جستجوي پيشرفته برو
 درخواست اشتراکارتباط با ماآرشيوشناسنامهصفحه اصلي
نسخه شماره 4411- تاریخ : 1397/12/08 - اولين روزنامه جوانان و نوجوانان ايران(چهارشنبه)


تکنيک‌هاي اشتباهي رسيدن به آرامش


حرکت تقديمي زمين و اين دور ملايم!


فلسفه براي ما حکمت است!


يادداشت


نمادها و حكايت ها


يك جرعه زندگي


داستانك


 تکنيک‌هاي اشتباهي رسيدن به آرامش  

بااينکه روش‌هاي زيادي براي کنترل استرس وجود دارد، اما شايد نصيحت يک دوست يا جست‌وجو در اينترنت باعث يافتن روش مؤثري نشود. بسياري از اين روش‌ها در بهترين حالت مي‌توانند موجب اتلاف وقت، پول، انرژي يا غفلت از روش‌هاي درست شوند و در بدترين حالت موجب آسيب‌ديدن، ايجاد عادات بد، جلوگيري از تأثير برخي داروها يا حتي افزايش استرس‌ها شوند. روش‌هايي که در اين‌جا آمده، متداول‌ترين و درعين حال گمراه‌کننده‌ترين روش‌هاي کنترل استرس هستند.

درمورد تأثير برخي از اين روش‌ها اغراق شده و روي برخي ديگر از آن‌ها تحقيقات کافي صورت نگرفته است. شايد فکر کنيد اين روش‌ها راه رهايي‌تان از استرس‌ها هستند، اما نکات مهمي وجود دارد که بايد به آن‌ها توجه کنيد.

دردِدل‌کردن با ديگران

شايد بد نباشد بعد از يک روز سخت کاري پيش دوست يا عزيزي بنشينيد و از مشکلات‌‌تان با او درددل کنيد. اين کار مي‌تواند فشار را موقتا از روي‌تان بردارد. ولي زماني‌که اين کار به عادت‌ دائمي‌تان تبديل شود، حالتي به‌نام «نشخوار ذهني» بروز مي‌کند.

در اين حالت به‌جاي انجام عکس‌العمل مناسب و استفاده از روش‌هاي مؤثر، تمام تمرکز فرد روي نکات منفي مشکل‌ و علل و علائم آن جلب مي‌شود. درنتيجه استرس‌ فرد افزايش مي‌يابد.

طرفداران اين روش مدعي‌اند که با دريافت حمايت احساسي، استرس‌هاي درون‌تان آزاد مي‌شود. اما اغلب اين روش به‌جاي تمرکز روي راه‌حل، باعث بزرگ‌نمايي و ايجاد وسواس روي مشکلات مي‌شود.

اين‌گونه ذهن‌تان در حالت منفي و پردغدغه باقي مي‌ماند و ادامه‌ آن مي‌تواند به نوعي عادت ناسالم و آزاردهنده تبديل شود.

روش زير را جايگزين اين تکنيک کنيد :

از روش درست به‌دنبال کمک بگرديد. درددل‌کردن با دوستان نمي‌تواند در درازمدت راهکار مناسبي براي کاهش استرس‌ها باشد. ولي يافتن دوستي که بتواند به شما کمک کند، مفيد است.

کمک ديگران مي‌تواند در قالب فراهم آوردن چيزهايي باشد که با استفاده يا کمک آن‌ها بتوانيد شرايط خود را تغيير بدهيد و به مسير مثبتي وارد شويد.

ارزيابي مجدد نسبت به شرايط، توجه به جنبه‌هاي مثبت، يافتن فرصت‌ها و پيداکردن راه‌هايي براي ايجاد نگرش مثبت‌تر به جنبه‌هاي منفي مي‌تواند مسيري به سمت آرامش باشد. زيرا واکنش بدن‌تان نسبت به خطرها بر مبناي ارزيابي شما از ميزان تهديد است، نه مقدار واقعي آن. اگر خودتان يا ديگران بتوانند به شما نشان دهند که ميزان خطر کمتر از چيزي است که فکر مي‌کنيد (که اغلب اين‌گونه است) و اگر بتوانيد داشته‌هايتان را به خودتان يادآوري کنيد، در برابر خطر پيش‌ِ رو کمتر دچار استرس مي‌شويد.

همچنين چيزهايي که تا کنون از آنها غافل بوده‌ايد نيز مي‌توانند براي‌تان مفيد باشند. علاوه‌براينها کمک برخي دوستان نيز مي‌تواند راهکاري مؤثر براي کاهش استرس‌ها باشد.

بي‌اعتنايي يا انکار

عده‌اي مي‌گويند دور نگه‌داشتن افکار منفي از ذهن‌تان راهي مناسب جهت جلوگيري از بروز نشخوار ذهني است. البته بي‌خيالي و بي‌اعتنايي دائمي به مشکلات و تصور اينکه همه‌چيز خودبه‌خود درست مي‌شود، کار اشتباهي است.

شايد انکار و بي‌اعتنايي نسبت به مشکلات آسان‌تر از مواجهه‌ فعال با آن باشد. اما بي‌اعتنايي دائمي مي‌تواند درنهايت استرس بيشتري در فرد ايجاد کند. مواجهه‌ مستقيم و بدون وسواس فکري به فرد کمک مي‌کند تا از موقعيت سخت راحت‌تر خارج شود. اگر بخواهيد به‌مدت طولاني نسبت به مشکلات بي‌اعتنا باشيد و از مواجهه با آنها طفره برويد، ممکن است براي اقدام بسيار دير شود و شرايط به‌طور کامل از کنترل خارج شود.

روش زير را جايگزين اين تکنيک کنيد

حواس‌پرتي: برخلاف تکنيک انکار و بي‌اعتنايي که روش مناسبي براي کاهش استرس نيست، تکنيک حواس‌پرتي مي‌تواند به فرد کمک کند.

يعني بايد ابتدا با مشکل‌تان مواجه شويد و سپس خود را مشغول‌ چيزي کنيد که آرامش بيشتري به شما مي‌دهد. در زمان بروز مشکل، ابتدا اقدامات لازم را انجام دهيد و تا زماني‌که دوباره موعد اقدام‌تان فرا برسد، به کارهاي ديگر رسيدگي کنيد.

سرزنش کردن (مخصوصا سرزنش کردن خود)

سرزنش ‌کردن صِرف خود با اينکه فرد بخواهد دلايل شکستش را پيدا کند، تفاوت زيادي دارد. فرد بايد با ارزيابي شرايط بفهمد چه‌چيزي باعث شکستش شده تا در دفعات بعدي بتواند از بروز آن جلوگيري کند. اگر فرد بخواهد پس از شکست دائما خود را سرزنش کند، بيش از اينکه به خودش کمک کند، به خود آسيب مي‌زند.

محققان دريافته‌اند سرزنش خود روشي رايج و درعين حال اشتباه است. زماني‌که متوجه اشتباه‌تان مي‌شويد، بايد مسئوليت آن را بپذيريد و از بروز مجدد آن جلوگيري کنيد. به خودتان بابت يادگيري اين تجربه‌ جديد تبريک بگوييد و به زندگي‌تان ادامه بدهيد.

روش زير را جايگزين اين تکنيک کنيد

شوخ‌طبعي: يافتن راهي براي خنديدن به استرس‌ها، روشي سريع براي افزايش آرامش روحي و جسمي است. اين کار باعث مي‌شود تا نگاه‌تان به مسائل عوض شود و خود را از استرس‌ها دور کنيد. همچنين با اين روش راحت‌تر مي‌پذيريد که نمي‌توان بعضي چيزها را تغيير داد و نبايد خودتان را سرزنش کنيد.

chetor.com


 حرکت تقديمي زمين و اين دور ملايم! 

نياکان باستاني ما از حدود قرن دوم ميلادي از حرکت تقديمي زمين آگاهي داشته اند و مي‌دانستند که محور زمين داراي دوران ملايمي است (يک دور کامل آن تقريبا 26000 سال طول مي کشد) به علت همين حرکت تقديمي و تغيير در جهت حرکت محور زمين است که موقعيت زمين نسبت به عهد گذشته کمي تغيير کرده است.

يکي از اثرات مشهود اين پديده آن است که خورشيد نسبت به دو هزار سال پيش حدود يک ماه در هر صورت فلکي زودتر وارد مي‌شود. در آن زمان و در موقع اعتدال بهاري (آغاز بهار در نيمکره شمالي) خورشيد به صورت فلکي حمل وارد مي‌شد. در زمان حال در موقع اعتدال بهاري خورشيد به صورت فلکي حوت مي‌رسد و يک ماه بعد در صورت حمل خواهد بود.

اثر ديگر پديده حرکت تقديمي، تغيير در مکان ستاره قطبي براي زمين است. ستاره قطبي که نشانگر قطب شمال آسمان در فضا مي‌باشد، به وسيله امتداد محور زمين مشخص مي‌گردد. به تدريج که محور زمين دوران پيدا مي‌کند موقعيت قطب شمال فلکي هم جابه جا مي‌شود. ستاره ثعبان يعني آلفاي صورت فلکي اژدها در 4000 سال پيش مقام ستاره قطبي را در آسمان داشته است. امروزه ستاره قطب شمال يعني آلفاي صورت فلکي خرس کوچک چنين سمتي را داراست و هيچ ستاره‌اي هم فعلا به‌طور مشخص عهده‌دار قطب جنوب فلکي نيست.


 فلسفه براي ما حکمت است! 

حکمت در نزد دانشوران اسلامي به معني دانستن چيزهاست چنانکه باشند. در لغت به معني فرزانگي‌است و معمولاً آن را معادل شرقي يا اسلامي، فلسفه اروپايي مي‌گيرند.

حکمت را به دو شاخه حکمت نظري و حکمت عملي تقسيم مي‌کنند که هر شاخه زيربخش‌هاي کوچکتر دارد:

حکمت نظري: در مورد موجوداتي‌است که وجود آن‌ها وابسته به حرکات ارادي افراد بشر نيست.

حکمت عملي: در مورد صلاحِ اموري‌است که به اراده و کردارهاي انسان وابسته‌است.

تقسيم حکمت به عملي و نظري در آثار افلاطون و ارسطو نبود، بلکه توسط شاگردان ارسطو که کتاب‌ها را جمع کردند صورت گرفت

حکمت نظري

افلاطون بر اين عقيده بود که حکمت يا فلسفه نظري پذيراي هيچ تقسيمي نيست و کليه علم‌ها نتيجه‌اي هستند از مجموعه واحدي از اصول نهايي، و اثبات اين اصول کار علم اعلايي است که افلاطون آن‌را ديالکتيک ناميد.

حکمت نظري نزد ارسطو و دانشوران اسلامي، درباره موجوداتي است که وابسته به حرکات ارادي اشخاص بشر نيستند. با توجه به اقسام موجودات اين علم به سه شاخه مابعدالطبيعه، رياضي و طبيعي تقسيم مي‌شود. هر يک از اين علم‌ها اصولي دارند وفروعي.

حکمت عملي

حکمت عملي آن شاخه از حکمت است که به کنش‌هاي انساني وابسته‌است و به اعتقاد دانشوران مسلمان هدفش نظام‌گرفتن و اصلاح معاش انسان (به‌اصطلاحْ اين‌جهاني يا ناسوتي) و همچنين نظام‌گرفتن و اصلاح معاد انسان (به‌اصطلاحْ آن‌جهاني يا لاهوتي) است.


 يادداشت 

چيزهايي هم هست که نمي دانيم

آيا زندگي در ميان دو جنگ، سرنوشت ماست؟

آذر فخري

ما آدم‌ها بي آن‌که بدانيم، بي آن‌که حواس‌مان باشد، مدام در حال جنگيم. آن‌هم در دوجبهه متفاوت؛ در يکي مي‌جنگيم تا داشته‌هاي‌مان را حفظ کنيم و در ديگري مي‌جنگيم که نداشته‌هاي مان را به دست آوريم. و به اين ترتيب، روزها و لحظه‌هاي عمرمان را ارزش‌گذاري مي‌کنيم؛ اگر به‌دست آورده باشيم يا توانسته باشيم نگه‌داريم احساس پيروزي مي‌کنيم. وگرنه در خود فرو مي‌ريزيم.

اما ما آدم‌ها در ميانه اين دوجنگ، يک اشتباه بزرگ استراتژيک هم مرتکب مي‌شويم. هرچه را که در جبهه‌اي با درد و زخم و خونريزي به دست مي‌آوريم در جبهه ديگر صرف مي‌کنيم. گاهي هر چه را که به دست آورده‌ايم و يا داريم، مي‌دهيم تا در نبردي ديگر چيزي ديگر را صاحب شويم.

پس به اين ترتيب آيا در نهايت براي ما چيزي باقي مي‌ماند؟ چيزي که آن‌را مثل هر قهرماني بالاي سرمان بگيريم در ميان دست و هوراي تماشاگران، احساس سربلندي و افتخار کنيم؟ يا نه، زندگي ما فقط رفت و برگشت يک بازنده است در ميانه دو نبرد؟

اگر چنين انتخابي کرده باشيم و براي خود چنين سرنوشتي تدارک ديده باشيم، بله ما يک بازنده تمام عياريم و هيچ جامي براي بالا بردن و هيچ مدالي براي آويختن نداريم.

اما مسئله ما اين است که نه براي چنين جنگ‌هايي، که دقيقا برعکس براي صلح و آشتي و لمس و تجربه آن به زمين آمده‌ايم؛ آمده‌ايم براي لمس حس خوشبختي حضور در کنارهم، لمس طعم درک و همدلي و نه هيچ چيز ديگري...

هيچ‌کدام از غنايم آن دو جنگ را نمي‌توانيم با خودمان ببريم. اما وقتي مي رويم قلب‌مان در سينه‌مان خواهد بود!


 نمادها و حكايت ها 

جام يا پياله

جام يا پياله به وسيله کلاغ براي آپولو حمل شد. گاهي نيز گفته شده که اين جامي از شهد بود که توسط خدايان المپ نوشيده شده است.

در حدود 25 درجه‌اي جنوب ستاره دم شير (ذنب الأسد)، ستاره بتاي اسد، جامي به صورت کوچک و شامل ستارگاني نه چندان درخشنده، قرار گرفته است.

با کمي حالت تخيل، شما هم ممکن است بتوانيد جام يا پياله‌اي را در اين مکان ببينيد. در منطقه جام تعداد زيادي از کهکشان‌ها قرار دارند اما مشاهده آنها از درون تلسکوپ‌هاي آماتوري غيرممکن است.


 يك جرعه زندگي  

بخشي از سخنراني کريستوفر نولان در دانشگاه پرينستون

بنا به سنت در پايان سخنراني‌ها، عموما آدم‌ها صحبت‌هاي‌شان را با بيان اين جمله به پايان مي‌برند: «روياهاي‌تان را دنبال کنيد» اما من نمي‌خواهم چنين جمله‌اي به شما بگويم، چون باورش ندارم. در عوض، مي‌خواهم واقعيت‌تان را دنبال کنيد.

احساس مي‌کنم در طول زمان، واقعيت در برابر رويا جايگاهش را از دست داده. مي‌خواهم اين مسئله را براي‌تان روشن کنم که روياهاي ما، واقعيت‌هاي مجازي ما، اين مفاهيم انتزاعي که ازشان لذت مي‌بريم و خودمان را در آنها محصور کرده‌ايم، در واقع زيرمجموعه‌هاي «واقعيت» هستند.

کريستوفر نولان


 داستانك  

براي خودمان کافي هستيم!

اين اصل اساسي را شروع کنيد که شما نيازي به تاييد کسي نداريد.

درست است؟ بله، اگر کسي شما را دوست ندارد، زندگي شما نابود نمي‌شود.

شما مي‌توانيد شادمانه قدم بزنيد، کتاب بخوانيد، رمان بنويسيد، ورزش کنيد، روي چمن‌ها دراز بکشيد، غروب را تماشا کنيد، مي‌توانيد با شخص خودتان شاد باشيد.

زماني که به اين درک برسيد، از نگراني اينکه ديگران در مورد شما چه فکر مي‌کنند رها مي‌شويد.

زماني که احساس‌هاي بد به سراغتان مي‌آيند (خارج از کنترل ما)، درک کنيد که اين‌ها بوي خواستن تاييد ديگران را مي‌دهند و به ياد بياوريد که شما نيازي به تاييد ديگران نداريد.

بدون آن هم انسان خوبي هستيد. در شوق تاييد ديگران، زندگي ما رنج آور مي‌شود و ما نيازي به اين رنج نداريم.

کتاب کوچک رضايت/لئو بابوتا


 
اجتماعي
جوان و جامعه
تلخند
ورزشي
فرهنگ و هنر
بچه هاي مدرسه
ادبيات نوجوان
كانون