جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4461- تاریخ : 1398/07/18 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)

معاون سازمان برنامه‌ريزي آموزشي:
کتاب‌هاي درسي تا دو سال آينده تغيير نمي‌کند

يك معرفي، يك خوانش
اهميت زندگي سبز و پايدار


اساطير اسکانديناوي يا نورس


کودکان را با محيط زيست و طبيعت آشنا کنيم


يواشكي


دل گويه


سرمقاله


 معاون سازمان برنامه‌ريزي آموزشي:
 کتاب‌هاي درسي تا دو سال آينده تغيير نمي‌کند 

معاون توسعه منابع و پشتيباني سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي گفت: کتاب هاي درسي تا 2 سال آينده هيچ تغييري نخواهد کرد.
به گزارش ايرنا از روابط عمومي سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي، علي باقرزاده اظهار داشت: در حال حاضر تدوين راهنماي برنامه‌هاي درسي حوزه‌هاي يازده‌گانه تربيت و يادگيري طبق آنچه که در برنامه درسي ملي تاکيد شده با يک الگوي کلان و جديد مدنظر است.
وي ادامه داد: بايد استانداردهاي توليد محتوا در داخل راهنماي برنامه درسي پيش‌بيني شود و محتوا منطبق با برنامه درسي ملي باشد.


 يك معرفي، يك خوانش
 اهميت زندگي سبز و پايدار 

عنوان كتاب:مراقبت از کره‌ زمين: تغذيه و زندگي سبز
نويسنده:مگان کوپ
برگردان:مجيد عميق
ويراستار:حورا رضايي (ويراستار ادبي), محمود اماني طهراني (ويراستار علمي)

کتاب «مراقبت از کره‌ زمين: تغذيه و زندگي سبز» يک کتاب علمي اطلاعاتي است که به نوجوانان نشان مي‌دهد زندگي روزانه‌ ما چگونه بر محيط زيست اثر مي‌گذارد و ما چگونه مي‌توانيم يک زندگي پايدار (زندگي سبز) بر کره‌ زمين در پيش بگيريم.
محتواي کتاب «مراقبت از کره‌ زمين:تغذيه و زندگي سبز» در اين سرفصل‌ها طبقه‌بندي شده است: روزهاي دشوار، نهضت زندگي سبز، چرا زندگي سبز خوب است؟ انتخاب انرژي، مصرف انرژي، زندگي سبز، چهار اصل، تغذيه‌ سبز، کود کمپوست و زراعت، ردپاي کربن‌تان را کاهش دهيد، سبز زيستن هميشه آسان نيست، اقدامات عملي و مشارکت شما. نويسنده در اين کتاب تلاش کرده است، ابتدا لزوم داشتن يک زندگي پايدار و سبز را شرح دهد و سپس راهکارهايي را براي تغيير سبک زندگي بررسي کند. البته مطالب عنوان شده، برخلاف نام کتاب، تمرکز چنداني بر چگونگي تغذيه‌ي سبز ندارند.
در بخش پاياني کتاب، واژه نامه‌اي در نظر گرفته شده است که در آن واژه‌هاي تخصصي به کار رفته در کتاب شرح داده شده‌اند. نمايه‌ کتاب نيز در انتهاي کتاب آورده شده است.


 اساطير اسکانديناوي يا نورس 

اساطير نورس يا اساطير نورديک به اسطوره‌هاي مردم اسکانديناوي گفته مي‌شود. منابع اساطير نورس برخلاف اساطير يونان يا مصر محدود هستند و به چند دست نوشته و منظومه محدود مي‌شوند که مشهورترين آن‌ها اِداي شاعرانه است، اما شکي نيست که در نظر اقوام باستاني شمال، ايزدان و اسطوره‌ها بسيار اهميت داشتند و بسياري هم ريشه خاورميانه‌اي دارند. در عوض به خاطر رواج کافرکيشي از سده دهم ميلادي و سلطه وايکينگ‌ها و قبايل ژرمني در آن دوره اين منابع نسبت به منابع اساطيري ديگر متأخر تر هستند و در برخي موارد جزئيات کامل‌تري دارند.
مجموعه خدايان اصلي مردمان نورس که شامل اودين (خداي اصلي) و فرزندان او مي‌شده‌است (اودين ماهيتي بسيار متغير و عجيب داشت گاهي خوب و گاهي بد). خداي مهم ديگر ثور، حامي جنگجويان بود.
اما اکثر اين خدايان به مفاهيمي چون قدرت‌طلبي و جنگ روي قلمرو بسته بودند. اين خدايان اساطير نورس که اصلي‌ترين دسته آن‌ها را ازيز گفته‌اند به قدرت خدايان اساطيري کهن نبوده‌اند.
از جمله آنکه ميرا بودند و سيب‌هاي جواني جاويد ايدون منبع اصلي نيروي آن‌ها بود.


 کودکان را با محيط زيست و طبيعت آشنا کنيم 

در کشور ما، پانزدهم تا بيست‌ويکم مهرماه هفته‌ ملي کودک نام گرفته است و روزهاي اين هفته، هرسال مطابق با موضوعات مرتبط با کودکان، نامگذاري مي‌شود.
زمين ما امروز نياز به کمک دارد و ايجاد فضايي براي شناخت و درک حساسيت خطراتي که محيط زيست را تهديد مي‌کند، براي کودکان و نوجوانان بسيار ضروري است؛ آن‌ها مي‌توانند بهترين سفيران براي هشيارسازي خانواده‌ها در قبال محيط زيست باشند. تجارب جهاني نشان مي‌دهد که نهادينه شدن رفتارها و هنجارهاي صحيح در همه‌ موضوعات اجتماعي به‌ ويژه در شيوه‌ برخورد و رفتار با محيط زيست و طبيعت، از سنين کودکي و با فراهم آوردن شرايطي که عشق و علاقه را به‌صورت خودانگيخته در آن‌ها ايجاد کند، رخ مي‌دهد.

irna.ir


 يواشكي 

پائيز براي مكث و نگاه
آذر فخري
اين‌رو يواشكي به شما مي‌گم كه اين روزاي پائيز رو خيلي جدي بگيرين و بريد سراغ زرد و نارنجي و قرمزهايي كه درختا راه انداختن. بريد سراغ گنجشك‌ها و كلاغ‌هايي كه هيچ‌وقت اين شهرو ترك نمي‌كنن؛ اما عوضش اگه سرتون رو بلند كنين تو آسمان يه عالمه پرستو و پرنده‌هاي ديگه رو مي‌بينين كه دارن مهاجرت مي‌كنن به دنبال يه بهار ديگه. گاهي بايد ايستاد، مكث كرد، نگاه كرد و لذت برد؛ همين!


 دل گويه 

اينک پاييز!
زهرا رشيدي
روي ديگر پاييز خبرخوش تغيير است. وقتي که در هواي تفتيده، به ملالتِ يکنواختي دچار شده‌اي، پاييز مي‌رسد و بوي کوچ از يکنواختي، بوي پايان خمودگيِ تکرارها را مي‌دهد. سرخي انار و بادي موافق که اکنونِ بي­رنگِ گرمازده را خنک و سرخ و باطراوت مي‌کند. طراوت تغيير. خنکي نسيمي که سرانجام مي‌رسد و کسالت کشتيِ به گِل نشسته حوصله را مي‌زدايد. نسيمي که دست خيالت را مي‌گيرد و مثل قاصدکي در حواليِ رنگين‌کمانِ برگ‌ها به پرواز در مي‌آورَد. چشمان‌مان با ديدن رنگ‌هاي جديدِ برگ‌ها برق مي‌زنند. همان برگ‌هايي که گويا در رکود تابستان قرار بود کماکان يکرنگ باشند. اما به بهاي دل کندن از درخت از يکرنگي در آمده‌اند و رنگ خويش گرفته‌اند. واي که اين‌همه رنگ نهفته بود در دل سبز برگ‌ها؟ سفرِ رنگين برگ‌ها از آن سبز مغز پسته‌اي بهاري تا رنگ‌هايي که از پس سبزِ آفتاب-سوخته تابستاني آشکار مي شوند. معجزه رنگين پاييز خبر خوش پايان يکرنگيِ برگ‌هاست. و عجيب اين‌که برگ‌هاي يک درخت نيز به يک‌رنگ در نمي‌آيند. هرکدام سفر رنگين خودشان را دارند.
و چه خوب که همه‌چيز تغيير مي‌کند. چه زيباست که با دست‌هاي رنگينِ «پادشاه فصل‌ها» از آن يکنواختيِ يکرنگِ درجازننده مگس-وار نجات مي‌يابيم. اينک اين جان و اينک پاييز!


 سرمقاله  

جاي خالي فيلم براي كودكان در سينما و تلويزيون ايران
آذر فخري

تا همين ده سال پيش، حداقل در تهران سينماهايي براي نمايش فيلم كودكان اختصاص داده شده بودند و مي‌شد با طيب خاطر و آرامش زماني را در كنار فرزندان به تماشاي دوست داشتني‌هاي آنان بنشينيم.
اما متاسفانه مدت‌هاست نه سينمايي براي كودك و نوجوان وجود دارد و نه فيلمي براي اين گروه‌هاي سني ساخته مي‌شود. هر چه هست فيلم‌هاي ايراني طنز و تلخ است كه شوربختانه والدين همراه فرزندان‌شان بدون رعايت هيچ گروه سني به تماشاي آن‌ها مي‌روند و بچه‌ها در اين ميان چون درك و برداشت خاصي از يك فيلم بزرگسال ندارند با حوصله سررفته در ميان صندلي‌ها وول مي‌خورند يا با گوشي‌هاي‌شان مشغول بازي مي‌شوند يا گريه سرمي‌دهند كه در هر دو حال هم مزاحم تماشاگران ديگر و هم والدين‌شان مي‌شوند. و اين يعني اين‌كه نه تنها برخي از والدين اهميتي به تناسب فيلم با سن فرزندشان نمي‌دهند كه حتي سازندگان فيلم در مورد رنج سني مناسب اطلاع رساني نكرده اند.
ماجرا در مورد فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني نيز به همين منوال است؛ اگر چه كه گاهي برخي فيلم‌ها و سريال‌ها به دليل بالا بودن سطح خشونت بعد از ساعت 11 شب پخش مي‌شوند، حتي اگر بچه‌ها در اين ساعات خواب باشند، مي‌توانند روز بعد اين برنامه‌ها را ساعت 11 صبح و 3 بعدازظهر هنگام بازپخش تماشا كنند!
چنين است بي سر و ساماني هنر فيلم و سينما در رابطه با كودكان و نوجوانان ما. آن‌هم در حالي كه اگر به اين بخش از هنر براي كودكان و نوجوانان اهميت داده شود، بازار خوبي خواهد داشت و سينماگران نبايد نگران عدم فروش بالا باشند. اما معلوم نيست بنا به چه دلايلي فيلم و سينما در بخش كودك و نوجوان راكد است و فعاليت خاصي در اين مورد ديده نمي‌شود. گاهي هم تكاني خورده مي‌شود و فيلمي ساخته مي‌شود مضمون آن بيشتر درباره كودك و نوجوان و معضلات مبتلابه آنان است و نه براي آنان. و اين دو مورد با هم تفاوت ماهوي دارند چرا كه مخاطب فيلم درباره كودك و نوجوان، بزرگسالان هستند و مخاطب فيلم براي كودك و نوجوان خود آن‌ها. چنين است كه در اغلب موارد يك خانواده از كودك تا بزرگ در حال تماشاي فيلم يا سريالي هستند كه مضمونش هيچ ربطي به تجربه زيسته بچه‌ها ندارد كه هيچ، گاهي موجب پرسش‌هايي در ذهن آن‌ها مي‌شود كه والدين يا نمي‌توانند پاسخ بدهند يا از پاسخ بنا به دلاليل اخلاقي طفره مي‌روند.
در كنار تمام تدابيري كه براي تربيت يك نسل سالم از نظر جسمي و اخلاقي انديشيده مي‌شود بايد در مورد تلويزيون و سينما هم تدابيري خاص براي اين گروه سني انديشيده شود.هنوز فراموش نكرده‌ايم فوت كودكي را كه به تقليد از يك سريال تلويزيوني نخود به دهان خود پرت كرد و در اثر خفگي جان خود را از دست داد.
a.f.far99@gmail.com


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي