جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4438- تاریخ : 1398/01/27 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (سه شنبه)


بازي فکري و تقويت ذهن و روابط اجتماعي


نمادها و حكايت ها


داستانك


سايبرنتيک؛ علم کنترل ديگران!


فلسفيدن در کارناوال


دريچه


يك جرعه زندگي


 بازي فکري و تقويت ذهن و روابط اجتماعي 

قسمت اول
بازي‌ فکري هم فال است و هم تماشا. لحظات‌مان را شاد و مفرح مي‌کند و از طرفي مغزمان را هم ورزش مي‌دهد و براي تقويت ذهن و تقويت حافظه مفيد است. در اين‌جا درباره انواع بازي فکري و مزاياي مختلفي که براي تقويت مهارت‌هاي ذهني و اجتماعي‌ سخن مي گوييم:
مزاياي بازي فکري چيست؟
بازي‌هاي فکري عموما باعث مي‌شوند تا در ذهن خود برنامه‌ريزي کنيد، نقشه بکشيد و تلاش کنيد، اطلاعاتي را به خاطر بسپاريد که در شکست دادن حريفان به کمک‌تان مي‌آيند. وقتي که از مغزتان به اندازه کافي کار بکشيد، از پيري و اختلالات حافظه و… دور خواهيد ماند. هدف از انجام بازي فکري، بهبود حافظه، قدرت تفکر، افزايش سرعت انتقال و تقويت مهارت‌هاي شناختي است.
مهارت‌هاي شناختي چيست؟ مهارت‌هاي شناختي همان مهارت‌هايي است که بايد براي پردازش افکارتان داشته باشيد. به عبارت ساده‌تر، توانايي‌هايي که در يادگيري و حل مسئله به کمک‌تان مي‌آيند.
چه کودک باشيد و چه بزرگسال، براي بهتر زندگي کردن بايد دائما فکر کنيد و تصميم بگيريد. پس چه خوب که به کمک روش‌هايي مانند استفاده از بازي فکري به مغزتان کمک کنيد.
مزاياي بازي فکري چيست؟
اگر سلول‌هاي مغزي به فعاليت کردن، تشويق نشوند، استدلال نکنند و به دنبال حل مسائل و رفع چالش‌هاي گوناگون نباشند، کارايي خود را از دست خواهند داد. اما به کمک بازي فکري مي‌توان مغز را تمرين داد و قبراق نگه داشت. از جمله مزاياي بازي فکري مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:
تقويت حافظه، افزايش سرعت انتقال، افزايش سرعت تفکر،افزايش مهارت‌هاي شناختي، افزايش سطح تمرکز، افزايش مهارت استقلال در تفکر و برنامه‌ريزي.
بازي‌هاي فکري، انواع و اقسامي دارد.
انواع بازي فکري را بشناسيد
بازي فکري انواع مختلفي دارد که هر يک به تقويت مهارت‌ها و توانايي‌هاي مشخصي مي‌پردازند. به طور کلي مي‌توان چند دسته‌بندي براي آن در نظر گرفت:
بازي هاي روميزي.
بازي با طرح تست هوش، معما.
بازي هاي ساختن.
بازي فکري رو ميزي.
بازي‌ فکري روميزي هم همان بازي‌هاي معروفي هستند که به‌صورت يک صفحه بازي رو ميزي طراحي‌شده، دو يا چند نفر را به خود مشغول مي‌کند. شطرنج که معرف حضور همگان است و از نمونه‌هاي ديگر مي‌توان به مِنچ و… اشاره کرد. اين بازي‌ها مزايايي دارند که هم در شما حس و حال خوبي ايجاد مي‌کنند و هم براي مغزتان مفيد هستند:
ايجاد شادي و نشاط
وقتي با اعضاي خانواده، مشغول بازي‌هاي فکري مي‌شويد، لحظات‌تان پر از خنده و نشاط مي‌شود. خنديدن در مغز، هورمون اندورفين(endorphin) ترشح مي‌کند يعني هورموني که نشاط و شادماني در شما به وجود مي‌آورد. خنديدن و در کنار هم بودن هم اعتماد، همراهي و هم‌دردي ميان افراد خانواده و دوستان را بيشتر مي‌کند.
تقويت مهارت‌هاي شناختي
بازي‌هاي فکري منجر به تقويت مهارت‌هاي شناختي مي‌شوند. حل مسئله يکي از مهارت‌هاي شناختي است. بازي به تقويت بخش‌هايي از مغز مانند: هيپوکامپ و قشر پيش‌پيشاني کمک شاياني مي‌کند. اين بخش‌هاي مغز مسئول مديريت افکار پيچيده و شکل دادن به حافظه هستند به همين خاطر با بازي‌هاي فکري مانند شطرنج مي‌توان به تقويت مغز کمک کرد.
معما
بعضي از انواع بازي فکري هم با حل کردن معماها و پاسخ دادن به تست هوش همراه هستند. در بازي‌هاي معمايي و توأم با تست هوش، مغز و ذهن بيشتر استفاده مي‌شود. در اين نوع بازي‌ها براي پيروزي نياز به فکر کردن وجود دارد. ديگر خبري از شانس و اقبال نيست. بلکه فرد بايد تمام تلاش خود را به کار بگيرد تا به پاسخ صحيح دست پيدا کند.
تمرين ايجاد ارتباطات مؤثر
بازي‌هاي معمايي و تست هوش‌ها معمولا به صورت گروهي انجام مي‌شوند. همين موضوع مي‌تواند به تقويت مهارت‌هاي افراد در بهبود بخشيدن به ارتباطات اجتماعي‌شان کمک کند. زماني که شما با هم‌گروهي‌هاي خود در تعامل و ارتباط قرار مي‌گيريد، در واقع در حال تمرين کردن هم‌فکري، ارتباط مؤثر برقرار کردن با ديگران و سازگاري با جمع هم هستيد.
يادگيري و تمرين تفکر حل مسأله
بازي فکري در قالب معما و تست هوش، دستاوردهاي فراواني براي‌تان به همراه خواهد داشت. تقويت قدرت تصميم گيري، افزايش ميزان صبر و حوصله و توانايي سازماندهي و منظم کردن افکار از جمله رهاوردهاي بازي‌هاي فکري به اين سبک است. بازي‌هاي معمايي به شما ياد مي‌دهند که چطور يک مسئله را به بخش‌هاي کوچک‌تر تقسيم کنيد تا قابليت بررسي ابعاد مختلف آن ميسر شود.
تقويت تفکر انتقادي هم از مزيت‌هاي درخشان بازي‌هاي معمايي است. از اين نترسيد که شايد از عهده اين بازي‌ها برنياييد. خجالت را کنار بگذاريد و روي توانايي‌هاي سلول‌هاي خاکستري‌تان بيشتر حساب کنيد.
يادگيري و حل مساله
تحقيقات نشان داده است که حل کردن معماها و بازي‌هاي فکري که با هوش سر و کار دارند باعث افزايش بهره يا ضريب هوشي (IQ) مي‌شود. علت اين است که معماها، شما را به سمت تفکر و استدلال هدايت مي‌کنند.
براي حل مسائلي که در اين نوع از بازي‌ها مطرح مي‌شود، نياز به استفاده از معلومات عمومي در کنار بهره‌مندي از حافظه، منطق و توانايي حل مسئله وجود دارد. در نتيجه مغز ورزيده‌تر و کارکشته‌تر مي‌شود.
ادامه دارد.....
chetor.com


 نمادها و حكايت ها 

مربع
بر عکس دايره که نماد افلاک و آسمان است، مربع غلب نماد زمين، ماده و ثبات است. در نظام تطابق چيني، مربع با زمين و رنگ زرد ارتباط دارد.
چهار ضلع مربع با دسته‌هاي چهارتايي ديگر مانند چهار جهت اصلي مرتبط است. پيروان فلسفه فيثاغورث مربع را با چهار عنصر و فصل‌ها مرتبط مي‌دانستند.
در اسلام، مربع نماد قلب انسان عادي است که به روي چهار منشأ احتمالي الهام باز مي‌شود: الهي، ملکوتي، انساني و شيطاني. به همين دليل، گفته‌اند که قلب پيامبران مثلثي است، زيرا آنها در مقابل تاثيرات شيطاني ايمن‌اند.
در هنر مسيحي، طبيعت مقدسان با هاله مربع نشان داده مي‌شدند ولي احتمال آن وجود داشت که شخص مذکور هنگام کشيدن تصوير هنوز زنده بوده باشد.
در برخي از داستانهاي چيني نقل شده است که مي‌توان هشت جاودانه دانويي را از روي مردمک مربع شکل چشمانشان شناخت.
1000 نماد


 داستانك  

دوستان مدرن چگونه‌اند؟
اگر در معرض کينه و نفرت قرار بگيري، اگر متهم گردي و طعمه ديگران شوي، از کساني که تو را مي‌شناسند، مي‌تواني انتظار دو نوع واکنش داشته باشي:
برخي همرنگ جماعت مي‌شوند، برخي ديگر محتاطانه وانمود مي‌کنند که هيچ نمي‌دانند، هيچ نمي‌شنوند، به‌طوري که تو خواهي توانست به ديدن آن‌ها و سخن گفتن با آن‌ها ادامه دهي.
اين گروه دوم که رازدار و آداب دانند، دوستان تو هستند، دوستان به معني مدرن کلمه.
هويت/ميلان کوندرا


 سايبرنتيک؛ علم کنترل ديگران! 

سايبرنتيک ازجمله علومي است که در قرن بيستم پديد آمد و با رشد سريع خود توانست به علوم ديگر راه يابد. موضوع اصلي سايبرنتيک بررسي ماهيت کنترل در انسان، حيوان و ماشين است و لذا با زيست‌شناسي، روانشناسي، مکانيک، مهندسي، مديريت و بسياري علوم ديگر همبستگي دارد.
سايبرنتيک توانسته به‌عنوان دانشي مستقل و درعيـــن حــــــال بين رشته‌اي مطرح شود. در اين علم به طبقه‌بندي و سازماندهي اطلاعات توجه زيـــادي مي‌شود و از اين‌رو در مديريت اطلاعات و نيز در طراحي نظامهاي اطلاع رساني از اهميت ويژه اي برخوردار است.
استافورد بيـــــــر
(2002-1926) از پايه‌گذاران و استادان به نام سايبرنتيک است. وي شناخته شده‌تريـــن نظريه پرداز در حوزه سايبرنتيک مديريت است. بير به‌عنوان يک مدير در صنايع بزرگ مانند صنعت فولاد به کار مشغول شد و خيلي زود سايبرنتيک را در مديريت موردتوجه قرار داد.به اين ترتيب وي توانست قوانين طبيعي مرتبط با کنترل را از طبيعت به محيط سازماني بکشاند. تئوري‌هاي بير تاثير فراواني از علوم رايانه، فيزيولوژي عصبي، ارتباطات، منطق و فلسفه گرفته‌اند و به همين علت کاملاً منحصر به فرد و شناخته شده هستند.
با دردست داشتن طيفي کامل از يافته‌هاي سايبرنتيک، هميشه امکان تحليل يک وضعيت از ديدگاه پديده‌هاي تنظيم کننده آن وجود دارد. براساس ديدگاه متخصصان سايبرنتيک، هدف يک سيستم همان کاري است که انجام مي‌دهد.
اين يک قضيه ابتدايي است و از آنجايي که حقيقتي آشکار است لذا نقطه آغاز بهتري براي فهم ويژگي‌هايي معمول نيتهاي خير، پيشداوري نسبت به توقعات، قضاوتهاي اخلاقي يا غفلت محض از عواقب است.


 فلسفيدن در کارناوال 

ميخائيل ميخائيلويچ باختين (1895-1975)، فيلسوف و متخصّص روسي ادبيات بود که آثار تأثيرگذاري در حوزه نقد و نظريه ادبي و بلاغي نوشته. ميخائيل باختين در 1895 به دنيا آمد و در 1975 درگذشت.
در انديشه باختين، کارناوال مفهومي‌ست که در آن صداهاي متمايزِ فردي شنيده مي‌شوند؛ نشو و نما پيدا مي‌کنند و با همديگر به کنش متقابل مي‌پردازند.
در نظرگاهِ باختين، کارناوال وابسته به جمع است. چراکه، آن‌هايي که در کارناوال شرکت مي‌کنند، صرفاً يک انبوه يا ازدحام را شکل نمي‌دهند. بلکه، مردم به مثابه يک کل ديده مي‌شوند.
اين کل، به گونه‌اي تشکّل يافته تا سازمانِ اقتصادي-اجتماعي و سياسي را به مبارزه بطلبد.
مطابق نظرگاهِ باختين، «همه در مدّت زمانِ برپايي کارناوال، برابرند. اينجا، در ميدانِ شهر، گونه ويژه‌اي از ارتباط آزاد و خودماني بين کساني حکم‌فرماست که معمولاً با محدوديّت‌هاي کاست، دارايي، حرفه و سن تقسيم شده‌اند.»
در زمانِ کارناوال، مفهوم يگانه زمان و فضا، باعث مي‌شود افراد حس کنند که بخشي از جمع هستند و در اين نقطه، فرد خود بودن را متوقّف مي‌کند. اينجاست که از طريق لباسِ سنّتي و نقاب، فرد بدن‌ها را مبادله مي‌کند و نو مي‌شود.
بر اساس تعريف باختين، کارناوال‌گرايي (Carnivalesque) به بروز ويژگي‌ها و کارکردهاي کارناوال در ادبيات اشاره دارد. اين ويژگي‌ها عبارتند از: شوخي، تنوع، بازي، توجه به بدن ، به رسميت نشناختن حقانيت و جايگاهِ سلسله مراتبي صاحب‌منصبان و سرپيچي از هنجارهاي فرهنگ رسمي.
آثار کارناوالي مي‌توانند مانند کارناوال‌ها فضاي مناسبي براي گفت‌وگويِ واقعي بين نظام‌هاي ارزشي گوناگون باشند.


 دريچه 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم
صف‌هايي براي گرفتن، صف‌هايي براي بخشيدن!
آذر فخري
به اين عکس خوب نگاه کنيد؛ چه رابطه‌اي بين آن‌هايي که در صف ايستاده‌اند و با آن کودک وجود دارد؟
در جايي‌که ما زندگي مي‌کنيم، صف بستن و در صف ايستادن هم براي گرفتن، دريافت کردن و خريدن چيزي است که البته گاهي هم بر سر آن چيزي که قرار است بگيريم و بخريم، بر سر و کول هم مي‌پريم و جر وبحث و مجادله مي‌کنيم و گاهي هم کار به جاهاي باريک‌تر از اين مي‌کشد. اما داستان اين مردمي که در عکس درصف ايستاده‌اند، چيز ديگري است؛ اينان در صف ايستاده‌اند تا چيزي بدهند؛ چيزي از وجودشان را تقديم کنند.
اين بچه 5 ساله سرطان دارد و شديداً منتظر پيوند مغز استخوان بود. نيم ساعت بعد از اين‌که مادرش پستي براي دريافت کمک در اينستاگرام منتشر کرد، مردم براي کمک جلوي بيمارستان تجمع کردند و 4855 نفر چندين ساعت زير باران در صف ايستادند تا آزمايش بدهند بلکه مغز استخوان يکي از آن‌ها با پسر بيمار مطابقت کند.
داستان اين عکس همين است؛ داستان آدم‌هايي که نه براي گرفتن که براي بخشيدن و نثار کردن در زير باران جمع شده‌اند و مي‌خواهند جان انساني ديگر را با حضور خود نجات بدهند. آن‌ها هم مثل ما آدم‌هايي هستند با هزار مشکل مختلف در زندگي. آدم‌هايي معمولي که کار مي‌کنند، نيازهايي دارند و گاهي پول براي تامين نيازهاي‌شان يا ندارند يا کم دارند.
اگر دقت کنيد بيشتر اين آدمها به سادگي مردم کوچه و خيابان هستند. مورد خاصي در لباس و ظاهرشان ديده نمي‌شود. علامت خاصي ندارند. از طرف گروه و سازمان خاصي هم دعوت نشده‌اند؛ يک پيام را ديده‌اند و حالا اين‌جا هستند.
داستان امروز ما با شبکه‌هاي اجتماعي همين است؛ پيام کمکي نوشتن، توي بطري گذاشتن و سپردن به امواج اقيانوس. حالا به پيام‌هايي که مي‌توان از اين عکس گرفت بيشتر فکر کنيم!


 يك جرعه زندگي  

شمع و نه چيزي بيش از آن!
جست‌وجوي آزادي تنها نيروي محرکي است که مي‌شناسم. آزادي براي پرواز کردن در آن بيرون و به سوي بي‌نهايت، آزادي براي گسيختگي، براي برخاستن، براي همچون شعله شمعي بودن که گرچه در مقابل نور ميليونها ستاره قرار دارد، با اين حال دست نخوره مي‌ماند، زيرا هرگز وانمود نمي‌کند بيش از آني است که هست، يعني شمع صرف.
هنر رويا ديدن/دون خوان ماتيوس


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون