بازمي گردد. در ميان اين افراد آنهايي که باور هاي منطقي تر و بهتري دارند آدم هاي شادتري هستند.
 آنهايي که از قضاوت هاي مردم رها هستند با نشاط  تر هستند و آنهايي که روابط سالمتر و پايدارتري با ديگران برقرار مي کنند نيز افراد خوشحالتري هستند.
از اين رو هيچ گاه در باره احساساتمان سخني به ميان نمي آوريم. اگر احساسمان در مورد کسي منفي است و از کسي دلگير هستيم به خاطر اينکه او از دست ما دلخور نشود از گفتن حرفمان خودداري مي کنيم، چرا که در فرهنگ ما نگاه و تاييد مردم در روابط و زندگي هايمان بسيار مهم و موثر است. اين مسائل باعث بروز حالتي مي شود که نشاط را از انسان ها و جامعه و روابط اجتماعي مي گيرد.»
وي ادامه مي دهد: «اگر محور زندگي بر تاييد طلبي ديگران باشد و اينگونه عمل کنيم که همگان را از خودمان راضي نگه داريم و همگان برايمان هورا بکشند راه را به خطا رفته و نشاط را از زندگي خودمان و اطرافيانمان خواهيم گرفت. از سوي ديگر اين امر هيچ گاه شدني نيست، تلاش بيهوده اي انجام داده ايم و آسيب جدي به خود رسانده ايم.»

خودشيفتگي; عامل دورافتادگي از اهداف و از دست دادن نشاط
دکتر بهرامي ديگر شاخصه را توقع غيرواقع بينانه از خود دانسته و معتقد است: «يکي ديگر از وجوهي که براي رسيدن به نشاط لازم و ضروري به نظر مي رسد نوعي کمالگرايي در فرهنگ عامه مردم جامعه ما ديده مي شود.  ما فکر مي کنيم آنقدر تيزهوش ، خوش فکر و کارآمد هستيم که با کمترين فعاليتي قادر هستيم تا به آرزوها و دستاوردهاي بزرگي برسيم. اگر مردم جامعه خودمان را با جوامع ديگر مانند ژاپن و يا ديگر کشورهايي که فرهنگ درست کار دارند، مقايسه کنيد، متوجه خواهيد شد که منظور سخن من چيست. بازده کارايي مفيد در کشور ما از 8 ساعت نيم ساعت است.
از سوي ديگر به شدت افراد جامعه ما خودشيفته  هستند. به همين خاطر مي انديشيم با حداقل و کمترين کار آن هم نيم ساعت در روز مي توانيم بالا ترين دستاورد را داشته باشيم. از آنجايي که در عمل آنگونه نمي شود ، افسرده مي شويم و نشاطمان را از دست مي دهيم. همه اين مسائل نيز از آنجا ناشي مي شود که غيرواقع بينانه از خودمان متوقع هستيم. اين ذهنيت باعث مي شود که در کارمان بهره وري خوبي نيز نداشته باشيم و در نهايت جداي از از دست دادن نشاط اجتماعي و عمومي دچار يک عقب ماندگي از مسير زندگي و دور تر شدن از اهداف زندگيمان نيز خواهيم شد.»

مثبت انديشي
«مثبت انديشي» ديگر عامل مهم رسيدن به نشاط فردي و اجتماعي افراد است. دکتر بهرامي با بيان اين شاخصه عنوان مي دارد که اين شاخصه در کشور ما وجود دارد. وي مي گويد: «يکي ديگر از آيتم هاي نشاط مثبت انديشي است. اينکه هيچ گاه بخش خالي ليوان را نبينيم. البته اين حالت در مردم جامعه ما وجود دارد. زيرا مردم جامعه ما آدم هاي اميدواري هستند. نگرش مثبتي به زندگي دارند و سختي ها را نيز با اميد پشت سر مي گذارند و نسبت به آن سازگاري خوبي دارند. اين خصوصيت منفي بين نبودن و بدخواه ديگري نبودن شامل مجموع آدم هاي جامعه ما مي شود; اين سخن به آن معنا نيست که نوادر و استثناهايي وجود ندارد.»

سنتي غلط و افراطي به نام «کنترل هيجانات دروني»
«کنترل هيجانات دروني» ديگر اصل رسيدن به يک جامعه شاد و بانشاط است. دکتر بهرامي در اين خصوص خاطرنشان مي کند: «يکي از عوامل نشاط اهميت دادن به اين اصل است که مردم در نشان دادن هيجاناتشان نيز آزاد عمل کنند. اين هيجانات هم در شادي و هم در نشان دادن اندوه و غم بايد يکسان صورت گيرد. اما در اين خصوص به خاطر وجود حساسيت ها و نگرش هاي غلطي که به مرور زمان ايجاد شده مردم تلاش مي کنند تا اين هيجانات را کنترل کنند.
امروزه کنترل اين هيجانات در جامعه ما بيشتر از جوامع ديگر دنيا وجود دارد. مردم ما کمتر زماني را براي خوشحال بودن و مغتنم شمردن لحضات خوش صرف مي کنند. اين حالت غلط را از کودکي به کودکانمان هم تلقين مي کنيم. چندي پيش در اتاق فکر گروه کودک نيز عنوان داشتم زماني که کودکان دوساله در خانواده هاي شان  با شادي و نشاط در کنار يکديگر بازي مي کنند را در برنامه هاي کودک جداي از هم مي نشانيد. متاسفانه به خاطر فضاسازي هاي افراطي در فرهنگ و سنت هايمان هر آنچه به ذات شيرين و نشاط آور است را تلخ و سرد و بي روح کرده ايم.
شايان ذکر است که اعتقادات و باور هاي ديني ما عامل سردي و رخت بربستن شادي ها نيستند بلکه اين سنت هاي غلطي هستند که بر باورهاي ديني سايه افکنده اند. در کل بايد گفت آن چيزهايي که نشاط اجتماعي را به همراه مي آورد داشتن نگرش مثبت، واقع بيني و نداشتن کمال گرايي و خودشيفتگي و شناسايي و حذف باور هاي غلط فرهنگي و اجتماعي است. با مواردي که ذکر شد مردمان ما مردمان بانشاطي نيستند. از اين روست که به خاطر آنکه سعي مي کنيم هيجاناتمان را کنترل کنيم در مواردي شاهد تظاهراتي دور از ذهن و افراطي از هيجاناتي مانند شادي و غم هستيم.»
وي ادامه مي دهد: «بايد بپذيريم که هر هيجاني در جاي خودش مغتنم و ارزشمند است. ابراز محبت کردن هيجاني است که نبايد سد آن شد. همين کنترل ها باعث مي شود که زن و شوهري، پسر و پدر و ديگر اعضاي خانواده نتوانند محبت نسبت به يکديگر را ابراز کنند. در فرهنگ ما دوست داشتن و ابراز آن آموزش داده نمي شود.»

جوانان امروز جامعه، تنهايي را حس مي کنند
دکتر بهرامي در پاسخ به اين سوال که «با وجود اين احوال علت اينکه در جوامع ديگر بيش از جامعه ما آمار خودکشي و تنهايي و افسردي بالاست، اما مي توان آنها را جوامع بانشاطي دانست؟» عنوان مي دارد: «البته هيچ گاه در جامعه ما آمار دقيقي از خودکشي و بيماري هاي روحي و رواني داده نمي شود. اما از آنجايي که مردم جامعه ما اهل حمايت از يکديگر هستند و تلاش مي کنند تا گروهي مشکل يکديگر را حل کنند از اين رو آدم هايي که در جامعه ما زندگي مي کنند کمتر احساس تنهايي مي کنند. اما در ديگر جوامع آدم ها به معناي کامل کلمه تنها هستند. آنها به خاطر همين رنج تنهايي افسرده مي شوند. روحيه همدردي در جامعه ايراني از آموزه هاي ديني نشات مي گيرد. زيرا در دين ما سفارش به باهم بودن و جويا بودن از حال همسايه شده است. يکي از عوامل افسردگي عامل تنهايي است که در کشور ما نيز وجود دارد.»
دکتر بهرامي در خاتمه متذکر مي شود: «اين نکته را نيز بايد متذکر شد که جوانان امروز جامعه ما ديگر مانند نسل پيشين نيستند. زيرا آنها به شدت دچار تنهايي هستند. جوانان امروز از نبود عاطفه رنج مي برند. از اين رو اميدوارم که نسل آينده جامعه ما به سرانجامي مانند جوامع ديگر که به آن اشاره کرديد، نشوند. البته جوامع ديگرهم برخي از آيتم ها و بخش هاي نشاط را ندارند اما بيشترين بخش ها و دلايل وجود نشاط را دارند. از اين رو مي توان گفت که آنها جوامع بانشاط تري هستند.»


 اما خبر
  تماشاي تلويزيون خطر مرگ را افزايش مي دهد  

دانشمندان اعلام کردند خطر مرگ در اثر بيماري هاي قلبي در افرادي که به زياد نشستن در برابر تلويزيون عادت دارند، روزانه يک پنجم ساعات صرف شده براي تماشاي تلويزيون افزايش پيدا مي کند.
به گزارش  مهر، هر نوع رفتار بدون تحرک از جمله رانندگي و کارکردن با رايانه نيز مي تواند خطرات جدي را براي سلامتي افراد به وجود آورد محققان موسسه قلب و ديابت بيکر طي مطالعه اي جديد دريافتند افرادي که بيش از چهار ساعت از روز خود را به نشستن در برابر تلويزيون مي گذرانند، نسبت به افرادي که کمتر از دو ساعت از روز خود را به تلويزيون نگاه کردن مي گذرانند، 80 درصد بيشتر در معرض مرگ در اثر بيماري هاي قلبي عروقي خواهند بود.
محققان با دنبال کردن شيوه زندگي 8 هزار و 800 نفر طي هفت سال گذشته دريافتند احتمال مرگ اين افراد در اثر ابتلا به سرطان نيز نسبت به ديگران بسيار بيشتر است اين در حالي است که تخمينها نشان مي دهد در کشوري مانند انگلستان افراد به صورت تقريبي سه ساعت از زمان خود را صرف نگاه کردن تلويزيون مي کنند.
به گفته "ديويد دانستن" رهبر اين پروژه فعاليتهاي بسياري از افراد در طول روز به جا به جا شدن از يک صندلي به صندلي ديگر، سوار شدن در خودرو و يا نشستن در برابر تلويزيون خلاصه مي شود و حتي اگر فرد از وزن مناسب و سلامت کامل نيز برخوردار باشد، نشستن در بلند مدت تاثيرات خطرناکي را بر روي چربي هاي خون و قند بدن خواهد گذاشت.
براي اثبات اين گفته محققان کلسترول و قند خون افراد مورد مطالعه را به همراه ميزان ساعتي که آنها به تماشاکردن برنامه هاي تلويزيوني مي گذرانند، مورد بررسي قرار دادند طي هفت سال پيگيري 87 نفر از اين افراد در اثر بيماري هاي قلبي عروقي و 125 نفر در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند.
بر اساس گزارش تلگراف، با توجه به نتايج اين تحقيقات هفت ساله محققان به عنوان هشداري جدي اعلام کردند افراد مختلف بايد هر چه زودتر از نشستنهاي طولاني مدت در برابر تلويزيون خودداري کنند تا به اين شکل از ميزان احتمال ابتلاي آنها به بيماري هاي عنوان شده کاهش پيدا کند.


 داستان هاي کوتاه  

 جنگل
آتشي در جنگل افتاده بود که نگو و نپرس. اين آتش تمام عمق جنگل را سوزانده بود و نمي گذاشت براي خودش سرسبزي گذشته را داشته باشد. آتش بد جوري زبانه مي کشيد و انتقام اين همه سال سکوت را از جنگل مي گرفت. آتش خيلي دلش مي خواست که در همه اين سال ها حتي براي يک ثانيه در جنگل بسوزد و بسازد اما هيچ کس به او اين اجازه را نمي داد و همه به او مي گفتند: توي جنگل نمي تواني و نبايد روشن بشوي اين بهترين کاري است که مي تواني انجام بدهي.
آتش در همه  اين سالها چيزي به جنگل و جنگل بان نمي گفت اما هميشه هم دلش                           مي خواست که به حرف کسي گوش نکند و در جنگل روشن بشود. امروزکه جنگل بان نبود به کمک يک کودک به قول جنگل بان بي فکر توي جنگل روشن شد. روشن شد و تا جايي که               مي توانست درخت هاي جنگل را سوزاند. جنگل بان اما به کمک آتشنشاني هاي منطقه اجازه بيشتر سوزاندن جنگل را به او ندادند!


  ابداع درماني رايانه اي براي کنترل اختلال کاستي توجه در کودکان  

دانشمندان قصد دارند از سيستم رايانه اي جديد کنترل فکري براي کاهش ميزان علائم اختلال کم توجهي بيش فعالي در کودکان استفاده کنند.
به گزارش  مهر، محققان در دانشگاه هرتفورد شاير بر روي تاثير استراتژي آموزشي که مي تواند امواج مغزي را در حين آموزش رديابي کند در ميان 10 کودک مبتلا به بيش فعالي مطالعه کرده و طي اين مطالعه از سيستمي به نام Attention Play به مدت سه بار در هفته براي 21 هفته استفاده کردند.طي آزمايشي که با کمک اين سيستم اجرا شد کودکان در حالي که کلاهي مشابه کلاه دوچرخه سواري به سر داشتند، يک بازي رايانه اي سرگرم کننده را اجرا مي کردند. اين کلاه فعاليتهاي مغزي کودکان را در قالب امواج EEG که با توجه در ارتباط است، ثبت مي کرد. تا زماني که کودکان بر روي فعاليت خود متمرکز بودند مي توانستند بازي ها را کنترل کنند اما زماني که تمرکز آنها کاسته شده و يا خللي در آن به وجود مي آمد، بازي متوقف مي شد.محققان در پايان اين مطالعه دريافتند ميزان رفتارهاي انگيزشي کودکان نسبت به گروه کودکاني که از اين سيستم بازي استفاده نکرده بودند، کاهش پيدا کرده است که به گفته آنها اين عدم کنترل بر روي انگيزه مي تواند منجر به انجام فعاليتهاي غير عادي در کودکان مبتلا به کاستي توجهي بيش فعالي شود.محققان قصد دارند از چنين سيستمي براي کنترل علائم اين بيماري استفاده کنند و اين گونه به نظر مي رسد که توانايي ارزيابي يادگيري توسط سيستم رايانه اي فکري در کودکاني که به اختلالات شديد فيزيکي و ارتباطاتي دچار هستند، مي تواند براي کودکان بيش فعالي که حتي توانايي روشن کردن رايانه را به تنهايي ندارند، تاثير گذار باشد.بر اساس گزارش ساينس ديلي، اختلالات کاستي توجه بسياري از کودکان و بزرگسالان را تحت تاثير خود قرار داده و زندگي آنها را دچار اختلالاتي کرده است. در اين ميان دانشمندان معتقدند چنين فناوري بازي هاي رايانه اي تحت کنترل فکري تنها راه موثري است که مي تواند از ميزان تاثيرات اين اختلال در کودکان بکاهد و به همين دليل استفاده از اين سيستم در سرتاسر انگلستان از ماه جاري آغاز خواهد شد.


  متخصص اعصاب و روان:
 ميزان ابتلا به افسردگي در زنان، دو برابر مردان است  

عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي گفت:به طور کلي، ميزان ابتلا به بيماري و اختلالات افسردگي در زنان، دو برابر مردان است.   
دکتر "اميد رضايي " در گفت و گو با  ايرنا با اشاره به اينکه يکي از بيماري هاي شايع اعصاب و روان، بيماري افسردگي است،افزود: اين نوع بيماري و اختلالات ناشي از آن در سراسر دنيا و فرهنگ ها به وضوح مشاهده مي شود.
استاديار روانپزشکي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با بيان اينکه شيوع اين بيماري در زنان گاه تا 25 درصد هم مي رسد،گفت:تفاوت هاي هورموني،اثرات زايمان و تفاوت در فشارهاي رواني اجتماعي ميان زنان و مردان،باعث شده تا خانم ها با بيماري افسردگي،بيشتر دست و پنجه نرم کنند.
اين متخصص اعصاب و روان در عين حال،ادامه داد:افسردگي، در افراد مجرد و يا آن دسته که از همسرانشان جدا شده اند ، بيشتر ديده مي شود و البته اين مساله به اين معنا نيست که اين بيماري در سايرين نيز وجود ندارد.
رضايي همچنين، گفت:در اختلالات خلقي نظير افسردگي، احساس تسلط بر خلق و روحيه از بين رفته و فرد ، رنج و عذاب زيادي را متحمل شده و تا مدت ها نيز آن را به دليل ترس از سرزنش و عدم پذيرش از سوي ديگران، ابراز نمي کند.
به گفته وي، در فرد افسرده، انرژي،نيرو و علاقه از دست مي رود و گاه در او احساس گناه و سرزنش خود پديدار مي شود و شخص احساس مي کند اميد به آينده را از دست داده است.
وي ، دل نازک شدن و به گريه افتادن،کاهش اشتها و وزن، بهم خوردن خواب،کاهش ميل و فعاليت جنسي و افکار مربوط به مرگ يا حتي خودکشي، را از شاخص ترين علايم افسردگي، ذکر کرد.
رضائي تاکيد کرد:امروزه از درمان هاي غير دارويي نيز در کنار درمان دارويي براي علاج اين بيماري افسردگي نيز استفاده مي کنند.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
كارتونيست
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون