جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4461- تاریخ : 1398/07/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


با خودمان هم حرف بزنيم!


نمادها و حكايت ها


داستانك


خانه ملك و يك تاريخ خواندني!


يادداشت


يك جرعه زندگي


فلسفه و زيبايي


 با خودمان هم حرف بزنيم! 

حرف زدن با خود، گفتگوي دروني شما است. اين گفتگو بر ناخودآگاه نفوذ مي‌کند و افکار، باورها، سوال‌‌ها و ايده‌‌ها را آشکار مي‌‌کند.
حرف زدن با خود مي‌‌تواند هم منفي و هم مثبت باشد. در عين حال که مي‌‌تواند دلگرم‌ کننده باشد، مي‌‌تواند نگران ‌کننده نيز باشد. بيشتر حرف زدن با خود به شخصيت شما برمي‌گردد. اگر يک فرد خوش‌بين هستيد، صحبت‌‌هاي شما با خودتان ممکن است بيشتر اميدوار و مثبت باشد ولي اگر تمايل داريد فردي بدبين باشيد، عکس اين حالت صادق است.
صحبت با خود مي‌تواند عملکرد و رفاه عمومي را افزايش دهد.
براي مثال، تحقيقات نشان مي‌‌دهند که صحبت با خود مي‌‌تواند به عملکرد ورزشکاران کمک کند. به اين صورت که با استقامت و يا قدرت از طريق مجموعه‌‌اي از وزنه‌‌هاي سنگين به ورزشکار کمک مي‌کند.
علاوه بر اين، حرف زدن با خود مثبت و ديدگاه خوش‌بينانه‌تر مي‌‌تواند مزاياي سلامتي ديگري نيز داشته باشد، از جمله اين مزايا مي‌توانيم به موارد زير اشاره کنيم:
- افزايش سرزندگي
- رضايت بيشتر از زندگي
- بهبود عملکرد سيستم ايمني
-کاهش درد
- سلامت قلبي و عروقي بهتر
- سلامت فيزيکي بهتر
- کاهش خطر مرگ
- استرس و پريشاني کمتر
تحقيقات نشان مي ‌دهند که افراد با حرف زدن با خود مثبت ممکن است داراي مهارت‌‌هاي ذهني باشند که به آن ‌ها اجازه مي‌دهد تا مشکلات را حل کنند، به طور متفاوت فکر کنند و در مقابله با سختي‌‌ها و چالش‌‌ها کارآمدتر باشند. اين مي‌‌تواند اثرات مضر استرس و اضطراب را کاهش دهد.
صحبت با خود چگونه کار مي کند؟
قبل از اينکه ياد بگيريد که صحبت خود را بيشتر تمرين کنيد، ابتدا بايد افکار منفي را شناسايي کنيد. اين نوع تفکر و صحبت به طورکلي به چهاردسته تقسيم مي‌‌شوند:
Personalizing: خودتان را به خاطر همه‌چيز سرزنش مي‌‌کنيد.
Magnifying: شما بر روي جنبه‌‌هاي منفي يک وضعيت تمرکز داريد، و هر چيز مثبت را ناديده مي‌گيريد.
Catastrophizing: شما انتظار بدترين چيزها را داريد و به ندرت اجازه مي‌‌دهيد منطق يا دليل شما را متقاعد کند.
Polarizing: دنيا را سياه و سفيد، يا خوب و بد مي‌بينيد. هيچ حد وسطي براي پردازش و دسته ‌بندي رويدادهاي زندگي وجود ندارد.
زماني که شما شروع به تشخيص انواع تفکر منفي خود مي‌‌کنيد، مي‌‌توانيد آن‌‌ها را به افکار مثبت تبديل کنيد.
اين کار نيازمند تمرين و زمان است و يک شبه پيشرفت نمي‌‌کند. خبر خوب اين است که اين کار را مي‌توان انجام داد.
مثال‌‌هايي از چگونگي تبديل حرف زدن با خود منفي به مثبت
اين سناريوها، مثال‌‌هايي از چگونگي تبديل حرف زدن با خود منفي به مثبت را نشان مي‌دهند.
منفي: اگر ذهنم را عوض کنم همه را نااميد مي‌کنم.
مثبت: من اين قدرت را دارم که ذهنم را تغيير دهم. ديگران درک خواهند کرد.
منفي: من شکست خوردم و خودم را خجالت‌‌زده کردم.
مثبت: حتي براي امتحان کردن اين کار به خودم افتخار مي‌‌کنم. اين کار شجاعت من را به همراه داشت.
منفي: من اضافه وزن دارم و اندامم زشت شده است. ممکن است ديگر هيچوقت نتوانم وزنم را کم کنم.
مثبت: من توانا و قوي هستم و مي‌خواهم سالم‌ تر شوم.
منفي: در اين مسابقه امتياز نياوردم و تيم را غمگين کردم.
مثبت: ورزش يک رويداد گروهي است. همه با هم برنده و بازنده مي‌‌شويم.
منفي: من قبلا هرگز اين کار را نکرده بودم و در آن بد خواهم بود.
مثبت: اين يک فرصت عالي براي من است که از ديگران ياد بگيرم و رشد کنم.
منفي: هيچ راهي وجود ندارد که اين کار کارساز باشد.
مثبت: من مي‌توانم و تمام تلاش خود را براي انجام آن انجام دهم.
چگونه اين کار را هر روز انجام بدهيم؟
اگر غريزه طبيعي شما اين نيست، حرف زدن با خود مثبت را تمرين کنيد. اگر شما به طور کلي فردي بدبين هستيد، مي‌‌توانيد ياد بگيريد که گفتگوي دروني خود را تغيير دهيد تا دلگرم‌ کننده‌تر باشد.با اين حال، تشکيل يک عادت جديد زمان و تلاش زيادي را مي‌طلبد.در طول زمان، افکار شما مي‌تواند تغيير کند. اين نکات مي‌توانند به شما کمک کنند:
- تله‌هاي صحبت با خود منفي را شناسايي کنيد: حالات خاص ممکن است باعث افزايش شک و ترديد شما شوند و منجر به صحبت‌هاي منفي بيشتري شوند. براي مثال، رويدادهاي کاري ممکن است به طورخاص دشوار باشد. زماني که تجربه بسيار منفي را تجربه مي‌‌کنيد، اين کار مي‌تواند به شما کمک کند پيش‌بيني کنيد و آماده باشيد.
-احساسات خود را بررسي کنيد: در طي رويدادها يا روزهاي بد توقف کنيد و حرف زدن با خودتان را ارزيابي کنيد. آيا اين موضوع منفي مي‌شود؟ چطور مي‌توانم آن‌را برگردانم؟
-شوخي و خنده را فراموش نکنيد: خنده مي‌تواند به کاهش استرس و تنش کمک کند. زماني که براي صحبت کردن با خود مثبت نياز داريد، راه‌هايي براي خنديدن مانند تماشاي فيلم‌هاي خنده ‌دار پيدا کنيد.
-خود را با افراد مثبت احاطه کنيد: چه شما به آن توجه کنيد چه نکنيد، مي‌توانيد چشم‌انداز و احساسات اطرافيان خود را به خود جذب کنيد. بنابراين افراد مثبت را براي معاشرت انتخاب کنيد.
alamto.com


