جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4456- تاریخ : 1398/04/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


راهکارهاي ضربتي يک طنزپرداز براي خروج از تهران


به 11 اثر جشنواره «نگاهي به طنز معاصر» جوايزي نفيسي اهدا مي شود


طنز


ايستگاه


شرح عكس


 راهکارهاي ضربتي يک طنزپرداز براي خروج از تهران 

رضا رفيع
از وقتي که صحبت از اجراي طرح قابل اجراي خروج شهروندان تهراني به سمت شهرهاي ديگر شده و تسهيلات خاصي نيز براي خارج شوندگان در نظر گرفته شده است؛ بسياري از اقشار ملت که امکانش را دارند، شروع کردند يواش يواش به خارج شدن از تهران.
راه‌هاي اخراج از تهران
آن قدر آهسته و يواش که خيلي به چشم نيايد و همسايه هاي اطراف حساس و کنجکاو نشوند که تسهيلات دريافتي را چه کردند. همين ديروز خودم با همين دو چشمم ديدم که يک خانواده اي داشتند از تهران خارج مي شدند. وقتي که پرسيدم:«کجا به سلامتي؟…»؛گفتند شمال.
عرض کردم: خوش خبر باشي اي نسيم شمال!…تو مي روي به سلامت، سلام ما برسان!….
به تازگي نيز توسط نمايندگان ويژه رئيس جمهور در کارگروه انتقال کارکنان دولت از تهران، از اتخاذ 28 تصميم جديد براي خروج از تهران و خلوت شدن نامبرده دادند که تکليف پاره اي از دم و دستگاهها و تشکيلات دولت را در اين راستا مشخص مي کند و جاي بسي خوشحالي زائدالوصف دارد.
به اميد روزي که هيچ فرد تهراني در تهران ساکن نباشد. کاش مي شد که کلّ تهران را برداشت برد گذاشت يک جاي دور از پايتخت که مجبور به انتقال جزء به جزء آن به تدريج نباشيم. کاش مي شد؛ که اگر مي شد، چي مي شد.
کاش با يک سطل ماست چکيده مي شد دريا را تبديل به دروغ کرد. آن هم نه به دروغ. کاشکي…….افسوس که…!
القاي يأس:
اگر را با مگر چون جفت کردند
از ايشان بچه اي شد کاشکي نام
*
راهکاري ضربتي تر:
علاوه بر راهکارهاي پيشين و اين 28 تصميم جديد اعلام شده؛ وجود مبارک ما نيز که هميشه راهکارهايي مفيد و مؤثر و کارآمد در آستين داشته است، به سهم خود از مجموعه راهکارهاي ذهني متصوّر، دست به نقد يک چند تايي را در اينجا رو مي کنيم.
البته بنا به جهاتي کامل رو نمي کنيم؛ در حدّ نيمروست:
1ـ فعال کردن گسل ها:
الآنه فقط خواجه حافظ شيرازي ممکن است از وجود چند گسل مشکوک در زير تهران خبر نداشته باشد. فلذا از اين امکان بالقوه به نحو احسن مي توان استفاده تکان دهنده کرد.
اگر بشود با روش هاي پيشرفته خداپسند، يک تکان مختصري به يکي از اين گسل ها يا بيشتر داد؛ حداقل نصف جمعيت تهران فردا صبح در کرج به سر مي برند.
در استان البرز. ما کم گفتيم که مشتري شويد. حالا يه تکون، حالا دو تکون،….کلاً بتکون!
*
2ـ افزايش آلودگي هوا:
اگر سرعت خرگوشي ورود خودروهاي گوناگون از سوي شرکت هاي خودروسازي مختلف به ميدان و سرعت لاک پشتي خروج خودروهاي مستهلک از رده به همين روالي باشد که عجالتاً هست و شدت هم پيدا کند؛ بحمدالله ميزان آلودگي هواي پايتخت به حدي خواهد رسيد که خودمان به زبان خوش از تهران خارج خواهيم شد؛ قبل از آن که افقي خارج شويم.
همه ما رفتني هستيم. يکي جلو ما را بگيرد که به نوبت برويم. خروجي شهر، شلوغ است.
*
3ـ افزودن بر نرخ مسکن:
اگر مسکن در تهران ارزان باشد، عمه ما هم از شهرمان بلند مي شود مي آيد تهران؛ چون شايع کردند که هرچه امکانات است، توي تهران است.
وقتي هم که ميلش بکشد بيايد، فيل هم جلودارش نيست تا چه رسد به شوهرعمه مان که دندان ندارد پف فيل بخورد.
فلذاستت که اگر قرار شد اوضاع مسکن از حالت خوابيده رکود خارج شود، کاري کنيم که به سمت بالا خارج شود؛ يعني قيمت فروش و اجاره و رهن چنان برود بالا که کسي نتواند بکشد پايين.
و ما تا به حال ثابت کرديم که مي توانيم. خواستن، توانستن است؛ مگر خلافش ثابت شود.
*
4ـ زياد کردن خروجي ها:
مسلم است که متناسب با شدت گرفتن خروج از تهران، بايد که تعداد خروجي هاي شهر نيز افزايش پيدا کند. راههاي انحرافي و دوربرگردان ها کفايت نمي کند.
کفاف کي دهد اين طرح ها به معضل ما؟….الغرض، هرچه تعداد خروجي هاي سطح غير مسطح بزرگراه ها و خيابان ها بيشتر باشد؛ مردم ما بيشتر تشويق به خارج شدن از شهر مي شوند.نصب تابلوهاي خروجي خيلي مفيد است.
چرا که چشم تابلو را مي بيند و سپس به قول شاعر، آنچه بيني دلت همان خواهد. دلت مي خواهد که سريع السير از تهران خارج شوي. به اميد روزي که هر تهراني عزيز يک خروجي مناسب داشته باشد.
تكمله:طنز بالا هفشده سال پيش، يعني دقيق در سال 1389 نوشته‌شده است و نشان از چشم‌انداز بلند ما در طراحي درست اهداف دوردست دارد.
الحمدلله در زمينه هرچهار گزينه پيشنهاد شده، به نحو احسن عمل شد؛ به طوري‌که الآن، همه دارند از تهران کوچ ‌مي‌کنند. بلا تشبيه عين پرستوها!
اطلاعات+ شيرين طنز
کاريکاتور : محمدعلي رجبي/تسنيم


 به 11 اثر جشنواره «نگاهي به طنز معاصر» جوايزي نفيسي اهدا مي شود 

رئيس ارشاد اسلامي فومن از برگزاري سومين جشنواره ملي نگاهي به طنز معاصر خبر داد و گفت: اين جشنواره 20 تيرماه برگزار مي شود.يوسف نيک انجام در گفت وگو با ايسنا، از برگزاري سومين جشنواره ملي «نگاهي به طنز معاصر» خبر داد و اظهار کرد: اين جشنواره با حضور مهمان برجسته عرصه طنزپردازي کشور 20 تيرماه سال جاري در سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان فومن برگزار مي شود.
وي با اشاره به اينکه فومن با فعاليت افرادي همچون مرحوم کيومرث صابري فومني در مجله گل آقا به يکي از خاستگاه هاي اصلي طنز کشور تبديل شده است، گفت: ارسال آثار مطرح در زمينه شعر، نثر و داستان کوتاه به دبيرخانه جشنواره طنز پهلو 3 از نقاط مختلف کشور نسبت به سال گذشته رشد چشم گيري داشته است.
رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان فومن افزود: از ميان آثار ارسالي به جشنواره ملي نگاهي به طنز معاصر، 11 اثر توسط داورين جشنواره انتخاب و جوايز نفيسي به برگزيده شدگان اهدا مي شود.
نيک انجام خاطرنشان کرد: استاد رضا رفيع از طنزپردازان مطرح کشوري، رضا بنفشه خواه بازيگز طنزپرداز، داريوش کاردان مجري و ديگر طنزپردازان و هنرمندان برجسته از مهمان ويژه سومين جشنواره نگاهي ملي به طنزمعاصر خواهند بود.


 طنز 

تابستان آمد
حميد آرش آزاد
بهارِ روح‌افزا رفت و، آمد فصلِ تابستان
چه فصلي که، در او بارد ز افلاک آتشِ سوزان

چه فصلي که، جهنم پيشِ رويش يک الف بچه است
کند آتش از او دريوزه هر دم مالکِ نيران

چنان فصلي که گرمايش اگر ره يافت بر دوزخ
زند تاول تنِ ثعبان و افعي مي‌شود بريان

چنان فصلي که در ييلاق هم با برّه گويد ميش:
"مراقب باش، چون جوشيده شيرم داخلِ پستان"

هر آن کس بود بي‌دردِ مرفّه (شايد هم برعکس)
شتابيده‌ست با جت سويِ نيس و وارنا و کان

وگر نيمه مرفّه بود و کم درد، اين زمان، بي‌شک
به يک نحوي کشانده خويش را تا رشت با پيکان

ولي گر کارمندي بود مثل بنده دون پايه
چو بيبي، از پيِ بي‌چادري مانده‌ست در تهران

چو فصلِ امتحان بگذشت و آمد تير مه، ناگاه
به يک دم بسته شد دربِ دبستان و دبيرستان

برايِ صرفِ اوقاتِ فراغت، بچه‌ها، ناچار
به قدرِ وسع خود، کردند اقداماتکي شايان

منوچِ از بهرِ تکميل زبان شد عازمِ لندن
پي درمانِ جوشِ صورت، اندي رفت تا آلمان

غلام و زلفعلي و قوچعلي و عيني و زينال
به زور التماس، آخر پادو گشتند در دکّان

زي زي از ظهر تا شب غوطه‌ور شد داخلِ استخر
درونِ طشت، زهرا شست رختِ ده نفر انسان

بتول از فرطِ گرما پخت در پسکوچه‌هايِ شوش
بتي با بنزِ کولردار، ويراژ داد در شمران

ز گرما منبسط گردد همه چيز جهان آري
کش آمد وزنِ شعرِ بنده هم، همچون کِش تنبان


 ايستگاه 

جاي طنز و کمدي در کشور عوض شده است
اسماعيل اميني با بيان اينکه امروز عده‌اي به جاي استفاده از کمدي و خنداندن، مدام واژه طنز را فرياد مي‌زنند، گفت: اين در حالي‌ است که تفاوت اين دو را نمي‌دانند و از همين رو در پس توليدات رسانه‌اي شاهد گسترش انديشه و عمق طنز نيستيم.
به گزارش شيرين طنز، به نقل از تسنيم، اسماعيل اميني، استاد دانشگاه و کارشناس حوزه ادبيات، درباره وضعيت طنز در کشور گفت: امروز در حوزه طنز مکتوب، کتاب طنز و جلسات و محافل، وضع طنز خوب است، اما در رسانه‌ها به‌ويژه رسانه‌هاي مجازي حال طنز اصلا خوب نيست.
با نوعي عصبانيت مواجه هستيم، متاسفانه اين عصبانيت در کتاب‌هاي تئوري هم جا باز کرده و عملا مي‌گويند هدف طنز خالي کردن باد غرور ديگران است، در حالي‌ که طنز، دوستانه است و اصلاً نه در پي گرفتن حال کسي است و نه مي‌خواهد کسي را از ميدان به‌در کند.
وي ادامه داد: ما در برخي مسائل به‌ويژه در مطبوعات رسمي کشور شاهد فحاشي و هنجارشکني به جاي طنز هستيم، ممکن است لحن آرام باشد، اما عملاً در حال فحاشي هستيم و اين مسئله نه براي طنز و جامعه فرهنگي، بلکه براي يک مسلمان بسيار بد است.
نبايد اخلاق را قرباني خنداندن شود
نبايد اخلاق را قرباني خنداندن مردم کرد، بايد بياييم و بررسي کنيم که چگونه به موضوعات بپردازيم که در عين سردرگمي بتواند يک مسئله را در جامعه اصلاح کند و به نفع مردم باشد، به همين دليل بايد سطح توقع مردم را بالا ببريم تا حرف بد را پس بزنند.
اين استاد دانشگاه درباره فيلم و تئاتر طنز نيز گفت: من اصلاً اهل سينما تئاتر نيستم، ولي توليدات اخير را مي‌دانم که شرايط خوبي ندارد. متأسفانه ما جاي کمدي و طنز را جابجا گرفته‌ايم. نمي‌دانم علتش چيست؟ شايد تصور مي‌شود طنز بار معنايي بهتري دارد و يا کلاس کاري آن بالاتر است، در حالي‌که اکثر آثار توليد شده کمدي است و رد پاي طنز را نمي‌بنيم.
طنز داراي يک انديشه بنيادي و اساسي است، مي‌خواهد حرفي جدي بزند، براي رفع مشکلات و معضلات حرف مي‌زند، در حالي‌ که کمدي فقط جنبه خنديدن و سرگرمي دارد و عملاً چيزي به انسان اضافه نمي‌کند.


 شرح عكس 

عليرضا بيرانوند دروازه بان تيم ملي و پرسپوليس تهران؛ انگار كه مشغول آواز خواندن در يك بازي رسمي است!


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي