جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4456- تاریخ : 1398/04/15 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (شنبه)


قضاوت ديگران و تاثير آنها بر احساسات ما


نمادها و حكايت ها


داستانك


قدر قديمي‌ها را بدانيم!


يادداشت


يك جرعه زندگي


فرافلسفه و سفسطه


 قضاوت ديگران و تاثير آنها بر احساسات ما 

قبل از آنکه متن را کامل مطالعه کنيم قدري بر اين دو پرسش‌ تأمل کنيم:
1. آيا شما مسئوليت احساسات خود را قبول مي‌کنيد؟
2. آيا ديگران مي‌توانند علت جريان يافتن احساسات خوب و بد در ما باشند؟
اپيکتتوس معتقد است مردم نه بر اثر وقايعي که برايشان اتفاق مي‌افتد، بلکه با نوع نگاه‌شان به آن وقايع مضطرب مي‌شوند.
مارشال روزنبرگ در کتاب ارتباط بدون خشونت آورده است: آنچه ديگران انجام مي‌دهند، ممکن است تحريک کننده باشد، اما علت احساسات ما نيست.
هنگامي که کسي به ما يک پيام منفي، چه کلامي و چه غيرکلامي مي‌دهد، ما چهار گزينه براي دريافت آن داريم:
يکي آنکه پس از شنيدن انتقاد و سرزنش، آن‌را درست بدانيم. مثلا شخصي عصباني است و مي‌گويد «تو خودخواه‌ترين آدمي هستي که من ديده‌ام!»
با انتخاب گزينه سرزنش خود، عکس‌العمل احتمالي ما اين است: «واي، من بايد بيشتر حساس باشم!»
قبول قضاوت ديگري و سرزنش خود عزت نفس ما را کم مي‌کند و به سمت احساس گناه، سرزنش و افسردگي سوق مي‌دهد.
گزينه‌ دوم اين است که گوينده را سرزنش کنيم. مثلا در جواب «تو خودخواه‌ترين آدمي هستي که من ديده‌ام!» ممکن است اعتراض کنيم که «تو حق نداري چنين چيزي بگويي! من هميشه نيازهاي تو را نظر گرفته‌ام. خودخواه واقعي خود تو هستي.»
اگر با دريافت چنين پيامي گوينده را سرزنش کنيم احتمالا احساس خشم مي‌کنيم.
گزينه‌ سوم ما هنگام دريافت پيام منفي مي‌تواند تابانيدن نور آگاهي بر احساسات و نيازهاي‌مان باشد. در اين صورت پاسخ چنين خواهد بود: «وقتي مي‌شنوم که تو مي‌گويي من خودخواه‌ترين آدمي هستم که تو ديده‌اي، آزرده مي‌شوم، براي اينکه نياز دارم تلاشم براي در نظر گرفتن اولويت‌هاي تو مورد توجه‌ات قرار گيرد.» با تمرکز بر نياز و احساسات‌مان آگاه مي‌شويم که احساس رنج فعلي ما از نياز براي تشخيص تلاش‌هاي قبلي ما نشات گرفته است.
گزينه‌ چهارم براي دريافت يک پيام منفي اين است که نور آگاهي را بر احساسات و نيازهاي فرد ديگر، آنچنان که در حال حاضر بيان مي‌کند، بتابانيم. مثلا ممکن است ما بپرسيم: «آيا تو رنجيده‌اي چون نياز داري به اولويت‌هايت توجه بيشتري شود؟»
ما به جاي آنکه ديگران را مسئول احساس‌هاي خود بدانيم و آنها را سرزنش کنيم با اذعان نيازها، اميال، انتظارات، ارزش‌ها، و افکارمان؛ خود را مسئول هر احساسي در خود مي‌دانيم.
ارتباط بدون خشونت، زبان زندگي / مارشال روزنبرگ


 نمادها و حكايت ها 

تيرماه؛ اين خرچنگ مهربان!
بُرج سَرَطان، چهارمين برج فلکي از دايرةالبروج است. سرطان، چهارمين برج (خانه ) خورشيد، قوسي 30 درجه از دايرةالبروج است. اين برج خط سير خورشيد در تير ماه به مدت 31روز و 10ساعت و 54دقيقه و نام ديگر اين ماه در گاهشماري خورشيدي نيز مي‌باشد. ميانگين شبانه‌روز لحظه تحويل برج سرطان ساعت 17:56 روز 31 خرداد است.
سمبل ماه تير حيوان خرچنگ است و عنصر وجودشان آب . همچنين بنفشه و لي لي ، گل محبوبشان است و روز دوشنبه روز مبارکشان . متولدين ماه تير معروف به تازه بالغ طبيعت هستند و ستاره حاکم آن‌ها ماه است . فلز وجودشان نقره و سنگ خوش يمن آن‌ها مرواريد است . رنگ محبوب متوليد ماه تير سايه اي از رنگ هاي خاکستري و آبي و سبز و عدد خوش يمنشان 2 است . متولدين ماه تير شخصيت کاردينالي دارند و «من احساس مي‌کنم» شعار آن‌هاست .تيرماهي‌ها خرچنگ‌هايي مهربان هستند و احساس مادري نسبت به اطرافيان‌شان دارند.
rastchin.com


 داستانك 

به نيکي بمانيم!
وقتي خانه تکاني مي‌کني چيزهايي پيدا مي‌شوند که مدتي براي پيدا کردنشان زمين و زمان را بهم ريخته‌اي و از نبودنشان اعصابت خط خطي بود.
وقتي که آن گمشده‌ها را مي‌بيني، مي‌بيني که زندگي بدون آنها هم جريان خود را داشته، دنيا هم همينطور است؛ امروز هستيم، فردا نه!
در نبودمان جايگزين‌هايي هستند که دنيا از حرکت نايستد!
خانه تکاني اين مزيت را دارد که به ما ياد مي‌دهد که هيچ تقديري فاجعه نيست، باور کنيد.اميدوارم از ما جز نيکي چيزي در يادها نماند.
هشت بهشت


 قدر قديمي‌ها را بدانيم! 

عتيقه يا آنتيک (Antique) به هر چيز قديمي که قابل گردآوري در کلکسيون‌ها باشد گفته مي‌شود. اشياء عتيقه به دليل زيبايي، کم‌يابي، وضعيت، کاربرد، احساسات انساني مربوط بدان يا هر ويژگي ديگري مورد توجه هستند. به طور معمول شيئي عتيقه شمرده مي‌شود که دست کم صد سالي ديرينگي داشته‌باشد.جاي معمول براي خريد و فروش عتيقه، عتيقه‌فروشي است.
ريشه کلمه
اين کلمه در زبان فارسي از کلمه عتيق در زبان عربي گرفته شده است . کلمه عتيق در زبان عربي معني قديمي ، کهنه يا کهنه دوست را مي دهد.لاتين اين کلمه Antique مي‌باشد که ريشه فرانسوي دارد به معني عتيقه، کهنه و باستاني.
در زبان فارسي محاوره‌اي اين کلمه آنتيک خوانده مي‌شود که معمولا براي اشاره به وسائل با ارزشه قديمي به کار برده مي‌شود.
بازارهاي عتيقه‌فروشي در سراسر جهان
در سراسر جهان بازارهايي براي فروش عتيقه وجود دارد که مي‌توان به بازار بريک‌لين در شهر لندن و بازار دست‌فروشي رزبول در ايالت کاليفرنيا و بازار لو ويلاژ سنت پُل در شهر پاريس و بازارعتيقه‌فروشان خيابان منوچهري در شهر تهران اشاره کرد.
wikipedia.org


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
به آينه نگاه کن و حال خودت را بپرس!
آذر فخري
اين روزها دل‌تنگي‌هاي عجيب‌وغريبي به سراغ‌مان مي‌آيد. دل‌تنگي‌هايي که لابه‌لاي دست و پاي دويدن‌ها و روزمرگي‌هاي‌مان مي‌پيچند و نمي‌گذارند آن‌طور که بايدوشايد حواس‌مان به مشکلاتي که هي بزرگ و بزرگ‌تر مي‌شوند جمع باشد.
مشکلات بزرگ مي‌شوند؛ مشکلاتي که از آن بيرون مي‌آيند؛ از زمين و آسمان بر دوش ما مي‌نشينند و نمي‌گذارند دمي به خودمان، خودِ خودمان برسيم و ببينيم حال دل‌مان، حال و روز روح و روان‌مان چه‌طور است و اصلا اين جان و روحي که از عالم بالا آمده است و قصد رفتن به همان عالم دارد، چه مي‌کند؟ چه فکرهايي، چه نقشه‌هايي و اصلا چه دردهايي دارد؟
روح و روان‌مان را ، حال دروني‌مان را رها کرده‌ايم و مدام مي‌دويم. مي‌دويم بي آن‌که رسيدني در کار باشد. و وقتي رسيدن نيست، يعني داريم کم مي‌آوريم؛ انرژي از ما نشت مي‌کند. گاهي دويدن يعني هدر رفتن ...
اما بياييم کمي صبر کنيم، کمي بايستيم، کمي مکث کنيم، کمي نفس تازه کنيم؛ اصلا شايد اين روح و روان و خودي که تا اين حد نسبت به آن بي‌توجه شده‌ايم، راه حل بهتري در بساطش داشته باشد؟! اصلا شايد خود ما که اين‌همه مدت از آن غافل بوده‌ايم، پيشنهادهايي داشته باشد براي کندن و اين‌همه نچسبيدن.
بياييد گاهي به حرف خودِ تنها رها شده‌مان گوش بدهيم و بِکَنيم. يک فضاي خالي باز کنيم. از اين تنگناهايي که ما را مي‌دوانند و نمي‌رسانند، بيرون بياييم و دور از تمام اين هياهوها و نگراني‌ها، بگذاريم ريه‌هاي‌مان اکسيژن روح و جان‌مان را تنفس
کند.
گاهي ايستادن، در آينه نگاه کردن، خود را تماشا کردن و به خود سلام گفتن بايد بشود مهم‌ترين کار زندگي‌مان؛ پيش از آن‌که اين خود، روح و جان‌مان را بردارد و برود!


 يك جرعه زندگي  

زندگي‌ات را بپذير
مسعود رياعي
وقتي جهانِ هستي خواسته که تو زنده باشي و در اين دوره با همين استعدادها و توانايي‌هايت زندگي کني، خب آن‌را تسليم‌وار بپذير و با جريان حيات هماهنگ باش.
زندگي‌ات را به تمامي بپذير که تمام خيرات و برکاتي که براي تو گذاشته‌اند در همين پذيرش است. با اين پذيرش است که تغييرات بزرگ و شگفت اتفاق مي‌افتد.
با اين پذيرش است که راه‌ها باز مي‌شوند و آگاهي‌هاي ناب، نو به نو چونان قطرات باران بر تو باريدن مي‌گيرند. انکار آنچه که هست، راه سعادت نيست. فهم آنچه که هست، راه سعادت است.


  فرافلسفه و سفسطه 

انساني که دائم دروغ بشنود و استدلال‌هاي درست و غلط را چنان در هم تنيده بيابد که در کشف درستي‌شان گيج شود که نتواند سره از ناسره تشخيص دهد، گردي خاکستري رنگ بر ذهنش مي‌نشيند و شايد نسبت به هر ادعايي بدبين شود. در اين مرحله، انسان را به جغد مينروا تشبيه مي‌کنند که تنها پس از غروب از ويرانه‌ها بيرون مي‌آيد.
جغد مينروا فقط هنگام غروب پرواز مي‌کند. اين تشبيه بيان‌کننده‌ اين نکته است که دانايي فقط در پايان جست‎و‌جو و هميشه پس از ادراک وقايع به‌وجود مي‌آيد. مطمئناَ مجبوريد براي اينکه از خطاهاي‌تان درس‌هايي بياموزيد، خطا کنيد. اما فهم جغد مينروا بيش از چيزي‌ست که به نظر مي‌رسد، يادگيري‌مان از خطاها، ظرفيت‌هايي تازه به خطا مي‌دهد. به همين دليل روند يادگيري از خطاهاي‌مان، امري بي‌پايان است که آن‌را مسئله‌ جغد مينروا مي‌ناميم.
فراسفسطه، روش خوبي براي درک مسئله‌ جغد مينرواست. فراسفسطه وقتي رخ مي‌دهد که کسي همه‌جا سفسطه مي‌بيند. ساخت يک استدلال خوب، کاري سخت است. اما کسي که همه‌جا سفسطه ببيند، به اين فکر مي‌افتد که آن دسته از چيزهايي که بر اساس استدلال‌هاي سفسطي گفته شده‌اند را تماماَ باطل بداند.
نکته‌ اصلي تفکر انتقادي اين است که سوالات را جدا از هم نگه داريم؛ اين اصل مهمي در فراسفسطه به حساب مي‌آيد چون در آموزش منطق غيرکلاسيک و کشف سفسطه شرايطي مي‌سازد که نوع جديدي از خطا را به‌وجود مي‌آورد . اگر هيچ کلمه‌اي براي شروع سفسطه وجود نداشت، هيچ‌کس نمي‌توانست سفسطه ببافد. منطق فرازباني که به ‌فرض، کمک‌مان مي‌کند تا استدلال‌پردازان بهتري باشيم، امکان دارد به نوع خاصي از آسيب‌شناسي استدلالي منجر شود. از طرح تصحيحِ سفسطه‌اي، سفسطه‌ جديدي به‌وجود مي‌آيد. اگر اين موضوع طنز نباشد، نمي‌دانيم که چيست.


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي