جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4468- تاریخ : 1399/04/07 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


هميشه همه آنچه لازم است را داري!


خطاي سوگيري تاييدي


نمادها و حكايت ها


داستانك


موهبتِ بزرگسالي چيست


يادداشت


يك جرعه زندگي


فلسفه و اميد؛ مارسل فيلسوفِ اميد


 هميشه همه آنچه لازم است را داري! 

دکتر احمد حلت
روزهاي بيشماري پيش روي توست. روزهايي که تنها خواهي شد و بايد تصميمات بزرگ زندگي‎ات را خودت به تنهايي بگيري. اين تقدير انسان‎هاي بزرگ است که از يک روز به بعد تصميمات‎شان بزرگ و تعيين کننده مي‌شود.
در آن روزهاي سخت تصميم، ترس از اشتباه و ترديد نداشتن همه آنچه ضروري است، وجودت را فرا مي‎گيرد. هميشه موقع گرفتن تصميمات حياتي اين ترس خودش را نشان مي‎دهد. من اسمش را گذاشته‎ام «ترس شکستن حباب شيشه‎اي» و ورود به دنيايي که ديگر بازگشت به قبل آن ممکن نيست. همين الان به تو مژده مي‌دهم که تجربه اين ترس چيز خيلي خوبي است. نشان از رشد و بزرگ شدن تو مي‎دهد. اما نبايد در اين ترس بماني و ترديد را تحمل کني.
سرزمين ترس هيچگاه جاي خوبي براي ماندن نيست. بايد با وجودي که مي‎ترسي از آن عبور کني. در نامه اي ديگر برايت خواهم گفت که براي غلبه بر ترس راهي جز دل به دريا زدن و عبور از دل ترس نيست. اما در اين نامه پيام مهم تري را مي‎خواهم به تو بگويم.زماني که ترس و دلهره تمام وجودت را فرا گرفته است و گمان مي‎کني که داشتني‎هايت براي تغيير دادن شرايط کافي نيست، بدان که اشتباه مي‎کني. هيچوقت نگران کمبود و کم داشتن نباش! تو هميشه همه چيزهايي که لازم داري را درون وجودت به اندازه کافي در اختيار داري. براي غلبه بر هر نوع مشکلي، راه حل‎هايش به‌صورت رمز داخل ژن‌هاي تو و در پائين‌ترين سطح تک تک سلول‌هاي بدنت رمزبندي شده است.
نه تنها تو، بلکه هر انساني چنين امکاني را در اختيار دارد و به اين شکل آفريده شده است. تک تک ما آدم‌ها همه اطلاعاتي که براي هر نوع تحولي لازم داريم را درست از همان لحظه آفريده شدن درون سلول‌هاي بدن خود در اختيار داريم. فقط بايد آستين بالا بزنيم و بسته به شرايطي که در آن قرار داريم، يک يا چند تا از بسته‌هاي رازي که درون وجودمان مهر و موم شده است را باز کنيم. براي باز کردن اين بسته‌ها به تنها چيزي که نياز داري جرات پيشروي و اقدام است. و من مطمئنم که تو چنين جراتي را داري!
والا بودن جرات تغيير و خوب شدن مستمر را به انسان مي‌دهد.


 خطاي سوگيري تاييدي 

اکثر ما معتقديم عقايد و باورهاي شخصي ما درست است، زيرا بر اساس سال‌ها تجربه، منطق، دانش و تحليل درست اطلاعات دريافت شده از محيط به دست آمده است. اما جالب است بدانيد همه ما مستعد اين هستيم که تحت‌تاثير سوگيري‌ها و خطاهايي قرار بگيريم که نتيجه‌گيري‌هاي ما را تغيير دهند. يکي از اين خطاها، سوگيري تاييدي يا «Confirmation Bias» است.
سوگيري تاييدي به اين معنا است که همه ما به‌طور طبيعي، اطلاعاتي را جستجو و گزينش مي‌کنيم که باورها و اطلاعات پيشين ما را تاييد کنند. به‌طور مثال هنگامي که شخصي اعتقاد دارد که افراد چپ دست خلاق‌تر هستند، هر بار فرد چپ‌دست خلاقي را ببيند، صحت باورش براي او تاييد مي‌شود در حالي که ممکن است افراد راست‌دست و خلاق بسياري را ناديده گرفته باشد. سوگيري تاييدي در شکلي که ما اطلاعات را جمع‌آوري و دريافت مي‌کنيم و به ياد مي‌آوريم اثرگذار است.
تاثير سوگيري تاييدي در کسب‌وکار
اما اين خطاي شناختي در ابعاد حرفه‌اي و کسب‌وکار چه تأثيري مي‌تواند بگذارد؟ سوگيري تاييدي به دلايل متعددي مي‌تواند خطرناک باشد، اما مهم‌ترين آن‌ها تاثير اشتباهي است که مي‌تواند بر تصميم‌گيري‌هاي ما بگذارد. به‌طور مثال کسب‌وکاري را تصور کنيد که قصد توليد يک محصول جديد را دارد و مدير اين شرکت ايده‌اي عالي براي اين کار به ذهنش مي‌رسد پس تيم خود را براي تحقيق در اين رابطه مي‌فرستند. اما چه اتفاقي مي‌افتد؟
از آنجايي که کارمندان به دنبال راضي کردن مدير خود هستند، به‌طور ناخودآگاه سؤال‌هايي که در پرسش‌نامه‌ها طرح مي‌شود، در راستاي تاييد اين ايده خواهد بود و داده‌هاي دريافت شده و تحليل آن‌ها کمکي به موفقيت آن‌ها نخواهند کرد. اين مشکلي است که بسياري از کسب‌وکارها در مراحل مختلف کارشان آن را تجربه مي‌کنند.
مقابله با سوگيري تاييدي
اما براي جلوگيري از به‌وجود آمدن اين خطاي شناختي چه کاري مي‌توانيد انجام دهيد؟
به اين خطا آگاه باشيد: آگاهي از اين اتفاق به شما کمک مي‌کند تا در دريافت و انتقال اطلاعات با دقت‌تر عمل کنيد.
از نظرات ديگران بهره بگيريد و اجازه مخالفت به آن‌ها دهيد: هميشه در تيم خود شخصي را داشته باشيد که نقش مخالف را بازي کند، حتي اگر در واقعيت با شما مخالف است. شنيدن نظرات مخالف اشراف بهتري براي تصميم‌گيري به شما مي‌دهد و ابعاد مختلف موضوع را نشان مي‌دهد.
تصميم‌هاي ناگهاني و عجولانه خود را مورد سؤال و بررسي قرار دهيد: اگر با اطمينان کامل و سريع تصميمي را گرفتيد و هيچ علاقه‌اي به تغيير آن نداريد، حتماً تصميمتان را دوباره مورد بررسي قرار دهيد زيرا در اين شرايط معمولاً ناخودآگاه شما در کار است.
در تيم خود افرادي با پيش‌زمينه و عقايد مختلف داشته باشيد: اگر در يک سازمان همه با هم هم‌عقيده باشيد امکان اينکه در شناخت مخاطب و بازار دچار خطا شويد بسيار زياد است. وجود عقايد، باورها و سلايق متفاوت در يک تيم مي‌تواند اين خطا را کم کند.
motamem.org


 نمادها و حكايت ها 

اوروبوروس؛ نماد مرگ و زندگي
اين نماد، نشان‌دهنده چرخه ابدي تناسخ يا ابديت است. اين نماد به‌طور گسترده در نمادهاي مکتب گنوسي، کيمياگري و مکتب هرمسي به کار رفته‌است.
اوروبروس واژه‌اي با تبار يوناني است و به معناي دم و بوروس به معناي خوردن ايجاد شده‌است. بر روي هم اين واژه معناي «[او که] دم [خود] را مي‌خورد» مي‌دهد.
نماد زمان، زايندگي و حيات، تحول و نو شدن؛ نشان دهنده اين است که مي‌شود از يک سطح پست‌تر جدا شد و به يک سطح عالي‌تر رسيد.
نشان دهنده وحدت جهان قدسي و جهان مادي است زيرا از طرفي به شکل دايره است و با مفهوم دايره در ارتباط است و نمادي از جاودانگي و آسمان به شمار ميرود و از طرف ديگر مار نماد هاويه و نيروهاي زيرين و جهان پست تر مي‌باشد و به اين ترتيب نمادي از وحدت اين دو جهان مي‌شود.


 داستانك  

مدرنيته؛ غم و شادي
در حوزه معنايي انسان مدرن غم جايگاهي ندارد.
از اين رو همه ساز و کار دنياي مدرن بر به دست آوردن شادي و تبليغ شادي است.البته که گرايش به شادي تنيده در روح آدمي است.
اما در هيچ عصري به اندازه مدرنيته، غم بي‌اعتبار نگشته است.و شايد براي همين است که شادي ها هم گريزپاتر از قبل شده‌اند و دست‌نيافتني‌تر.چون يک هويت جداي از غم براي آن قايل شده‌اند.به طور مثال مي‌خواهند بدون صبر، بدون رنج و طي کردن مسير و حتي رسيدن به يک سن و آگاهي مناسب، سريع و آني مثل خريدهاي اينترنتي يا دانلودهاي اينترنتي به هر چه مي‌خواهند برسند.
در صورتي که غم خود ابزار وسعت دهنده شادي است.جبران خليل جبران تعريف زيبا و معناگرايانه‌اي از غم و شادي دارد:
«هرچه غم ژرف‌تر وجود شما را مي‌کاود گنجايشي فراخ‌تر براي شادي خواهيد داشت. آيا آن عودي که صدايش جان شما را مي نوازد، همان چوبي نيست که دلش را با تيغ تيز تهي کرده‌اند؟
هشت بهشت


 موهبتِ بزرگسالي چيست 

محمود مقدسي
اين‌را معمولا از معايب بزرگسالي به حساب مي‌آورند ولي دقيق‌تر که نگاه کني پي‌ مي‌بري که بيشتر موهبت و حسن است تا عيب: در بزرگسالي اغلب چيزها تکراري‌اند و بسياري از اتفاقات ديگر براي اولين بار رخ نمي‌دهند. اين ويژگي، بخشي از طراوت و تازگي را از زندگي ما انسان‌ها مي‌گيرد اما خِرَدي قابل اتکا را براي‌مان به ارمغان مي‌آورد‌. حال ديگر تا حد زيادي مي‌دانيم که خوشي‌ها چقدر مي‌پايند و چطور به پايان مي‌رسند و غم‌ها چطور عادي مي‌شوند و به مدد زمان از پا درمي‌آيند.
وقتي اغلبِ اولين بارهايت را زيسته باشي، ديگر چندان بي‌تاب نمي‌شوي. غم که مي‌آيد، فاجعه تجربه‌اش نمي‌کني و خوشي که از راه مي‌رسد اضطرابِ تمام شدنش، فرصت لذت‌بردن از آن را از تو نمي‌گيرد. مهم‌تر از همه اينکه اين لذتِ آرام در خوشي‌ها و طمانينه در غم‌ها را نيز به هيجان‌خواهي ناامن و پر تب‌و‌تابِ سال‌هاي نوجواني و جواني ترجيح مي‌دهي.


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم؛
تو...
صديق قطبي
تمام طول خط از نقطه‌ که پر شده است؟
از ابتدا که تويي تا به انتها که تويي
ضميرها بَدَل اسم اعظم‌اند همه
از او و ما که منم تا من و شما که تويي
«حسين منزوي»
مارتين بوبر عزيز به ما يادآور شد براي اينکه به عرصه حيات راستين درآييم نيازمند يک «تو» هستيم. يک تو که به ما امکان مي‌بخشد پيله‌ خود را ترک کنيم و سر در هواي او و به شوق مواجهه و تماس با او سراسر پنجره شويم.
مشغوليت‌مان بشود روزنه‌گشايي. بشود تيشه برداشتن و ديوار زندان را سوراخ کردن. اگر تويي در کار نباشد به هواي چه رخدادي از کار و بار جهان دست بشوييم و خود را بذل خلوص کنيم. خلوص يعني چه؟ به گمانم همان که مولانا گفت:
نقش بگذارم سراسر جان شوم.
سراسر جان شوم.
سراسر جان...
اتفاق اسف‌انگيز عصر حاضر کمرنگ شدن باورهاي ديني نيست. رنگ باختن «تو» است. يک «تو» که به ما امکان پرنده شدن ببخشد.
هر کسي بايد از خود بپرسد آيا تويي در زندگي‌اش دارد که تمام دلش را خرج او کند؟ يا همه چيز را به چشم اشيايي مي‌بيند براي ارضاي خودشيفتگي‌اش؟ آيا تويي در زندگي‌ داريد يا بي ‌تو زندگي مي‌کنيد؟
مولانا مي‌گفت:
عشق در آمد از دَرَم، دست نهاد بر سرم
ديد مرا که بي‌توام، گفت مرا که: واي تو
براي آنکه تمام قلبت را زندگي کني بايد تمام قلبت را پيشکش کني. بايد بتواني در پايان زندگي بگويي:
من تمام قلبم را زيستم
چرا که تمام قلبم را پيشکش کردم.
بتواني بگويي:
هر چند به روزگار در مي‌نگرم
امروز همه تويي و فردا همه تو


 يك جرعه زندگي  

هرگز نبايد بترسي!
از تجربه کردن نترسيد!
شکست خوردن و خاکي شدن بهتر از دست روي دست گذاشتنه!
يار مي‌خواهد اين آشفتگي
كوشش بيهوده به از خفتگي
اندرين ره مي‌تراش و مي‌خراش
تا دم آخر دمي فارغ مباش
تا دم آخر دمي آخر بود
که عنايت با تو صاحب‌سر بود
مولوي بلخي


 فلسفه و اميد؛ مارسل فيلسوفِ اميد 

گابريل مارسل، فيلسوفي در جستجوي حکمت بوده است نه مهارت. به نظر او دغدغه‌ي فلسفه بايد رفعِ موانع‌ِ موجود بر سر زندگيِ بانشاط و پربار باشد. سعي او در جهتِ بازگرداندنِ فلسفه به دغدغه‌ پيامبرانه‌ حفظِ کرامتِ انساني بوده است. فيلسوف بايد شاهدِ حقيقت باشد و با هر چه بيم آن مي‌رود که زندگي انسان را به ارزش‌هاي مادونِ انساني تنزل دهد، بستيزد.
مارسل از جمله فيلسوفاني بود که به تعبير شاعرانه، بعد از مرگِ خود زاده شد . مارسل بخش مهمي از جهان فلسفيِ فرانسه را زير چتر خود گرفت. اگر سه محورِ اصليِ فلسفه‌ او تأکيد بر اهميتِ اميد، ديگري و بدن باشد، پس از او سه فيلسوف مهم فرانسوي يعني ريکور، لويناس و مرلوپونتي به ترتيب فلسفه‌ خود را بر اين سه مبنا شکل دادند.
يکي از کارهاي مهمي که مارسل در فلسفه انجام داد، چرخاندنِ محور ِ فلسفه‌ وجودي(اگزيستانسيل)، از دل‌نگراني به دل‌شادي بود. اين تقريباً معادل همان کاري بود که عرفاي بزرگ مسلمان مانند ابوسعيد ابوالخير و مولانا نسبت به سنت عرفان اسلامي انجام دادند و عرفانِ خوفي و زاهدانه را تبديل به عرفانِ عشقي و طربناک نمودند. به قول يکي از مارسل‌شناسان به نام بولنو:« مارسل به جاي فلسفه‌ وجودي مبتني بر دل‌شوره، از امکانِ نوعِ ديگري از فلسفه‌يِ وجودي سخن مي‌گويد که بر اساس دل‌شاد بودن و اميدواري شکل مي‌گيرد.»
مارسل درباره‌ اهميتِ وجد و دل‌شاد بودن مي‌نويسد:« لذت و شادي و سرور نه تنها نشانه‌ هستي بلکه اوج آن به حساب مي‌آيد؛ هر چه که با روحيه‌ سرشار از سرور انجام شود ارزشي مقدس دارد». اين روحيه‌ شادمانه است که ما را با زندگي و جهان آشتي مي‌دهد و قادر به عشق ورزيدن و همکاري با ديگران مي‌کند. بنابراين از نظر مارسل، حفظ يک روحيه‌ شاد، نه فقط براي آسايش در زندگي لازم است بلکه به حکم اخلاق هم ضرورت دارد.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
هنري
ورزشي
آگهي