 نمادها و حكايت ها 

دايره؛ نماد جاودانگي
تصور و ساختن نمونه‌هاي جاودانه، يکي از آشکارترين تلاش‌هاي انساني است که از نخستين لحظات زندگي، مرگ و زوال را به چشم مي‌ديده، و همه مظاهر دنيا را در حال فروريختن مي‌يافته‌ است. يکي از مهم‌ترين اشکالي که با جاودانگي و مفهوم بي‌نهايت پيوند دارد، نماد دايره است. در حقيقت انسان، مفاهيم جاودانه را در اين شکل مجسم کرده‌ است. اين تجسم، گاه به صورت تصويري ذهني و گاهي نيز به شکل نمونه‌هاي ديدني درآمده است. از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين نماد (همچون ديگر نمادها)، شناور بودن آن است؛ به همين سبب، در کسوت‌هايي گوناگون نمود يافته است؛ چنان‌که گاهي تجلي قداست مي‌گردد، گاهي آفرينش کيهاني را تکرار مي‌کند و گاهي نيز با اشيايي ديگر، گره مي‌خورد و مفهومي يکسان را نشان مي‌دهد.پيشينيان بر اين باور بودند که فضاهاي دايره‌اي وحلقه‌اي، حافظ و نگاهدار هر آن چيزي است که در درون حلقه جاي دارد.
jpll.ui.ac.ir


 داستانك 

ارسال گل تصادفي
ايده‌ مرديست که بر اثر تصادف در بيمارستان بستري شد. موقع ترخيص وقتي بيماراني را ديد که هيچ‌کس براي عيادتشان نيامده و در اتاقشان يک شاخه گل هم ندارند، تمام گلهاي اتاقش را به بيماران تنها هديه کرد.
لارسن جي بنيانگذار خيريه ارسال گل‌هاي تصادفي وقتي شوق بيماران را موقع دريافت گلها ديد، تصميم گرفت اين کار را به طور گسترده ادامه دهد. او در ابتدا مازاد گل‌هايي که مردم براي بيماران مي‌آوردند، مرتب و گل آرايي مي‌کرد و براي بيماران بدون ملاقاتي مي‌فرستاد. اين موسسه سال 2008 در امريکا شروع به کار کرد و حالا با حمايت مالي مردم به اوج رسيده.
هشت بهشت


 خانه ملك و يك تاريخ خواندني! 

خانه ملك، خانه زيباي تاريخي است با پيشينه‌اي بيش از 150 سال که تا سه دهه پيش مکان بزرگ‌ترين موقوفه فرهنگي ايران (نخستين موزه وقفي- خصوصي ايران و يکي از شش کتابخانه کشور در گستره نسخه‌هاي خطي) به شمار مي‌آمد. خانه ملک پس از پايه‌گذاري و بهره‌برداري ساختمان تازه کتابخانه و موزه ملي ملک در محوطه تاريخي باغ ملي تهران در سال 1376 خورشيدي و جابه‌جايي آثار تاريخي و نسخه‌هاي خطي و کتاب‌هاي چاپي، به‌عنوان يک بناي تاريخي نگهداري شد.
خانه تاريخي ملک در بازار بين‌الحرمين تهران، نمونه‌اي جذاب از آميزش سبک معماري سنتي ايران با شيوه معماري اروپايي در قلب بازار تهران به شمار مي‌آيد. اين بناي گسترده با بهره‌گيري از تزيينات گوناگون معماري در زمينه‌هاي چوب، سنگ‌تراشي، کاشي‌کاري، گچ‌بري، با اتاق‌ها و فضاهاي گسترده و بزرگ و کوچک خصوصي، پذيرايي، آب‌انبار وسرداب، زيرزمين‌ها، آشپزخانه، تالار مطالعه و پژوهش و مخازن قديم کتاب‌ها و نسخه‌هاي خطي، بنايي جذاب به شمار مي‌آيد.
malekmuseum.org


 يادداشت 

چيزهايي هم هست كه نمي دانيم
جان هر زنده‌دلي زنده به جان دگر است!
آذر فخري
چه خوش‌تان بيايد، چه خوش‌تان نيايد، آدمي همين‌طور است؛ آدمي اين‌طور است كه بدون دوست و بدون دوست داشتن نمي‌تواند زندگي سالمي داشته باشد. درست است، گاهي انزوا و خلوت لازم است و گاهي آدم بايد برود در خلوت خودش كمي به خودش نگاه كند، كمي به خودش گوش بدهد، كمي سكوت كند و هيچ‌چيز نشوند.
اما خلوت‌هايي هم هست كه مي‌شود با دوست تقسيم‌شان كرد، كه بايد در اين خلوت‌ها دوستي باشد كه بشود رازهاي نگفتني را با او گفت و دردهاي غيرقابل تحمل را با او قسمت كرد.
دوستي اتفاق عجيب و بزرگي در زندگي آدمي است؛ اتفاقي كه تنها از اعماق قلب‌هاي بخشنده و اعتماد و صداقت مي‌جوشد.
شايد قديمي‌ها درست گفته‌اند كه پيدا كردن دوست راحت است اما نگه داشتنش سخت؛ دوستي مثل شئي گران‌بها و شكستني است كه بايد از آن حسابي نگه‌داري كرد و مواظبش بود. بايد به همان اندازه كه با دوست راحتيم، بعضي چيزها را هم ملاحظه كنيم؛ دل دوستي نازك است و زود خراش برمي‌دارد. بايد مواظب باشيم وقتي حال‌مان خوب نيست ناخودآگاه روي چهره دوست داشتن‌هاي‌مان خراش نيندازيم. اين خراش‌ها خوب مي‌شوند، اما فراموش نمي‌شوند.
دوست جاني و صميمي را بايد نگه داشت، به آن رسيدگي كرد، هوايش را داشت و گاهي با او در خلوت و حضور به تماشاي زيبايي‌ها جهان نشست.


 يك جرعه زندگي  

خسته‌ام
روشن است که خسته‌ام.زيرا آدميان در جايي بايد خسته شوند. از چه خسته‌ام، نمي‌دانم:
دانستنش به هيچ رو به کارم نيايد.زيرا خستگي همان است که هست.
سوزش زخم همان است که هست. و آن‌را با سببش کاري نيست. آري خسته‌ام، و به نرمي لبخند مي‌زنم بر خستگي که فقط همين است-در تن آرزويي براي خواب
در روح تمنايي براي نينديشيدن و مهم‌تر از همه، شفافيت درخشانِ فهمِ قفانگر...
و اينک يگانه تجملِ اميدي نداشتن؟ من باهوشم: والسلام.
بسي چيزها ديده‌ام و از آن‌چه ديده‌ام. بسي چيزها آموخته‌ام، و حتي در خستگي ناشي از آن نيز لذتي نهفته است، و اين‌که دست آخر سر را توان کاري هست هنوز.
فرناندو پسوآ


 فلسفه و زيبايي  

چند رمان براي فلسفه خوان‌ها!
درست يا غلط، رمان را بيشتر به‌عنوان گونه‌ سرگرم‌کننده ادبي مي‌شناسند و فلسفه را ميدان مردان پيل‌افکن دنياي تفکر و انديشه. رمان‌هاي فلسفي اما نقش پُلي را ايفا مي‌کنند که اين دو دنياي جذاب را به هم متصل مي‌کنند.
«چنين گفت زرتشت» نوشته‌ فردريش نيچه
«اسپينوزا» قصد داشت زبان فلسفه را به لاتين خالص و بي‌آلايش بيان کند، اما نيچه با به کارگيري عناصر پويا تمام ابزار زباني معمولي و ادبي را به دست گرفت. «چنين گفت زرتشت» علي‌رغم قالب ادبي و شاعرانه‌اش، اثري کاملا فلسفي است.
«ساده‌دل» نوشته ولتر
ولتر که ذهنش انباشته از ايده‌هاي غلط مذهبي بود، با کتاب کاريکاتورمانندش به يک منحرف در ذهن جامعه بدل شد. در تاريخ فلسفه خط سير «فلسفه‌ عقل عرفي» (Common sense Philosophy) مستقيما از ولتر شروع مي‌شود و به پيروان مدرن او مي‌رسد. «ريچارد داوکينز» يکي از وارثين ايده‌هاي ولتر است.
«بيگانه» نوشته آلبر کامو
«بيگانه‌« کامو به طرز شگفت‌آوري با «عصر عقل» سارتر کامل مي‌شود. در اثر سارتر، «متيو» معلم فلسفه‌اي است که سعي دارد خود را از تمام قيد و بندهاي زندگي انساني برهاند. وي که در عطش آزادي مطلق خطر مي‌کند، در راهي قدم برمي‌دارد که خود، قاضي و قرباني خود باشد، اما در پايان مي‌شود نتيجه گرفت که آزادي بي‌قيد و شرط،‌ پوچ و فاقد معناست.
«نام گل سرخ» نوشته‌ي اُمبرتو اکو
اکو در سبک ادبي، بسيار تحت تاثير کارهاي «جيمز جويس» به ويژه «بيداري فينگان‌ها» و «اوليس» قلم مي‌زد. رمان امبرتو اکو هم مانند شاهکارهاي جويس، کران و بيکران را از طريق موضوع و معنا بسط مي‌دهد، اما به خاطر طبقه‌بندي زير عنوان داستاني کارآگاهي در قرون وسطي، چند پله پايين‌تر ديده مي‌شود.
اين کتاب علي‌رغم قالب ساده‌اش‌، به خاطر اشارات و تلميح‌هايي که به درون و بيرون متن دارد‌، سرشار از رازها و معماهايي است که خواننده را مدت‌ها سرگرم و سردرگم مي‌کند.
isna.ir


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي