جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4424- تاریخ : 1397/12/23 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران (پنجشنبه)


شاعرانه هاي«ژوزه ساراماگو»

گفت‌وگو با شهريار عباسي؛
ادبيات داستاني، بدون مردان؟!


خبر اد‌‌‌‌‌بي


نغمه


تازه‌هاي نشر


زنگ ادبيات


 شاعرانه هاي«ژوزه ساراماگو» 

مهدي طوسي
سخنان و جملات زيباي ژوزه ساراماگو نويسنده پرتغالي و برنده جايزه نوبل ادبيات در سال 1998 ميلادي.
هميشه اولين شکست سخترين شکست است بعدا به آن عادت ميکنيم.
*
بزرگترين اشتباهي که مي توانيم انجام دهيم اين است كه به آدمها طولاني تر از آنچه که لياقتش را دارند اجازه دهيم در زندگي مان بمانند .
*
گاهي راحت تر آن است که با وجود اندوهي که در درونتان موج مي زند لبخند بزنيد. تا اينکه بخواهيد به همه عالم علت غمگيني خود را توضيح دهيد.
*
منشاء اشتباهات ندانستن نيست. بلکه اعتقاد کورکورانه است.
**
همه چيزهاي از دست رفته يک روز برمي گردند اما درست وقتي که ياد مي گيريم بدون آنها زندگي کنيم !
**
گاهي حذف کردن برخي آدمها از زندگي تان جا را براي آمدن آدم هاي بهتر باز مي کند.
**
با خودمان مي گوييم. عادت مي کنيم و با صراحت زيادي. اين جمله را تکرار مي کنيم.
آن چيزي که هيچ کس نمي پرسد اين است که : به چه قيمتي عادت مي کنيم ؟ !
**
کلمات در اختيار انسان قرار داده نشده که افکار خود را پنهان کند.
**
چرا ما کور شديم. نمي دانم. شايد روزي بفهميم. مي خواهي عقيده مرا بداني؟ بله، بگو. فکر نمي کنم ما کور شديم. فکر مي کنم ما کور هستيم. کور اما بينا. کورهايي که مي توانند ببينند اما نمي بينند.
**
کلماتي که از قلب مي آيند هرگز سخن گفته نمي شوند. آن ها در گلو گير مي کنند و فقط از طريق چشمان فرد مي توانند خوانده
شوند.
**
رمان بيشتر از اينکه سبکي ادبي باشد. فضايي ادبي است. مثل دريايي که از رودهاي زيادي پر شده است.
**
آدم ها وقتي معني حرفهايشان را مي فهمند و متوجه رفتارهايشان مي شوند که با کسي از جنس خودشان مواجه شوند.
**
اين چه دنيايي است که مي تواند دستگاه ها را به مريخ بفرستد ولي هيچ کاري براي جلوگيري از کشتن انسان ها انجام نمي دهد ؟
**
اگر نمي توانيد مانند انسان زندگي کنيد لااقل مانند حيوان نيز زندگي نکنيد.
**
درون ما چيزي است که هيچ اسمي ندارد. آن چيز هماني است که ما هستيم.
**
مرا ببخش اگر چيزي که براي تو ناچيز به نظر مي رسد. براي من همه چيز است.
**
توي دنياي کورها ارزش واقعي معلوم مي شود.
**
خيال کرده اي کوري از ما آدم هاي بهتري مي سازد ؟
**
هرکس که مي خواهد بميرد. از همين حالا مرده است ؛ فقط نمي داند! ما اصلا براي مردن به دنيا آمده ايم. به همين دليل مي گويند: ما مرگ را زاده ايم.
**
خوني که روي آن مي خزيدند. پيک مرگ بود و مي گفت: من زندگي ام. پشت من چيز نيست.
**
همه کورند ؛ تمام شهر. تمام مملکت! اگر کسي هم مي بيند پيش خودش نگه مي دارد و بروز نمي دهد.
**
به دوران گله هاي اوليه بازگشته ايم ؛ با اين تفاوت که چند هزار زن و مرد نيستيم. بلکه هزاران ميليون نفريم توي دنيايي تهي و بي ريشه.
**
به خودش گفت: بايد احتياط کني. بايد مثل بيناها راه بروي و مثل کورها حرف بزني.
کورها که اسم ندارند! من فقط يک صدا هستم. چيز ديگري مهم نيست.
**
آنچه هميشه ثابت مانده. سو استفاده عده اي از بدبختي ديگران است که از اول تاريخ وجود داشته و به ارث رسيده و نسل به نسل منتقل شده.


 گفت‌وگو با شهريار عباسي؛
 ادبيات داستاني، بدون مردان؟! 

شهريار عباسي از نگراني‌ براي کمرنگ شدن حضور مردان جوان در زمينه داستان ايراني مي‌گويد که به اعتقاد او از وضعيت نامناسب حوزه نشر آثار داستاني ناشي مي‌شود.
اين نويسنده در گفت‌وگو با ايسنا، درباره وضعيت کارگاه‌ها و آموزش ادبيات داستاني در سال 97، اظهار کرد: من در سال‌هاي اخير کارگاه‌هاي متنوعي داشته‌ام. آن‌چه در چند سال اخير مشاهده کرده‌ام اين بوده است که غالب يا حتي تمام کساني که در کارگاه‌ها شرکت مي‌کنند خانم‌ها هستند.
در يک کارگاه حدوداً پانزده‌نفره يک يا دو نفر آقا و بقيه خانم هستند و گاهي هم اصلاً آقا در کارگاه نيست. اين مسئله از اين جهت خوشحال‌کننده است که خانم‌ها وقت مي‌گذارند و از ادبيات استقبال مي‌کنند و در اين عرصه تلاش مي‌کنند.
او افزود: اما از يک طرف هم در جامعه ادبيات داستاني داريم مردان جوان را از دست مي‌دهيم و اين در درازمدت نتيجه‌اش مشخص مي‌شود. وقتي ميل به انتشار آثار داستاني کمتر است و چرخه عادي آن هم امسال دچار مشکل بوده، ميل به استقبال از آن کمتر مي‌شود و داستان‌نويسي به يک شغل لوکس براي يک عده خاص تبديل مي‌شود و در نتيجه آن درخششي را که در آينده انتظار داريم نخواهيم ديد.
عباسي سپس با اشاره به تأثير مشکلات نشر گفت: من از اين بابت نگران هستم؛ چون اگر بناست ما نويسندگان حرفه‌اي داشته باشيم، جوانان بيايند آموزش ببينند، تلاش کنند، زحمت بکشند و در عرصه ادبيات داستاني فعاليت کنند، بايد زندگي‌شان يا دست‌کم بخشي از آن از اين طريق تأمين شود، از طريق روش‌هاي مرتبط؛ مثلاً در يک انتشارات فعاليت کنند يا خودشان به آموزش بپردازند تا زندگي‌شان بچرخد. اما حالا چنين چيزي وجود ندارد. چون نه ناشري کسي را استخدام مي‌کند و نه کتاب‌فروشي تازه و خصوصي تأسيس مي‌شود. همه اين‌ها باعث مي‌شود که داستان‌نويسي در جوانان کم شود، بخصوص در پسران. آن‌ها ترجيح مي‌دهند در کار ديگري وقت بگذارند.
نويسنده رمان «بازيگوش» با بيان اين‌که وضعيت ادبيات داستاني امسال به نسبت سال‌هاي قبل، تغيير چنداني نداشته است، اظهار کرد: با توجه به وضع اقتصادي کشور در نيمه دوم سال و وضعيت کاغذ، مشکلاتي به وجود آمد و از حجم انتشار آثار کم کردند. اولين تأثير آن هم بر روي ادبيات داستاني و آثار تأليفي داخلي است. آثار آموزشي يا دانشگاهي در هر شرايطي کارشان را ادامه مي‌دهند؛ آثار ترجمه هم بنا به دلايلي که پيچيده است، کمتر آسيب مي‌بينند.
اما وقتي مشکلاتي از قبيل گراني کاغذ به‌وجود مي‌آيد که نشر را دچار مشکل مي‌کند، داستان ايراني قرباني مي‌شود. تا آن‌جايي که اطلاع دارم ناشران ادبيات داستاني خصوصاً در نيمه دوم امسال، آثار را خيلي کم پذيرش کردند. نتيجه اين مسئله در سال آينده بيشتر نمايان خواهد شد و اين چشم‌انداز خوبي براي نشر ادبيات داستاني داخلي نيست.


 خبر اد‌‌‌‌‌بي 

از سوي دبيرخانه جشنواره اعلام شد
معرفي نامزدهاي نهايي بخش داستان‌کوتاه نخستين جشنواره ادبيات سلامت
نامزدهاي بخش داستان کوتاه نخستين جشنواره «ادبيات سلامت» معرفي شدند.
به گزارش مهر، با اعلام نامزدهاي نهايي بخش نمايشنامه‌نويسي و فيلمنامه‌نويسي جشنواره ادبيات سلامت، اکنون فهرست نهايي کانديداهاي بخش داستان کوتاه اين جشنواره اعلام مي‌شود.
نامزدهاي اين بخش به شرح ذيل است:
فراموش‌خانه نوشته منا کرمي
پشت‌بام نوشته نازنين رحمان‌آبادي
سياه و جاندار نوشته دلبر يزدان‌پناه
غريبه‌اي در خانه ما نوشته مهديه کوهي‌کار
من از بادهاي سرد نوشته مرتضي فرجي
ديوار کوتاه خواب‌هاي من نوشته هدا حشمتيان
شمس لنگرودي، ابوتراب خسروي و احمد آرام بخش داستان کوتاه نخستين جشنواره «ادبيات سلامت» را داوري کردند. گفتني است مؤسسه آواي هنر سلامت از سوي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي با هدف ترغيب نويسندگان به خلق آثار ادبي در حوزه سلامت نخستين جشنواره ادبيات سلامت را در سه بخش داستان کوتاه، فيلمنامه و نمايشنامه با موضوع سلامت برگزار کرده است. بهاالدين مرشدي دبيري و رامبد خانلري مدير بخش داستان کوتاه اين جايزه را برعهده دارند.

بازديد از خاص‌ترين کتابفروشي‌هاي جهان
به گزارش ايبنا به نقل از ليت هاب، معمولاً در کشورها و فرهنگ‌هاي مختلف کتاب‌فروشي نقش ويژه‌اي در جامعه ايفا مي‌کند و به طور خاص مرکز فعاليت‌هاي فرهنگي محلي و ملي آن جامعه و کشور محسوب مي‌شود. کتاب‌فروشي‌ها امروز با وجود رشد و توسعه تکنولوژي و ظهور کتاب‌هاي ديجيتال براي اينکه به حيات خود ادامه دهند بايد انتخاب‌هاي بيشتري به مشتريان خود بدهند و در اصل به دنبال جذابيت‌ بخشي به مشتري کتاب هستند. در اين گزارش کتاب فروشي‌هاي خاصي معرفي مي‌شود که بازديد از آنها حتماً به کتاب دوستان توصيه مي‌شود.
کاليفرنيا:شايد بتوان اين کتاب‌فروشي را تنها مغازه فروش کتاب‌هاي رمانتيک در ايالات متحده آمريکا به حساب آورد. به گفته صاحبان اين کتابفروشي در سال گذشته 91هزار دلار از طريق فروش اين کتاب‌ها درآمد کسب شده است. هر کتابي از هر نويسنده‌اي در جهان از جين آستن گرفته تا شکسپير همگي با موضوع رمانس در اين کتابفروشي پيدا مي شود.
شهر رم:دوستداران ادبيات زبان ايتاليايي علاقمند به دريا و قايق به طور حتم با کتابفروشي ايلماره شهر رم آشنايي دارند. 30هزار جلد کتاب با موضوعات مختلف دريانوردي و اطلاعات درباره کشف مکان‌هاي نامعلوم در دريا و اقيانوس در اين کتابفروشي وجود دارد. نقشه‌هاي قديمي دريانوردي، تصاوير و چارت‌هاي ملواني همگي از محصولات جانبي اين فروشگاه جالب در شهر رم هستند. البته در شهر ميلان نيز کتابفروشي به نام ديلماره نيز وجود دارد که چنين فعاليتي دارد.
شهر لندن:اين کتابفروشي متعلق به شخصي به نام اي.ان. ديورز تنها کتاب‌هاي کمياب و ناياب مي‌فروشد و هر کسي قادر به خريدن اين کتاب‌ها نيست. صاحب اين کتابفروشي با ارتباط‌هايي که با عتيقه فروش‌ها دارد کتاب‌هاي کمياب را براي عرضه از آنها مي‌خرد و مي‌گويد دوست دارد اين کتاب‌ها به طور ويژه توسط علاقمندان به ادبيات قديمي خريداري شود.


 نغمه 

اي آسمان اين چرخ من زان ماه رو آموختم
مولوي ديوان شمس
اي آسمان اين چرخ من زان ماه رو آموختم
خورشيد او را ذره‌ام اين رقص از او آموختم

اي مه نقاب روي او اي آب جان در جوي او
بر رو دويدن سوي او زان آب جو آموختم

گلشن همي‌گويد مرا کاين نافه چون دزديده‌اي
من شيري و نافه بري ز آهوي هو آموختم

از باغ و از عرجون او وز طره ميگون او
اينک رسن بازي خوش همچون کدو آموختم

از نقش‌هاي اين جهان هم چشم بستم هم دهان
تا نقش بندي عجب بي‌رنگ و بو آموختم

ديدم گشاد داد او وان جود و آن ايجاد او
من دادن جان دم به دم زان دادخو آموختم

در خواب بي‌سو مي روي در کوي بي‌کو مي روي
شش سو مرو وز سو مگو چون غير سو آموختم


 تازه‌هاي نشر 

انتشار ترجمه‌اي تازه از شاهکار تنسي ويليامز
ترجمه‌اي تازه از نمايشنامه «گربه روي شيرواني داغ» اثر تنسي ويليامز منتشر شد.
به گزارش مهر، انتشارات مرواريد ترجمه‌اي تازه از نمايشنامه «گربه روي شيرواني داغ» اثر تنسي ويليامز را که توسط پرويز ارشد انجام شده است را روانه بازار کتاب کرد.
درونمايه اصلي اين نمايشنامه ملودرامي است که در يکي از ايالت‌هاي جنوبي آمريکا اتفاق مي‌افتد که مردمانش با خرافات و اوهام و کينه‌توزي و حسادت و دروغ دست به گريبان هستند.
در اين نمايشنامه با خانواده‌اي روبرو مي‌شوم که در پوشش نيرنگ و تزوير و پنهاکاري از روبرو شدن با حقيقت سخت مي‌هراسند. اعضاي خانواده با جهتگيري خود براي تصاحب املاک متعلق به پدر، با هم وارد نزاعي تمام عيار مي‌شوند و سعي مي‌کنند هر کدامشان پس از مرگ بخش بيشتري از اين املاک را تصاحب کنند. اين در حالي است که پدر خانواده بي‌آنکه خود بداند مبتلي به سرطان شده است و روزهاي پاياني عمرش را مي‌گذراند و خود نيز يکي از طرفين اين نزاع است.
تنسي ويليامز در مقام مؤلف اين نمايشنامه از مشاهير نمايشنامه‌نويسي معاصر در ايالات متحده به شمار مي‌رود. آثاري چون باغ وحش شيشه‌اي، اتوبوسي به نام هوس، خاک گل سرخ و… و. است که براي وي شهرت بسياري را به همراه دارد.


 زنگ ادبيات 

دستگيري «سردسته قاچاقچيان کتاب»
يکي از قاچاقچيان کتاب که از او به‌عنوان «سردسته قاچاقچيان کتاب» ياد مي‌شود بعد از شش ماه متواري بودن دستگير شد.
يکي از اعضاي کارگروه صيانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمان اتحاديه ناشران و کتاب‌فروشان تهران با اعلام اين خبر به ايسنا گفت، اين متهم توسط وزارت اطلاعات در محدوده مهرآباد جنوبي دستگير و به زندان اوين منتقل شده است.
گفته مي‌شود از 19 انبار کتاب قاچاق کشف‌شده توسط کارگروه صيانت از حقوق ناشران، مؤلفان و مترجمان اتحاديه ناشران و کتاب‌فروشان تهران، حدود 10 انبار به اين فرد که به «سردسته قاچاقچيان کتاب» معروف است تعلق دارد. يکي از پسران اين فرد به اتهام قاچاق کتاب با قيد وثيقه 80 ميليون توماني آزاد است و پسر ديگرش هم متواري است.

موضوع علمي يادروز حافظ مشخص شد
به گزارش خبرگزاري مهر، دکتر کاووس حسن‌لي گفت: از گذشته‌هاي دور تا کنون «انسان و مفهوم انساني» از سوي بسياري از انديشمندان جهان بارها و بارها تعريف و بازتعريف شده است. مکاتب فکري گوناگون تعريف‌هاي مختلفي از انسان و مفهوم انساني دارند.
وي بيان کرد: حافظ نيز در جايگاه يکي از شاعران انديشمند نام‌آورجهاني نگاه ويژه خود به اين مفهوم بنيادي دارد که در لابه‌لاي سروده‌هاي بلندش بازتافته است. از سوي ديگر انسان معاصر و روابط انساني در جهان امروز با روابط انساني در چندين قرن پيش بسيار تفاوت کرده است.
وي ادامه داد: مرکز حافظ‌شناسي و کرسي پژوهشي حافظ که موضوع علمي سالانه‌ي حافظ را اعلام مي‌کند براي يادروز حافظ در سال 1398 موضوع «حافظ و انسان ديروز و امروز» را تعيين کرده است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: در واقع اين مفهوم را از چندين زاويه مي‌توان نگريست که در يک نگاه کلي مي‌توان همه را در دو دسته جاي داد يکي بررسي مفهوم انسان در انديشه‌ي حافظ است و ديگري نگاه انسان معاصر به شعر حافظ. به سخني ديگر هم نگاه حافظ به انسان در کانون توجه است و هم نگاه انسان امروز به حافظ. البته واژه‌ي «انسان» در غزليات حافظ چندان در کانون توجه نبوده و پرکاربرد نيست، اما مفهوم انسان و انسان متعالي در سراسر ديوان حافظ به گونه‌اي فراگير گسترده است.وي با اشاره به اينکه پرسش‌هاي گوناگوني را مي‌توان درافکند که انتظار مي‌رود حافظ پژوهان بدان‌ها توجه کنند، گفت: براي نمونه حافظ در سده‌ي هشتم به انسان چگونه مي‌نگرد؟ انسان متعالي از نظر او کيست؟ رفتارهاي شايسته‌ي انسان معتدل و متعادل چيست؟ آيا وقتي به روشني و بدون ابهام و تاويل‌پذيري مي‌گويد: مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش دنبال چگونه انساني‌ست؟ نظر به چه نوع انسان دارد؟
وي گفت: همچنين اينکه نسبت جسم و جان و تن و روان چگونه است؟ آيا تن آدمي زنداني ست که روح او در آن گرفتار آمده است؟ آيا به همين دليل بايد هر چه زودتر و هرچه قوي‌تر به تخريب اين زندان پرداخت؟ و روح را آزاد کرد؟ يا نه ملازمت جسم و جان از زمينه‌هاي پرورش انسان مي‌تواند باشد؟ آيا انسان آفريده شده است تا در به‌سازي جامعه‌ي پيرامون خود و در ارتقاي معنوي و اخلاقي ديگران هم بکوشد تا سعادتمند گردند يا آمده است تا با رياضت جسم و پالايش روح، خود را به آسمان برگرداند؟ حافظ در اين گونه مقولات انسان را چگونه مي‌بيند؟


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون